1735
1714
دوستان بقیه هم بگن لطفا   چند سالتون هست و بچه چندمتونه و آیا دیابت بارداری دارید یا خی ...

سلام عزیزم 

بارداری اولمه ۲۱ سالو نه ماهمه 

دیابت بارداری ندارم 

۳۷ هفته و دو‌روزمه

من تو پهلو راستمه اصلا نمیتونم با اسایش بخوابم😭

منم بچه تو پهلوم بود     میگفتم خدا کی میشه یک شب راحت بخوابم       بعد سزارین ک تونستم یکم ب پهلو جابجا بشم چ حس خوبی بود  باورم نمیشد میتونم ب پهلو و راحت بخوابم. 

سلام      لطفا برای درمان بیماریم صلوات بفرستید   ممنونم...

عفونت مجاری ادرار دارید؟ عفونت شما موقتی خوب میشود و دوباره باز میگردد؟  

داروی کانفرون بیونوریکا آلمان مشکل شما را برطرف می کند. 

برای کسب اطلاعات بیشتر کلیک کنید

1718

من فقط کمرم خارش داشت  پشت خار خریده بودم  خودم میخاریدم..مادرم این شهر نبود  چقد هوای غذاهای مادرم داشتم.مادرشوهرم شهر خودمون بود اما حتی یک بار غذا نفرستادن  حتی پدرشوهرم یک بارم میوه باغش نفرستاد..خواهرشوهرم تو ایام غیربارداری ک بماند چند بار تو بارداریم هم بهم متلک انداخت و مراعات حالم نکرد  چقد جوش کردم از کارهاش  

سلام      لطفا برای درمان بیماریم صلوات بفرستید   ممنونم...

منم استرس زایمان داشتم   استرسش تا حدی طبیعیه اما خب با سلامتی میگذره  .. کلاسای بارداری میرفتم   تا لحظه اخر طبیعی میخواستم   ک سزارین اورژانسی شدم    

سلام      لطفا برای درمان بیماریم صلوات بفرستید   ممنونم...
عزیزم انشالله بسلامتی این چند هفته رو پشت سر میذاری سر زایمانت برا منم دعا کن

چشم گلم شماهم منو دعا کن 

خدایا ترکم نکن    ✌ دور از ادبه اما به بعضی ها حتی نباید💩برنزه میشن فردا برات قیافه میگیرن😒والااااااااا👉 
1760
خانوما شکماتون از کی ترک خورد؟

عزیزم من الان اخره هفت ماهم اوایل هفت ماهگیم چندتاترک خورد زیر شکمم و دیگ نخورد میترسم یهویی کل شکمم ترک بخوره

یه دونه پسردارم من...قندوعسل دارم من
میگن وقتی بچه وارد لگن بشه لگن و داخل ران احساس درد بهشون دست میده

من یکی از رون هام درد میکنه.خطرداره؟یهویی همون پام سره سر میشه بی حس میشه

یه دونه پسردارم من...قندوعسل دارم من
من شوهرم وسواس داره برا همه چیز. منم هرکی میپرسه میگم هنوز نذاشتیم میگن حتما گذاشتین حالا نمیخواین ب ...

من دوس دارم اسم نی نی مو بذارم روهام یا ایهان ولی شوهر نذاشت گفت بذاریم سالار.خلاصه که هرچی خودشون بخان میذارن

یه دونه پسردارم من...قندوعسل دارم من
سلام خانما من تکوناش هست ولی آروم ترشده یکم نگرانشم 

عشقم منم همینطوری شدم رفتم دکتر گفت بچع داره بزرگ میشه جاش کوچیک میشه کمتر مث قبل میتونه تکون شدید بخوره

یه دونه پسردارم من...قندوعسل دارم من
1665

من دارم دق می کنم آزمایش غربالگریم ریسکش متوسط بود الانم چهارده هفته و چهار روزم دکتر هم غربالگری پانزده هفته رو نوشته هم سلفری قطعی نگفت کدومو بدم گفت با شوهرت مشورت کن کدومو بدی حالا من پامو تو یه کفش کردم برم سلفری شوهرم میگه بچه سالمه و همون آزمایش پانزده هفته کفایت می کنه  کلا ریلکسه دو میلیون برامون کم نیست دو سوم حقوق یک ماهشه ولی از پسش بر میایم می ترسم دیر بشه ولی کوتاه نمیاد میگه نیازی نیست منم دودلم عجیب نمی دونم چکار کنم برام دعا کنید بعد از سقط خدا این کوچولورو بهم داده می ترسم از دستش بدم

خانم ها من هفته ی دهمم سه کیلو اضاف کردم   همشم حس میکنم شکمم بوده خیلی اومده جلو و لکه بینی خونریزی هیچی نداشتم به نظرتون اگه روزی نیم ساعت پیاده روی کنم یا دو تا نیم ساعت بهتر نیس میترسم وزنم بره بالا خیلی ولی همه میگن تا پایان سه ماه صبر کن 

تو هفته ی ششم توی سونو وختی من و همسرم صدای قلب جنین رو شنیدیم 😍😍اون لحظه ی قشنگ رو آرزو میکنم واسه ی همه ی کسایی که منتظر مامان شدنن 🤲
خانم ها من هفته ی دهمم سه کیلو اضاف کردم   همشم حس میکنم شکمم بوده خیلی اومده جلو و لکه بینی ...

والا من هفته نهمم سه کیلو اضافه کردم 😢

دکتر بهم گفت برو دکتر تغذیه 

به نظرم شمام برو بهت رژیم غذایی بده 

بعد نهار و شامتم ۱۰ دقیقه قدم بزن ..

پیاده روی اونم یکی دوساعت اصلا خوب نیست

خداوند مهربان من .دلم❤، به سان قبله نماستوقتی عقربه اش به سمت تو باشد،در آرامشم   ...
خوش بحالتون کاش منم روزی بیامو ازبارداریم بگم خدایی ۱۱ماهه اقدامم عید میشه یه سال وااای

عزیزم اگه دوس داشتی بیاگروه ما مام همه منتظریم

https://t.me/joinchat/E1lXVBDgy4a7s_CBCHxZng

خدایا ازت سپاسگذارم.هیچی نمیخوام فقط بودن و سلامتی عزیزانم پدرم،مادرم، همسرم😍🙇💞مادر فقط آن زنی نیست که هر صبح با صدای دردانه اش بیدار میشود...من هم مادرم...منی که وقتی شب در خواب تو را میبینم دلم نمیخواهد هرگز صبح شود...وقتی در خواب تورا در آغوشم میبینم دلم میلرزد...حتی در خواب هم میدانم که ندارمت....ولی دلم برایت میلرزد...صبح که بیدار میشوم لبخند به لب دارم...چون روی ماه تو را دیده ام...چون تو  در اغوشم بودی...چون بوی تنت رابه ریه هایم کشیده ام...حتی در خواب و برای یک لحظه...آری من هم مادرم... مادر فرزند ندیده و نیامده ام... مادر تویی که برای داشتنت روزهای قشنگ جوانیم را در مطب دکتر ها و بیمارستانها گذرانده ام...مادرتویی که برای داشتنت مشت مشت قرص میخورم وصدها امپول میزنم...منی که تمام تنم ازمرحمت امپولهای گران قیمتم کبود است... من و امثال من مادر تر از هر مادری هستیم...مادرانی زجرکشیده...مادرانی که ثانیه به ثانیه روزهایمان را با حسرت داشتن دلبندمان میگذرانیم... که با دیدن یک کفش نوزادی پشت ویترین مغازه ها دلمان  میلرزد و پر میشود از غصه...پر میشود از حسرت دیدن تو با اینکفشها و تاتی کردنت... آری من هم مادرم...فقط تو را ندارم عزیزکم...فقط  در رویاهایم برایت مادرانگی میکنم
1651
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

1606
1762
1737
1725
1739
1681
1462
داغ ترین های تاپیک های امروز