1232
1226


با شرکت در قرعه کشی چیکادو برنده ساعت اوریجینال جاست کاوالی باشید

کلیک کنید

واااای خدای من شما دیگه چی بودین ؟ از سادگی خودم حالم بهم خورد😂😂😂 اخرش چی شدین تبهکاری اخ ...

 😅😅😅😅😅

دوستم اون موقع با یه پسر رفیق بود

گفت بهم گفته لامصب مثل بمب صدا کردین 

بین همه پسرا حرف شماست

ک فرار کردین رفتین تهران اطلاعات گرفتتون.

راسته؟؟؟

دوستمم گفته بود اسکول رفتیم اردو

😅😅😅خلاصه هرکی یه چیزی میگفت😅😅

ای پرنده مهاجر!سفرت سلامت...اما؛ب کجا میری عزیزم؟؟؟؟قفسه تموووم دنیاااا🖤🖤🖤
1156
چی بهت میرسه انقد خالی میبندی آخه؟

ب مرگ دخترم دروغ نمیگم

حتی ب خاطرشم توسط داداشمم کتک خوردم.

اونم بخاطر چرتو پرتای بقیه

بعد یکسال گفت باید ی دونه بزنم تو گوشت چون هنوز دارم حرف میشنوم‌

ای پرنده مهاجر!سفرت سلامت...اما؛ب کجا میری عزیزم؟؟؟؟قفسه تموووم دنیاااا🖤🖤🖤

یه بارم اول دبیرستان رسیدم مدرسه حال و حوصله نداشتم .. تو حیاط دوستمو دیدم اونم مثل خودم بود گفتم بیا نریم تو بریم بیرون... بریم کوه😂😂😂

هیچی دیگه مثل خری ک از طویله آزاد میشه عر عر کنان رفتیم بیرون... 

تا اون کوهی ک میخواستیم بریم یه ساعت و نیم پیاده راه بود... حالا حساب کن سه ساعت رفت و برگشتمون... اونجام با کوله پشتی مدرسه و.... مثل بز یه یه ساعتی میرفتیم بالای کوه😄😄😄

حالا نگو همون زنگ اول ک دبیرمون حضور غیاب کرده دیده من نیستم.. گفته من دیدم گونی رو که تو کوچه داشت میومد و پس چی شده... 

  و مدیرمون زنگ زده بود به پدر مادرم.... 

منم ریلکس ساعت یک رفتم خونه... دیدم بابام خونه س....قیافه ش سرخ و کبود شده😂😂😂😂😂 هی سلام میدادم جواب نمیداد... داداشم شعر میخوند فراری ام فراری ... فراری ام فراری😀😀😀😀😀

هیچی دیگه تا دو سااال تمام اینا زوم بودن رو من.. تا دوسال هر ازگاهی یادشون میوفتاد... هی میگفتن اون روز واقعا کجا رفته بودی😳😳😳😳😳😳

چرا اینکارو کردی😔😔😔

حالا خلافی ام نکردیما... مثل چی تا یه هفته پا درد گرفته بودم از بس راه رفتیم هفت ساعت تمام....


من وقتی سوم دبیرستان بودیم با بچه ها یه اتوبوس گرفتیم رفتیم خارج از شهر اردو به خانوادمونم گفتیم از طرف مدرسه هستش خیلی خوش گذشت بهمون....

یه سری بچه مدرسه ای اومده بودن اونجایی که ما بودیم خندیدیمو سر به سر پسر بچه های کوچیک گذاشتم 

اما چشمتون روز بعد نبینه فرداش از چشمامون در اومد ازخوشی....

خدا لعنت کنه اونی که این خبر دروغ رو گفتش

به مرز خودکشی خودم رسیدم میخواستم خودمو بکشم خلاص شم

خانوادمون که نفهمیدن اما دخترا تو محله پخش کردن که پسر ابتدایی ها از ما فیلم گرفتن از رقصیدنمون در صورتی که اصلا نرقصیدم میگفتن فیلمتون پخش شده تو محل...

چقدر روز بعدی بودش


من موهامو کلی روغن میزدم بعد فرق وسط باز میکردم و دو تا تار درمیاوردم با ابروهای پهن و سبیل کلفت  بعدم مثل قلدارا راه میرفتم فک میکردم خیلی با کلاسم 😐

فقط 14 هفته و 2 روز به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40
8
1167

پنکک سفید کچی ک دیویس درجه روشن تر پوستم بود و صورت پر مووو.این پنککو ک میمالیدم افتضااااح.عجب اعتماد بنفسی هم داشتممم.و اینکه نمیدونم چراا با کفش تابستونی جوراب میپوشیوم وات د فازم😐😑

😂😂😂😂باز تو خوب بوده وضعیتتت سر کوچه مدرسمون یه افغانی عاشق من شده بود هر روز پیغام میفرستاد واس ...

خخخخخ اینام ک حماسه ها آفریدن اون زمانها😂😂😂😂😂

نفسامون وصله جدا ممکنه که خفه شیم❤❤.....های✋ مای نِیم ایز : ها؟؟🤔 مای نِیم ایز : وات؟؟🤔 مای نِیم ایز : عااااادلهههههه😎😒های کیدز🤚☺دو یو لایک وایلنس؟؟😀😀😐...آهای خوشگل عاشق °°° آهای عمر دقایق °°° آهای وصله به موهای تو سنجاق شقایق😍🎆...I have died everyday waiting for you...Darling don't be afraid... I have loved you for a thousand years... I'll love you for a thousand more❤❤... Tut elimden beni çok sev... Kimseye ‌verme... Seveceksen ömürlük sev... Bir günlük sevme❤❤... ای چراغ هر بهانه از تو روشن از تو روشن😍😍ای که حرفای قشنگت منو آشتی داده با من❤❤❤❤
1241
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

1159
1236
1229
1224
1207
1238
1231
1212
1218
1180
224
29
1198
1216