1147
1292

تو شیش ماهم با ویار خیلی خیلی سخت مامتنم اصلا اصلا کمکم نکرد با اینکه یه بچه کوچیک دارم که هنوز پوشکه میومد تا نزدیک خونم زنگ.میزد من نزدیکم گفتم خب پاشو بیا میگفت نه کار دارم حالا خاهر برادرم تو خونه نبود.

داداشمم تهران رفته بود رفیق بازی و بیکاری.

زنگ میزد میگفتم از صب چیزی نخوردم همسایه میاره میخورم ولی خودم.از ویار نمیتونم درس کنم بخورم.میگفت خوب به زور بخور.

حالا که داداشم اومده هی میگف دورش باشید که نره سراغ رفیقا منم خیلی ناراحتم از دستش بهونه میوردم.

حالا تازه بهونه بارداری منو میاره که بارداری پاشو بیا برات غذا بزارم.

مام تنهاییم پاش بیا باهم غذا بخوریم.

بچتو بیار دلم براش تنگ شده.داداشتم از تنهاییدر میاد.

داداشم ک اصلا موندگار نیسخیلی ازینکارا براش کردیم ولی مامانم چقددددررر فرق میزاره.

برداری و ویارو گشنگی و بچه کوچیک داشتن اونقد مهم نبود که بمن بگهبیا برا غذا یا کمکم کنه ولیالا سر داداشم روزی چند بار میگه بیابارداری.

چقد زننده


پسر گلم منتظر روزی ام که با اومدنت همه ی غصه هامو فراموش کنم و خدا به خاطر دل کوچیک توام که شده مامانتو خوب کنه.دوست دارم از ته دلم مهربونم.علی کوچولوی مامانت

زیاد نفهمیدم چی گفتی  

امیرمؤمنان علی(ع)- خطاب به قنبر- که می‌خواست به کسی که به او ناسزا گفته بود، ناسزا گوید- می‌فرماید: آرام باش قنبر! دشنامگوی خود را خوار و سرشکسته بگذار تا خدای رحمان را خشنود و شیطان را ناخشنود کرده و دشمنت را کیفر داده باشی. قسم به خدایی که دانه را شکافت و خلایق را بیافرید، مؤمن پروردگار خود را با چیزی همانند بردباری خشنود نکرد و شیطان را با حربه‌ای چون خاموشی به خشم نیاورد و احمق را چیزی مانند سکوت در مقابل او کیفر نداد. (أمالی شیخ مفید، ص118، ح2)

ببین مامانت نگران زندگی داداشته اون جوونه و خیلی خطرات میتونه زندگیشو تهدید کنه با توجه به اخلاقشم که گفتی برای همین میخواد دور و بر اونو بگیرید ولی از جانب شما خیالش راحته خدا رو شکر سر خونه زندگیت هستی و همه چیت رو به راهه

بارداری یه کم دل نازک شدی حساس نباش

الهی! بیزارم از طاعتی که مرا به عجب آورد. مبارک معصیتی که مرا به عذر آورد. خواجه عبدالله انصاری

سلام 😇👋🏻

امسال نمايشگاه 👩‍👧‍👦مادر ،نوزاد و كودك

با كلي اتفاقات هيجان انگيز منتظرتون هستيم🎈

https://miladfair.com/fa/mbc

https://t.me/mbcfair2019  👈🏻تلگرام

اينستاگرام👈🏻  [email protected]

1291

وظيفه اش كه نيست

به نظرم باردارى حساس شدى

ولى اينكه فرق ميذاره رو حق دارى به نظرم نرو

بگو ستاره دردانه                                            در انزواى رصدخانه                                         كدام كوزه شكست آنروز؟                                  كه با گذشتن نهصد سال                                 هنوز حلقه دستانش به دور گردن خيام است....
ببین مامانت نگران زندگی داداشته برای همین میخواد دور و بر اونو بگیرید ولی از جانب شما خیالش راحته خد ...

نه اتفاقامن بیماری دارم که بخاطرش میخاستم بچمو که خدا خاسته شد سقط کنم و مشاور مذهبی ام اجازشوداد ولی خاب یکی از ایمه باعث شد این کارو نکنم.

بیماریم شدیدا به بارداری حساسه

پسر گلم منتظر روزی ام که با اومدنت همه ی غصه هامو فراموش کنم و خدا به خاطر دل کوچیک توام که شده مامانتو خوب کنه.دوست دارم از ته دلم مهربونم.علی کوچولوی مامانت
1315

شاید بلد نیست و این چیزها به فکرش نمیرسه .مامان منم همینطور بود ولی یه روز رفتم خونشون و ناراحتیمو بهش گفتم و تمام حرف های دلم رو در کمال احترام بهش گفتم وقتی که تنها بودیم آخه تا قبل از اون توی خودم میریختم و حتی گاهی وقتها گریه میکردم اما الان خیلی بهتر شده .

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

1300
1330
1305
1294
1275
1297
24
1298
1301
1295
1255
1314
29
1180
224
داغ ترین های تاپیک های امروز