1428
1389

همسر من تک پسر پدرشونم فوت کرده الان میدونم تو ذهن همتون یه مسئولیتایی برای همسرج در قبال خونوادش تداعی میشه که من ۱۰۰۰ برابر این مسئولیتا رو قبول کردم و رعایت میکنم

اما بخدا دیگه بریدم اینا شورشو دراوردن من ۹ ماه استراحت مطلق بودم ۵ ماه هست بخاطر کولیک بچه پارکم نرفتم الان بچه تروم تره پدر و مادر منم کا من تک فرزندشونم ازم خاستن ۲و۳ روز بیام تهران همسرمم تعطیله اما نمیاد میگه حسشو ندترم اما من میدونم بخاطر مادرشه الان ۶سال ما فقط وقتایی دو نفره رفتیم جایی یا دوتایی پیش خونواده من اومدیم که مادرش سفر بوده که تعدادش ۱۰ تا هم نمیشه من بریدم بخدا بخاطر مادرش دارم تو یه شهر غریب زندگی میکنم بخاطر مادرش سفر نمیرم بخاطر مادرش با همسرم خونه پدرمم ۴و۵ بار چند شب موندم بقیه وقتا من تنها میمونن تهران همسرم برمیگرده 

نه همسرم نه مادرشم یک ذره تو ابن ماجرا منو درک نمیکنن خمسرم از من تنتظار داره به مادرش محبت کنم با اون بگردم با اون سفر برم درصورتی که خودم تک فرزندم و پدر مادرم جز من کسی رو ندارن میگه هروقت میخای بری برو پیش خونوادت اما از من نخاه تا حالا هزار بار دعوا گریه اما بی فایده بود

چکار کنم؟

تنها برو پیش خونوادت.مث خودش بی اهمیت باش

همسرمهربونم💏چهل سال بعدجلوی آینه موهایم را شانه کنم..👵روسری آبی ام را بپوشم وآرام آرام بروم توی آشپزخانه..نگاهت کنم و بگویم :دیدی گفتم میان ..لبخند بزنی☺بگویی : چقدر قشنگ شدی😍یاد وقت هایی بیفتم که جوان بودم.👩ناراحت شوم که پیر شده ام 👵..زشت شده ام ..و تو باز بگویی با موهای سفید بیشتر دوستت دارم👵و من مثل بیست سالگی هایم ذوق کنم😍سر بزنم به قیمه ای که برای بچه هایمان پخته ام ..🍲بعد تو از نوه ی آخرمان بگویی.بگویی این فسقلی عجیب شبیه تو شده..من برایت چای بریزم.☕بچه هایمان بیایند.مدام بگویم :قند نخور آقا.چایی داغ نخور .. بذار سرد شه..تو لبخند بزنی☺من مثل چهل سال پیش شوم و جلوی بچه هایمان سرم را روی شانه ات بگذارم ..💑نوه هایمان را بغل کنیم .👶دخترهایمان سالاد درست کنند و غذا بیاورند ..پسرها سفره بیاورند و بشقاب بچینند..پسر اولمان بگوید :هیچی دستپخت تو نمی شه مامان..عروسمان خودش را برایش لوس کند و بگوید:پس دستپخت من چی ؟!پسرمان نازش را بکشد😍ما از حال خوششان ذوق کنیم ..زیر گوشت بگویم : مرد زندگی بودن را از خودت یاد گرفته.❤باز هم نگاه های مهربانت.👀و باز هم درد زانوهایم یادم برود ..بچه ها بروند خانه هایشان ..ومن از خوشحالی ده بار بمیرم که چهل سال است تو را دارم ..💏آدرس پیج در اینستاگرام👇https://instagram.com/khane.sabzz

مناسب‌ترین تورها ویژه فصل پاییز در علی‌بابا

کاش شرایطی باشه ک خودتون با یه وسیله امن و ایمن  برید هر از گاهی  دیدن خانواده تون  و روحیه ای عوض کنید 

اگر همسرتون مخالف نیستن و راضی ن

انقدر دلم ازین چوب های جادو گری می خواد😃 ... بزنم ب خونه ، خونه بررررق  بیوفته ... بزنم ب ظرفها ، ظرفها شسته شه ... بزنم ب لباسها ، لباسها اتو شه ...  بزنم ب کتابها ، خونده شه و داخل مغزم جا گیر  بشه !!!😄  عین تو کارتون ها ، یه صدای جیلینگ جیلینگی هم بده ، ذوق کنم 😁
1390

من تک فرزندم و دقیقا مسیولیتی که در قبال پدرو مادرم حس میکنم 1000 برابره و الان که میگید کاملا درک میکنم که شرایطتون چقدر سخته ..واقعا تازه شما شاهکار میکنید من هرروز باید ببینم خانوادمو ...از نطر روانشناسی هم نگاه کنیم وقتی پدر فوت میکنه وابستگی افراد بیشتر له خصوص مادر به پسرش ...بنابراین وصعیتتون جوی هست نمیشه دقیق راهکار داد ..

1376

واقعا شرایط سختیه،من یکی ک حتی فکرکردنشم آزارم میده چ برسه تو موقعیتش قرار بگیرم،این وظیفه مادرمحترمشِ ک ب پسرش گوشزد کنه این روزا رفتنی و دیگه برنمیگرده بخاطر من بهترین روزاتونو خراب نکنید😐

برای زندگی قانون مهربانی بگذاریم، هر که اخم کند جریمه‌اش لبخند، و هر که لبخند بزند پاداشش عشق باشد....قانون مهربانی، پاداش و مجازاتش شیرین است😊😍

خودت برو سر بزن به پدر و مادرت، به شوهرت بگو که اونا هم مثل مادر خودش مهم هستن، 

اگه میتونی برنامه یه سفر بچین بدون مادرشوهر، برین و خوش بگذرونین، هم حال خودت بهتر میشه هم شوهرت میفهمه که با هم باشین هم لذت داره

خودمم، نه بیشتر نه کمتر
1427

الان تنها اومدم هروقتم میام پدرم میخاد محبت کنه میریم رستوران و اینا اما قبلا سه تایی بودیم الانم سه تایی با یه فندوق اخه ما هم دوس داریم داماد خونواده باشه سن بابا داره میره بالا کمکی کنه دست کم تو رانندگی ...یا نمیدونم ادای پسرشون رو حداقل دربیاره بخدا دلم میسوزه واسه خونوادم واقعا تو ازدواجم خراب کردم

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

1408
1333
1384
1426
1380
1388
1365
1375
1402
1407
پربازدیدترین تاپیک های امروز
224
1415
1382
29
داغ ترین های تاپیک های امروز