1428
1411
عنوان

زندگی پس از خیانت

186 بازدید | 13 پست

شوهرم سه سال و نیم پیش کارمندشو که میگفت شوهر داره، صیغه کرده بود. من روز اول عید چت هاشونو تو موبایلش اتفاقی خوندم. از اون روز حالم خیلی بده. حوصله هیچ کاری ندارم. تا اینکه بالاخره دو روز پیش طلاقش داد. اما حاضر نیست که از دفترش بیرونش کنه. البته همین که از شوهرم طلاقش داد، خورد تو حالش. چون با اعتماد به نفس میگفته که به خانمت بگو که منو عقد کردی. چون خانمت با ایمانه و این مساله رو میپذیره. 

حالا چطور به حالت عادی برگردم. زندگی و افکارم خیلی پریشونه.

به پدر و مادرش بگم . آخه از سادگیشون دداره سو استفاده میکنه. آخه کسی خبر نداره

چطور خاطراتش رو فراموش کنم

خیلی دوست دارم که برم و هر چی از دهنم در میاد بهش بگم 

کسی تجربه مشابه داره

Lilypie Pregnancy tickers

مناسب‌ترین تورها ویژه فصل پاییز در علی‌بابا

1436

فعلا همینطور سرسنگین باش کار راحتی نیستا صیغه بوده معلومم نیست مه کاراهایی کردن یکم بیشتر به زندگی فکر کن ببخشش خوبه ولی گاهی بخشش بخ ضرر ما ادماست

فقط 8 هفته به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40
در انتظار شیرین ترین لحظه ی زندگی

شوهرم باهاش رابطه نداشته. اون چیزی که من فهمیدم دلش براش سوخته چون خیلی بد بخت بوده. اون وقت جاابش اینه که اونقدر پررو بوده که به شوهرم گفته من نمیذارم کوچکترین آسیبی به زندگی شما برسه. تموم اون سه سال که بهشون شک داشتم و این سی و چند روز رو بیاد ببینه. 

Lilypie Pregnancy tickers
1394

وقتی فهمیدم فقط گریه . اونم ناراحت بود. آخه اون زن عوضی اونقدر از بد بختی هاش گفته بود و اینکه دوست شوهرم که اون دوست این زن رو معرفی کرده بود، دنبالشه که یه جوری صیغه اش کنه.شوهرم هم برای اینکه اون دوستش بره ، این حقه بازو صیغه کرد.

البته خیلی به شوهرم ابراز علاقه کرد. بهش گفتم که من خیلی دوستت دارم و با این روش تونستم اونو پرتش کنم بیرون

Lilypie Pregnancy tickers
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

1408
1333
1388
1380
1426
1382
1365
1402
1407
224
29
1415
1439