1147
1254
عنوان

این داستان:زنداداش بد

2190 بازدید | 133 پست

من امشب خواهرشوهرام رو افطاری دعوت کرده بودم, یکیشون یه دختر دم بخت داره و این روزا بحث خواستگاراش هم داغه و از یه طرفی پدرش هم خیلی روش حساسه

پسرم نفسمه, دخترم عشقمه  ... 

برای دیدین بهترین هتل های کیش 

کلیک کنید

دفعه دیگه عنوانتوبزن مادرشوهر کوفتی

خدا من همیشه به بزرگی توایمان دارم واینکه همیشه کنارمی بازم کمکم کن بهت نیاز دارم بهم لیاقت مادری عطاکن خداجونم خستم تو کمک کن آرامش رو به زندگیم برگردون💕💖
1258
ای خدا الان اعصابم به حدی داغونه با این حجم از خستگی فکر نکنم تا صبح خوابم ببره...

بقیه رو بگو لامصب🤣

از چشمهایت قهوه مینوشم هر روز با موهای خرمایی آری کنار تو چه دلچسب است صبحانه با عطر هل و چایی
1281
ای خدا الان اعصابم به حدی داغونه با این حجم از خستگی فکر نکنم تا صبح خوابم ببره...

خستگی رو بیخیال داستان زنداداش بد رو بتعریف 😒

خاصم چون خودم خواستم 😊 اَللّهمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَالِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ   
1257
1241
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

1283
1272
1275
1212
1278
1255
1238
1180
1253
پربازدیدترین تاپیک های امروز
224
29
1271