1232
1226
عنوان

تا حالا شده دفتر خاطراتتونو كسي بخونه ؟ 😭😂😭

| مشاهده متن کامل بحث + 712 بازدید | 49 پست

من یه دفتر داشتم مطالب و جمله های قشنگ توش مینوشتم

خواستگارم داشت کتابهامو نگاه میکرد،همون دفتر رو برداشت تا رسیدم از دستش بگیرم نصف دل نوشته هامو خوند

من تو آشپزخونه بودم،مامانم اومد گفت این دفتره چیه دادی دستش😐😐اخه چنان محو شد مامانم باهاش حرف میزد صداشو نمیشنید😅

از شانس نداشتم یکی از دفترهام خونه مادرم جا مونده بود بعد فوتش که خونه را فروختن وسایل خالی کردن دفترم افتاد دست خواهر م تا مدتها بهم نمیداد خیلی چیزها داخلش بود اما بصورت رمزی  ولی گویا یه چیزای پی برده بودند منم که خدای اعتماد به نفس اصلا رو مبارکم نیاوردم ودر یه عملیات انتحاری کش رفتم اوردمش با خودم خونه

وای بابات😂😂😂

من جلو بابام ابروم بره رگمو میزنم😆😂😂😂

اره من دفتر خاطراتمو شوهرم خوند درباره خودش نوشته بودم 11.12 سالگیم.. همش میگه همش..

💏من ب غمگـین ترین حالت ممکن شـادم💏

با یک کلیک با ریزش موی خود خداحافظی کنید


کلیک کنید

منم داشتم کلاس هفتم همه همکلاسیام براهم دگه مینوشتیم هنوزم دارمش 

یعنی میخونمش دلدردمیگیرم ازخنده

من بلوچم  زبانم بلوچی  لباسم بلوچی  فرهنگم بلوچی  وطنم بلوچستاااان                 تعریف شه وت مبیت من گو افتخارگوشین که بلوچیون    افتخارم اهل سنتم  
1156

من از ترس همین که نخونن ، هیچ وقت ننوشتم

دوست های عزیزم که درخواست داشتین براتون ایده بزارم واسه کسب در آمد یه کانال تلگرامی زدم که هر روز توش ایده های جالبی میزاریم ، خانومایی که هنرمندین و علاقه دارین به عروسک سازی و کارای هنری ، بیایین سر بزنین به کانال تا اگه خدا بخاد در کنار هم بتونیم با این ایده ها یه کسب و کاری داشته باشیم و به در آمد برسیم . توی قسمت جست و جو تِلگرام سرچ کنید (کافه خلاقیت هستیا) یا آیدی @kafe_hastia رو توی آیدی یاب سرچ کنید . ضمنا تمام آموزش ها رایگانه .❤

من  

یه باری دیدم خواهر و برادرم که ازم بزرگترن  نشستن همشو بلند بلند میخوندن و میخندیدن

جلو رو خودم  

واقعا چرت بود نوشته هام

شعرای من درآوردی . ...  

۸ یا ۹ ساله م بود

همش اولش مینوشتم: سلام خودم، خوبی؟ روزت بخیر

امیدوارم روز خوبی داشته باشی عزیزم

من امروز دلم یه اتفاق  خوب میخواد، تو چی؟    

من اصلا نگه نمی‌داشتم فقط خاطراتی که دوستام تو دفترام مینوشتن مونده بود داداشام خونده بودن با اینکه چیز خاصی نداشت ولی مامانم دعواشون کرد... یه خانمه هم بود می‌گفت می‌نوشتم بعد می‌بردم تو مدرسه پاره میکردم مینداختم تو سطل آشغال کلاسای دیگه (میتونست قاتل زنجیره‌ای شه ولی نویسنده شد😅) ... باباتم باحاله که تیکه مینداخته‌ها، بابای من به قدری رو این مسئله غیرتیه که حتی به روش نمیاره بنده خدا فقط از درون منفجر میشه 🤦😅

 

دخترم یک شب یلدا، یک ولنتاین، یک جشن تولد و یک روز زن رو تنها سپری کردی، بعد از این می‌تونی بی‌شوهر زندگی کنی 😂😂😂
1221

من خاطرات بقيه رو هم مينوشتم 😂😂😂😂😂

يجا نوشته بودم بابام فكر ميكنه داره درس ميخونم ميگه قربون دختر درس خونم بشم درصورتي كه داشتم خاطره مينوشتم 😂😂😂و كلي مسخرش كردم 

اينم خونده بود ديگه بهم اعتماد نداشت

این روزااااا انقد زود دلم میگیره .............بیا گرفت
تو نوجوونی دفترخاطرات خواهرم و خوندم.بعد اون نتیجه گرفتم که هیچوقت خاطره ننویسم

اره منم ديگه ترسيدم

این روزااااا انقد زود دلم میگیره .............بیا گرفت
1167
وای بابات😂😂😂 من جلو بابام ابروم بره رگمو میزنم😆😂😂😂 اره من دفتر خاطراتمو شوهرم خوند درباره خ ...

خخخ بابام از اونروز خيلي بد نگام ميكرد ولي هيچيم نگفت با اينكه افتضاح بود زياد نه ها ولي خب 😂😂😂

این روزااااا انقد زود دلم میگیره .............بیا گرفت

مال منو شوهرم خونده 

اونم اون جاهاش که تو چهارده سالگی وصیت نوشته بودم توش 

گفته بودم وسایلامو با خودم خاک کنید 

با هیلی چیزای خنده دار دیگه 

تازه از نامزد قبلیمم توش نوشته بودم 

درحالی که اصلا شهرم نمیدونس نامزد داشتم 

ولی به روم نیورد 

نمیدونم چرا

امروز میخام یه تغییر بزرگ تو زندگیم ایجاد کنم                                     میخام بشینم رو تلوزیون                                                         مبل نگاه کنم                                    دیوونه هم خودتونید😒
1241
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

1159

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

چطوره این

mahsayi_sh | 33 ثانیه پیش
1236
1224
1207
1229
1238
1231
1212
1218
1180
224
1198
29
1216