1421
1411
عنوان

داستان دعواي من و خواهر شوهرم

31344 بازدید | 396 پست

 سلام من تازه با سايت آشنا شدم و ثبت نام كردم ديدم جاي مناسبيه براي درد و دل كردن بگذريم...

 من اسمم ماسوآ هست ٢١ سالمه همسرم رضا ٣٥ سالشه سه ساله از زندگي مثلا مشتركمون ميگذره هنوز فرزند نداريم همراه با مادرشوهر و خواهرشوهرم زندگي ميكنم و پدرشوهرم حدود دو سال براثر سكته فوت كردن از خوبي و مهربونيش نگم براتون😔 دوتا برادر شوهر ديگم دارم كه سالي يكبار به مادرشون سر نميزنن زندگي كاملا مستقلي دارنو جاريام حسابي شوهرشونو تو مشت گرفتن و اجازه نميدن با خانوادشون رفتو آمد كنن ..

من همسرم خيلي مادرو خواهرشو دوس داره به حدي كه وقتي پدرش فوت كرد بهم گفت ماسوآ ما نميتونيم زندگي مستقل داشته باشيم من نميتونم خانوادمو تنها بذارم در حالي كه تازه يكسال از عقد ما ميگذشت دنيا داشت رو سرم خواب ميشد بخدا فكر اينكه اول زندگي بخوام با آدماي ديگه روزمو بگذرونم خفم ميكرد فكر اينكه هيچ خلوتي در كار نيست 

شوهرم خونه اي كه داشت بدون اطلاع من فروخت ولي مادرشوهرم كاملا مطلع بود

مادر شوهرم اوايل خيلي اروم و ساكت بود طوري كه همش ميگفتم خدايا شكرت كه حداقل دخالتي نميكنه توي زندگيمون اما اينا همش مظلوم نمايي بود 😔😔

پدر مادر خودم واقعا هيچ تلاشي نكردن كه من زندگيمو جدا كنم تازه خوشحالم شدن كه قراره با خواهر شوهرم و مادر شوهرم زندگي كنم خلاصه گفتم كه كمي از جريان زندگيم بياد دستتون ...  

اما الان ما تو يه خونه ٧٠ متري كه فقط يك اتاق داره كه اونم خواهرشوهرم متعلق به خودش ميدونه اينم بگم تختشو و تمام وسايلشو ريخته تو كه جاي سوزن انداختن نيست 

منو رضا شبا مجبوريم تو حال كنار مادر عزيزش بخوابيم هر چند رضا هيچ اعتراضي نداره من الان سه ساله همون خدا ميدونه تا الان كه ٢١ سالمه جدا از رضا ميخوابم يادم نمياد بعنوان زنش محبتي بهم بكنه يعني شرايطمون اينجوريه 

مادرشم خيلي خوشحاله انگار كه جدايي و فاصله انداخته 

خواستم ازتون راه حل بگيرم 😔😔😔


مامان باباهای عزیز میدونین پول آپ مای بیبی چیه؟

یک پوشک شورتی نازک و نرم، باقدرت جذب بالا. که کش مخصوص 360 درجه دور کمر آن، آزادی وابتکار عمل بیشتری به دلبند شما می ده

برای اطلاعات بیشتر ما رو دنبال کنید


1401

وأي شغل شوهرتون چيه

87&pos4دوستاي گلم دوستاي خوبم امضامو تا اخر بخونيد ميخوام براي پسر كوچولوي دوست عزيزمون توي ني ني سايت مرمري ١٣٧٢ كه پسر ش أقا رادمهر مريض شده دعا كنيم تا جون بگيره وبر بيماريش غلبه كنه  كاري كنيم حداقل دل يه مادر شاد شه وبر لبش خنده بياد    

خیلی سختع

شرایط اقتصادی جوری شده که ندای درونمو فرستادم تو یه شرکت منشی شده!       کودک درونمم گذاشتم سرچهار راه فال میفروشه     خومم با پراید مسافر کشی میکنم      اون روی سگمم گذاشتم تو یه باغ نگهبانی میده😐😐
1376

ماسوآ اسم اون بازیگره تو سریال دختر مهاراجه بود یهو یادم افتاد .

دلم واسه مادرشوهر جونم تنگ شده 😭😭😭😭                                                          الکی مثلا مادر شوهر منم زن خوبیه 😉😉😉😃😃😃😃     لامصب خودش ب تنهایی ده تا  ترامپ و کیم جونگ اون و روحانیه  😐😐😐😐😐😐😧😧😧😧😧
1396
1339
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

1408
1405
1384
1388
1426
1380
1365
1402
1375
1407
پربازدیدترین تاپیک های امروز
224
29
1415
1382