1147
44
تنها نه!! يه بارم كه تنها اومده بود به زووور مجبورش كرده بود صدامونو براش ضبط كنه 😂

بس که عروس خوبیه میدونه غیبت کردنتون رو شاخه😁

خودشم پیشبینی میکنه که صداتونو بشنوه😅

کینه ای نبودم ،تا آن روزِ لعنتی که ماهیِ هفت رنگِ عیدمان ،وقتی خواستم آبش را عوض کنم دستم را گاز گرفت ...من ماهی ها را بی آزار و معصوم دیده بودم ،اصلا توقِع چنین برخوردی را نداشتم ...از آن روز ، من از ماهیِ کوچکِ تویِ تنگ ، بیزار شدم و هر ثانیه آرزویِ مرگش را داشتم ،،،آبش را عوض نمی کردم ،غذایش را نمی دادم ،هربار که نگاهم به نگاهِ متظاهرِ مظلوم نمایش می افتاد ، اخم هایم را تویِ هم می کشیدم ، زیر لب لعنتش می کردم و سرم را می چرخاندم ...به قدری از گازِ ناغافلش کینه به دل گرفته بودم که بعضی شب ها دلم میخواست ، او را بیندازم توی آبِ جوش تا شاید دلم خنک شود ...این حجم رذالت و سنگ دلی از من بعید بود !شاید هم بچه بودم و کمی در تصوراتم اغراق می کردم ...فقط خواستم بگویم ؛هیچ خیانتی نابخشودنی تر از خیانت در اوجِ اعتماد نیست !!!
خداروشکر که خواهرشوهر ندارم😌

خداروشکر دارم ولی متعادلن.راحت حرف حساب حالیشون میشه

فقط 29 هفته و 4 روز به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40
هر آنچه که به ذهنت میرسد و میدانی درست است و به کسی ضرر نمیرساند بدون لحظه ای درنگ انجامش بده.

دریافت تسهیلات ارزان قیمت‌‌ - یک روزه و بدون ضامن!!

بدون ضامن و یک روزه وام بگیرید!!



برای اطلاعات بیشتر کلیک کنید


حتما خودت یکارایی میکنی

يحتمل 😂😂😂😂😁 حالا يعني بنظرت چيكار ميكنم؟ داداشمو ميخورم تنهايي؟ چطور تا حالا كه سي و خورده اي سالش شده نخوردمش اين همه بر گوشم بود!! 

عزیزم اینجا چیزی نگو در مورد عروس 

کل نی نی سایتی ها متنفرن از هر خواهرشوهری حتی اگه خواهر شوهر خودشون نباشی😁

کینه ای نبودم ،تا آن روزِ لعنتی که ماهیِ هفت رنگِ عیدمان ،وقتی خواستم آبش را عوض کنم دستم را گاز گرفت ...من ماهی ها را بی آزار و معصوم دیده بودم ،اصلا توقِع چنین برخوردی را نداشتم ...از آن روز ، من از ماهیِ کوچکِ تویِ تنگ ، بیزار شدم و هر ثانیه آرزویِ مرگش را داشتم ،،،آبش را عوض نمی کردم ،غذایش را نمی دادم ،هربار که نگاهم به نگاهِ متظاهرِ مظلوم نمایش می افتاد ، اخم هایم را تویِ هم می کشیدم ، زیر لب لعنتش می کردم و سرم را می چرخاندم ...به قدری از گازِ ناغافلش کینه به دل گرفته بودم که بعضی شب ها دلم میخواست ، او را بیندازم توی آبِ جوش تا شاید دلم خنک شود ...این حجم رذالت و سنگ دلی از من بعید بود !شاید هم بچه بودم و کمی در تصوراتم اغراق می کردم ...فقط خواستم بگویم ؛هیچ خیانتی نابخشودنی تر از خیانت در اوجِ اعتماد نیست !!!
1156
بس که عروس خوبیه میدونه غیبت کردنتون رو شاخه😁 خودشم پیشبینی میکنه که صداتونو بشنوه😅

شايدم انقد دروغ گفته و سواستفاده كرده و گند زده از سايه خودشم ميترسه.... ادم اتو نداشته باشه عالم و ادمم جمع شن غيبت كنن وقتي واقعيت نداره كي باور ميكنه؟ من هي پشت شما به شوهرت بگم زنت يه دست نداره باور ميكنه؟ 

عزیزم اینجا چیزی نگو در مورد عروس  کل نی نی سایتی ها متنفرن از هر خواهرشوهری حتی اگه خواهر شوه ...

ارررره نميدونم كسي داداش نداره اينجا؟ يا همه زورشون به عروسا ميرسه و مشكلي باهاشون ندارن زورشون به خانواده شوهر نميرسه و باهاشون مشكل دارن 

شايدم انقد دروغ گفته و سواستفاده كرده و گند زده از سايه خودشم ميترسه.... ادم اتو نداشته باشه عالم و ...

پست منم استفهام انکاری بود😁

کینه ای نبودم ،تا آن روزِ لعنتی که ماهیِ هفت رنگِ عیدمان ،وقتی خواستم آبش را عوض کنم دستم را گاز گرفت ...من ماهی ها را بی آزار و معصوم دیده بودم ،اصلا توقِع چنین برخوردی را نداشتم ...از آن روز ، من از ماهیِ کوچکِ تویِ تنگ ، بیزار شدم و هر ثانیه آرزویِ مرگش را داشتم ،،،آبش را عوض نمی کردم ،غذایش را نمی دادم ،هربار که نگاهم به نگاهِ متظاهرِ مظلوم نمایش می افتاد ، اخم هایم را تویِ هم می کشیدم ، زیر لب لعنتش می کردم و سرم را می چرخاندم ...به قدری از گازِ ناغافلش کینه به دل گرفته بودم که بعضی شب ها دلم میخواست ، او را بیندازم توی آبِ جوش تا شاید دلم خنک شود ...این حجم رذالت و سنگ دلی از من بعید بود !شاید هم بچه بودم و کمی در تصوراتم اغراق می کردم ...فقط خواستم بگویم ؛هیچ خیانتی نابخشودنی تر از خیانت در اوجِ اعتماد نیست !!!
ارررره نميدونم كسي داداش نداره اينجا؟ يا همه زورشون به عروسا ميرسه و مشكلي باهاشون ندارن زورشون به خ ...


چون همه اعتقاد دارن مرد ۱۰۰ درصد کامل برای زنشه و به محض نامزد کردن باید با خانواده اصلی خودش وداع رو بگه.

درصورتی که ما نمیتونیم با وارد شدن به زندگی کسی افراد مهم قبلیشو حذف کنیم

کینه ای نبودم ،تا آن روزِ لعنتی که ماهیِ هفت رنگِ عیدمان ،وقتی خواستم آبش را عوض کنم دستم را گاز گرفت ...من ماهی ها را بی آزار و معصوم دیده بودم ،اصلا توقِع چنین برخوردی را نداشتم ...از آن روز ، من از ماهیِ کوچکِ تویِ تنگ ، بیزار شدم و هر ثانیه آرزویِ مرگش را داشتم ،،،آبش را عوض نمی کردم ،غذایش را نمی دادم ،هربار که نگاهم به نگاهِ متظاهرِ مظلوم نمایش می افتاد ، اخم هایم را تویِ هم می کشیدم ، زیر لب لعنتش می کردم و سرم را می چرخاندم ...به قدری از گازِ ناغافلش کینه به دل گرفته بودم که بعضی شب ها دلم میخواست ، او را بیندازم توی آبِ جوش تا شاید دلم خنک شود ...این حجم رذالت و سنگ دلی از من بعید بود !شاید هم بچه بودم و کمی در تصوراتم اغراق می کردم ...فقط خواستم بگویم ؛هیچ خیانتی نابخشودنی تر از خیانت در اوجِ اعتماد نیست !!!
1140
چون همه اعتقاد دارن مرد ۱۰۰ درصد کامل برای زنشه و به محض نامزد کردن باید با خانواده اصلی خودش وداع ر ...

دقيقن 🤢 نميدونم اين طرز فكر از كجا اومده؟ از قديم يادمه ميگفتن دختر مال مردمه 😂

1167
دقيقن 🤢 نميدونم اين طرز فكر از كجا اومده؟ از قديم يادمه ميگفتن دختر مال مردمه 😂


طرز فکر اشتباهیه واقعا 

چون هرکسی جایگاه خودشو باید داشته باشه

امکان نداره برادر به خاطر زنش با خواهرش بد بشه یا بالعکس.

باید یاد بگیریم هرکس جایگاه خودشو تو زندگی طرفمون داره نمیتونیم خودمون مالک همه قلب طرف مقابل بدونیم

کینه ای نبودم ،تا آن روزِ لعنتی که ماهیِ هفت رنگِ عیدمان ،وقتی خواستم آبش را عوض کنم دستم را گاز گرفت ...من ماهی ها را بی آزار و معصوم دیده بودم ،اصلا توقِع چنین برخوردی را نداشتم ...از آن روز ، من از ماهیِ کوچکِ تویِ تنگ ، بیزار شدم و هر ثانیه آرزویِ مرگش را داشتم ،،،آبش را عوض نمی کردم ،غذایش را نمی دادم ،هربار که نگاهم به نگاهِ متظاهرِ مظلوم نمایش می افتاد ، اخم هایم را تویِ هم می کشیدم ، زیر لب لعنتش می کردم و سرم را می چرخاندم ...به قدری از گازِ ناغافلش کینه به دل گرفته بودم که بعضی شب ها دلم میخواست ، او را بیندازم توی آبِ جوش تا شاید دلم خنک شود ...این حجم رذالت و سنگ دلی از من بعید بود !شاید هم بچه بودم و کمی در تصوراتم اغراق می کردم ...فقط خواستم بگویم ؛هیچ خیانتی نابخشودنی تر از خیانت در اوجِ اعتماد نیست !!!
اررره ببخشيد 😂 انقد كه اينجا بهم حمله ميشه باورم نشد 

فدات😅عیب نداره

کینه ای نبودم ،تا آن روزِ لعنتی که ماهیِ هفت رنگِ عیدمان ،وقتی خواستم آبش را عوض کنم دستم را گاز گرفت ...من ماهی ها را بی آزار و معصوم دیده بودم ،اصلا توقِع چنین برخوردی را نداشتم ...از آن روز ، من از ماهیِ کوچکِ تویِ تنگ ، بیزار شدم و هر ثانیه آرزویِ مرگش را داشتم ،،،آبش را عوض نمی کردم ،غذایش را نمی دادم ،هربار که نگاهم به نگاهِ متظاهرِ مظلوم نمایش می افتاد ، اخم هایم را تویِ هم می کشیدم ، زیر لب لعنتش می کردم و سرم را می چرخاندم ...به قدری از گازِ ناغافلش کینه به دل گرفته بودم که بعضی شب ها دلم میخواست ، او را بیندازم توی آبِ جوش تا شاید دلم خنک شود ...این حجم رذالت و سنگ دلی از من بعید بود !شاید هم بچه بودم و کمی در تصوراتم اغراق می کردم ...فقط خواستم بگویم ؛هیچ خیانتی نابخشودنی تر از خیانت در اوجِ اعتماد نیست !!!
835
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

1096
1159
1175
1107
1176
726
1148
1153
1172
پربازدیدترین تاپیک های امروز
1138
24
83
29
224
1036
داغ ترین های تاپیک های امروز