1147
648
عنوان

من زنگ نزدم اونم همینطور

244 بازدید | 22 پست

به مامانم

یازده ساله متاهلم

دوتاخواهرم دارم

اما معمولا  خواهرا به هم زنگ نمی زنیم

پدیروز به مامان زنگیدم

دیروز اونم زنگ نزد 

امروز دلم تنگ شده منتهی گفتم نزنگم اجازه بدم اون برام بزنگه


وقتي دلت تنگ ميشه زنگ بزن غريبه كه نيس مادر ته

 گفتي قرارمون هر سه شنبه ساعت پنج همون كافه ي خودمون من پاي قرارم موندم هر سه شنبه ساعت پنجعصر به صندلي خالي كه روبه روي من بود خيره ميشدم دوسال هر سه شنبه ساعت پنج عصر به اون كافه ي لعنتي كه عشق من به تو شروع شد :) بالاخره تو رو ديدم اما وقتي اسممو صدا كردي ميخواستم با اغوش باز به استقبالت بيام اما تو منتظر دختري بودي كه تو را مرد زندگيش خطاب ميكرد بچه ي كوچيك كه كنار او بود تو را پدر...💔

با پدر و مادرتون ؛ با حساب و کتاب  پیش نرید 

انقدر دلم ازین چوب های جادو گری می خواد😃 ... بزنم ب خونه ، خونه بررررق  بیوفته ... بزنم ب ظرفها ، ظرفها شسته شه ... بزنم ب لباسها ، لباسها اتو شه ...  بزنم ب کتابها ، خونده شه و داخل مغزم جا گیر  بشه !!!😄  عین تو کارتون ها ، یه صدای جیلینگ جیلینگی هم بده ، ذوق کنم 😁

بچه ها یه خبر خوب

نی نی لازم از الان تا عید هروز تخفیف های استثنایی میذاره

من که هر روز چک میکنم منتظر تخفیف صندلی ماشینم


ما رو دنبال کنید

1157

خواهر آره ولی مادر این حرفارو نداره 

ولی بازم بازم بستگی به شخصیت مادرت داره

 یکی تو بیست و سه سالگی ازدواج می‌کنه و اولین بچه شو ده سال بعد به دنیا میاره، اون یکی بیست و نه سالگی ازدواج می‌کنه و اولین بچه شو سال بعدش به دنیا میاره. یکی بیست و پنج سالگی فارغ التحصیل می‌شه ولی پنج سال بعدش کار پیدا می‌کنه، اون یکی بیست و نه سالگی مدرکشو می‌گیره و بلافاصله کار مورد علاقه شو پیدا می‌کنه. یکی سی سالگی رئیس شرکت می‌شه و در چهل سالگی فوت می‌کنه، اون یکی چهل و پنج سالگی رئیس شرکت می‌شه و تا نود سالگی عمر می‌کنه.تو نه از بقیه جلوتری نه عقب تر. تو توی زمان خودت زندگی می‌کنی؛ پس آروم باش، از زندگی لذت ببر و خودت را با دیگری مقایسه نکن
1125

وا با مامانتمممم

من روزی دوبارم میزنگم

عاشقشم بخدا هرچی هم میگذره بیشتر بهش وابسته میشممم😍😙😙

🌸🍃ڪــسے را ‎شریک قلبتــ کن که رد "خـ♥️ـدا را‎در چشمانشــ ببینــے ‎#یار_خداییَم_آرزوستــ ^.^
584
از همه چی. فقط از مشکلاتم که داخل خونه دارم نمیزارم جژزی بفهمه

من هفته ای یه بار زنگ می زنم بعد حس می کنم هیچ حرف خاصی ندارم!! 

البته درد دل زیاد دارم ولی با مادرم نمی تونم بگم !!  حرف نگه دار نیست!!!

آدم کنار میاد، کنار میاد، کنار میاد، بعد دیگه نمی تونه کنار بیاد از همون کنار میره ...

من نمیتونم که زنگ نزنم 

دلتنگ خونوادم میشم چون تو شهر غریبم هر موقع که وقتش باشه به مامانم زنگ میزنم کلی باهم صحبت میکنیم حال دلم خوب میشه همیشه هم من بهش زنگ میزنم انتظاری از مامانم ندارم که نوبت اون هست یا نه 

به مادرت زنگ بزن اگه با شنیدن صداش حال دلت خوب میشه 

لحظه ها خیلی زود میگذره چه بهتر که با مهربونی و خوشحالی بگذره

چرتکه نمی ندازم نوبتی هم نیست ولی مامانم خیلی سرده انگار هیچ حرفی برای گفتن نیست و اختلاف نظرهامون بیشتر از مشترکاتمونه

از اعماق دلم عاشقشم و البته دلم از رفتارش بارها شکسته

من هفته ای یه بار زنگ می زنم بعد حس می کنم هیچ حرف خاصی ندارم!!  البته درد دل زیاد دارم ولی با ...

نه من اینجوری نیستم. روزی سه بار رو‌حتما میزنم. تگر به خبر جدیدی داسته باسم بازم بهش زنگ میرنم. باهم حرف میرنیم. چون خواهر ندارم. یه زنداداش دارم از صدتا خوار بهتر وخواهرتره. یه روز درمیون هم اون زنگ میزنه به من. 

835
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

1096
1159
1175
1107
726
1176
1132
1148
1153
1172
29
83
24
1138
224
1036
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   پانداکنگفوکار  |  12 ساعت پیش
توسط   mander  |  8 ساعت پیش
توسط   دختربهاااار  |  21 ساعت پیش