1421
1389
عنوان

این داستان بخونید بعد بخوابید

316 بازدید | 28 پست


رازمثلها🤔

بچه خمیره خدا کریمه


هرگاه بخواهند بزرگی و مهربانی خداوند متعال را وصف کنند،این مثل را می آورند.

تاجری بودعقیم. هرچه زن می گرفت بچه اش نمی شد و زنها را روی اصل نزاییدن با زور طلاق می داد. بعد از اینکه چند زن گرفت و طلاق داد، دختری را عقد کرد. این دختر مادری داشت آتشپاره و خیلی زرنگ. دختر که به خانه تاجر رفت یک هفته بعد از آن مادرش قدری خمیر درست کرد و روی شکم دخترش گذاشت و رویش پوست کشید و به دختر گفت:« هروقت که تاجر به خانه آمد به او بگو من بچه دار هستم.» دختر گفت:« مادرجان، من که بچه ندارم. تو قدری خمیر روی شکم من گذاشته ای. من چطور بگویم بچه دارم؟»

مادرگفت:« نترس بچه خمیره، خدا کریمه» و هر طوری بود دختر را متقاعد کرد.


تاجر که شب به خانه آمد، عیالش با شرم و حیا و با حالتی ترسان گفت:« تاجر باشی سلامت باشد،‌ من بچه دارم.» تاجر از این خبر خیلی شاد شد. مادر دختر هم در هر پانزده روز مقداری به خمیر اضافه می کرد و روی آن را با پوست دایره می پوشاند. به این ترتیب نه ماه و نه روز تمام شد و وقت فارغ شدن دختر رسید. مادر آمد پیش دخترش ماند و به تاجر گفت:« در خانواده ما رسم است بچه را خودمان می گیریم و ماما نمی آوریم تا حمام ده روز بچه را به پدرش نشان نمی دهیم.» تاجر قبول کرد. مادر دختر را خواباند وخمیر را از شکم اوباز کرد و به شکل بچه درست کرد و پهلوی دخترخواباند. دختر مرتب گریه می کرد و می گفت: بعد از تمام شدن این ده روز به تاجر چه خواهیم گفت؟»


مادرش او را دلداری می داد و می گفت:

« غصه نخور، بچه خمیره، خدا کریمه.» تا ده روز تمام شد. مادر دخترش را با بچه برداشت برد حمام. جلوی در حمام سگی آمد خمیر را در دهان گرفت و فرار کرد. در همان لحظه مادر هم سر رسید. دید که بچه خمیر را سگ می برد. داد و فریاد راه انداخت و از مردم استمداد طلبید و گفت:« نگذارید سگ بچه دخترم را ببرد.» مردم ریختند دیدند سگ بچه ای گریان را می برد.


سگ را گیر آوردند و بچه را از سگ گرفتند و به مادرش دادند. و دختر هم دید پستانهایش شیر آمده. مادر دختر گفت: « دخترم ،هی به تو می گفتم غصه نخور بچه خمیره، خدا کریمه و تو باور نمی کردی.» مادر دختر بچه را در حمام شستشو دادند و به خانه تاجر که انتظار آمدن آنها را می کشید، بردند. تا رسیدند بچه را بغلش دادند و تاجر هم خیلی شاد و مسرور شد.

@pinkart

خيلي قشنگ بود❤️❤️

87&pos4دوستاي گلم دوستاي خوبم امضامو تا اخر بخونيد ميخوام براي پسر كوچولوي دوست عزيزمون توي ني ني سايت مرمري ١٣٧٢ كه پسر ش أقا رادمهر مريض شده دعا كنيم تا جون بگيره وبر بيماريش غلبه كنه  كاري كنيم حداقل دل يه مادر شاد شه وبر لبش خنده بياد    

تو یه مامانی

پس وقت كافي براي خريد نداري!

همين الان ليستت رو بچين

و در خونه تحويل بگير

1401

وانفهمیدم چرا؟

یعنی چی 

خـدایـ ـــــ ـا . . . ﺣس ﺑﻮﺩﻧﺖ ﻗﺸﻨﮓ ﺗﺮﯾـــ ـــ ــﻦ ﺣﺲ ﺩﻧﯿﺎﺳﺖ ... ﺗﻮ ڪـﮧ ﺑﺎﺷﯽ ... ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﺭﺍ .. ﻧـــ ــــــ ــــ ـــــﻪ ! ﻫﺮ ﺛﺎﻧﯿﻪ ﺭﺍ .. ﻋﺸــ ــ ــ ـﻖ ﺍﺳﺖ😍♥️😚😚😚💜
1376

ینی تا ۹ماه تاجر با زنش معاشقه نکرد که بفهمه؟؟؟؟؟!!!!😆😆😆😑😑😑

فقط 21 هفته و 6 روز به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40
تیکر بارداری نیست...انشالله همتون حاجت روا بشید🌷میشه ی صلوات برا حاجتم بفرستین؟😘😍مررررسی🌷 
خمیر تبدیل به بچه شد ؟؟؟😯😯😯😯

بازاگه معجزه میشد دختره راستکی حامله میشدیه چیزی 

خـدایـ ـــــ ـا . . . ﺣس ﺑﻮﺩﻧﺖ ﻗﺸﻨﮓ ﺗﺮﯾـــ ـــ ــﻦ ﺣﺲ ﺩﻧﯿﺎﺳﺖ ... ﺗﻮ ڪـﮧ ﺑﺎﺷﯽ ... ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﺭﺍ .. ﻧـــ ــــــ ــــ ـــــﻪ ! ﻫﺮ ﺛﺎﻧﯿﻪ ﺭﺍ .. ﻋﺸــ ــ ــ ـﻖ ﺍﺳﺖ😍♥️😚😚😚💜

چی بگم. این داستانه ولی قطعا در بزرگی و کرامت خدا شکی نیست

قهوه دم می کنم. نصف قاشق سیانور در فنجانت میریزم!لبخند که میزنی میگویم:قهوه ات سرد شده بگذار عوضش کنم.                                                            این کار هرشب من است. سالهاست که میخواهم تو را بکشم. ولی...لبخندت را چه کنم؟!
1387
بچه ها فک کنم منظورش اینه نباید هیچ وقت از رحمت خدا نامید شد....‌


آخه این شکلی؟


اینطور که نتیجه ی معکوس میده

رنگ در رنگ و‌ به هر رنگ هزارانش طیف           نغمه در نغمه و هر نغمه به یاد یاران
1364
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

1408
1333
1384
1380
1388
1426
1365
1375
1407
1402
پربازدیدترین تاپیک های امروز
224
1415
1382
29
داغ ترین های تاپیک های امروز