1147
1247
عنوان

خاطرات ترسناک

3424 بازدید | 163 پست

بچه ها بیاید راجب خاطرات ترسناکی ک برای خودتون یا آشناهاتون افتاده حرف بزنیم😊

کلا هر خاطره ای دارید بگید

من خاطره ترسناکی نداشتم خداروشکر ولی نامزدم قبل اینکه با من آشنا بشه رفته بود روستا خونه فامیلاشون و شب خودشو برادرش و پدرش توی اتاق در حال خوابیدن بودن که دیدن صدای حرف میاد. دو نفر داشتن خیلی واضح راجب همسرمو برادرش و پدرش حرف میزدن. میگفت من پاشدم ببینم کیه اخه هیچ مردی غیر از اونا توی خونه نبوده و پدرش گفته بگیر بخواب نمیتونی ببینیشون😨 و شوهرم فهمید ک اونا ادم نیستن و گرفت خوابید😐😐😐 بهش گفتم من جات بودم انا لله و انا الیه راجعون😑😑😑

لیست بهترین پزشکان متخصص و فوق تخصص


متخصص زنان و زایمان

متخصص قلب و عروق

متخصص مغز و اعصاب

متخصص گوش و حلق و بینی

متخصص پوست

متخصص ارتوپدی

متخصص کلیه و مجاری اداری

متخصص گوارش

و ...

لیست کامل در نوبت دات آی آر

1156

یه شب داشتم به جاریم اس میدم گفت رفتم لیزر امروز برا صورتش گفت بزار عکس بفرستم عکسی فرستاد چشمتون روز بد نبینه😲😲🤤🤤یه جن پشت سرش بود گفتم فلانی اون چیه پشتت😲😲😲نگاش کرد بیچاره نزدیک بود سکته کنه بچه ها بقران حیف عکسش تو گوشی قبلیم بود گم شد وگرنه میفرستادمش اصلا وحشتناک بود 😨😨😨

😎😎
1221

مامانم یه بار نصفه شب بیدار شده دیده داداشم جا پهن کرده تو راهرو خوابیده صبح که از خواب پاشده دیده رو تختشه و هیچ تشکی چیزی نبوده بعد فهمیده که جن بودن آخه خونه قبلیمون جن داشت

الله اکبر

برای امسال بچه دار شدنم یه صلوات بفرستین لطفا یه بچه سالم و صالح و خوشگل ممنون😘

من ترسناکترین چیزی که یادمه یه خونه داشتیم که یدونه انباری تو پارکینگ داشت که صاحبخونه کلیدشو به بابام نداده بود و قفل بود . یه روز که من داشتم کارتون میدیدم و مامانم تو آشپزخونه ای که اوپن بود رو به هال یهو دستگیره در بطور کاملا واضح پایین اومد و در باز شد 

فقط 5 روز به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40
خدایا کمکم کن ..... 
مادربزرگم روستا زندگی میکرد میگفت بعضی وقت ها پتو رو از روم میکشن یه جورایی بازیشون میگیره برا ...

اررره منم مادربزرگ مامانم میگفت توی زیر زمینمون عروسی میگیرن کل میکشن😑 یه جوری میگفت انگار همسایه طبقه پایینن😐 حالا من افق بودم

خواب بودم بیدارشدم قدرت نداشتم چشمامو بازکنم صدای زمزمه اهنگ یک خانم کنارم میشنیدم کنارم بود انگار خیلیم صداش قشنگ بود تنها بودم خونه صدا که قطع شد چشمامو باز کردم 😕

فقط 29 هفته و 4 روز به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40
1167
اررره منم مادربزرگ مامانم میگفت توی زیر زمینمون عروسی میگیرن کل میکشن😑 یه جوری میگفت انگار همسایه ط ...

موندم چطور نمیترسن اینا  

نیکی چو از حد بگذرد نادان خیال بد کند!
مادربزرگم روستا زندگی میکرد میگفت بعضی وقت ها پتو رو از روم میکشن یه جورایی بازیشون میگیره برا ...

شیطون بلاها 😄

فقط 5 روز به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40
خدایا کمکم کن ..... 
1220
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

1248
1159
1236
1229
1207
1224
1238
1212
1231
1218
پربازدیدترین تاپیک های امروز
1180
224
1198
29
1216
داغ ترین های تاپیک های امروز