1232
1226
عنوان

به زوج کامل و خوشبخت...و بعد طلاق!

102767 بازدید | 998 پست

سلام خانما این زندگی یکی از اطرافیانمه..نمیدونم کی مقصره تو این زندگی و پاشیدنش....شما بگین... 

یه دختر که دانشجوی پزشکی بود و ترم اول.. میاد تهران و اونجا با یه پسره مهندس که درسش تموم شده بود و یه جای خوب مشغول به کار شده بود اشنا میشن...پسره رتبه دورقمی بود و فوق العاده باهوش و موفق...دختره هم همینطور...اینا دوسال با هم دوست بودن...همه جای تهران باهم میرن و شاد بودن و خوشبخت..شده بود یه ماه پسره کل حقوقش رو خرج کنه..و تهش با دوتا ژتون دانشگاه  غذابگیرن و جلوی پارک دانشگاه باهم بخورن و از ته دل بخندن...و شادی کنن ...بعد پسره میگه باید بریم خواستگاری...و باهم ازدواج میکنن

من مادرم و هر دم دردی ز من زاده می شود.....و این کودک که در جای جای من جان گرفته....و با بطن سرد من خو گرفته...هردم خون مرا می مکد...و استخوان بودن مرا می جود...ودر من زاده می شود....من مادرم و می دانم شکست ضمیر نور چه دردی دارد...و چکیدن میل غزل ار سرانگشتانم چه وزنی دارد...ولی حیف که افتاب مرده است...و اینه چه پوج ز انعکاسی دگر بارور است.....من در عمق پوچ لحظه ها مادرم...زمانی که سکوت از صدای اشک هایم می چکید...و بوسه های پوسیده از لبانم می گریخت...فقط لحظه ها می دانستند که نگاهم ویران خواهد شد...من مادرم و لالایی هایم رفته است...تو بگو چند وقت است مرده ام؟ چند وقت است کودکم در گور خفته است؟

دختره عمومی میخوند..دانشجوهای پزشکی میدونن چقدر بالا و پایین داره....چقدر سختی داره...با اینحال شاد بودنو زندگی میکردن

من مادرم و هر دم دردی ز من زاده می شود.....و این کودک که در جای جای من جان گرفته....و با بطن سرد من خو گرفته...هردم خون مرا می مکد...و استخوان بودن مرا می جود...ودر من زاده می شود....من مادرم و می دانم شکست ضمیر نور چه دردی دارد...و چکیدن میل غزل ار سرانگشتانم چه وزنی دارد...ولی حیف که افتاب مرده است...و اینه چه پوج ز انعکاسی دگر بارور است.....من در عمق پوچ لحظه ها مادرم...زمانی که سکوت از صدای اشک هایم می چکید...و بوسه های پوسیده از لبانم می گریخت...فقط لحظه ها می دانستند که نگاهم ویران خواهد شد...من مادرم و لالایی هایم رفته است...تو بگو چند وقت است مرده ام؟ چند وقت است کودکم در گور خفته است؟

هستین ادامش رو بگم؟؟

من مادرم و هر دم دردی ز من زاده می شود.....و این کودک که در جای جای من جان گرفته....و با بطن سرد من خو گرفته...هردم خون مرا می مکد...و استخوان بودن مرا می جود...ودر من زاده می شود....من مادرم و می دانم شکست ضمیر نور چه دردی دارد...و چکیدن میل غزل ار سرانگشتانم چه وزنی دارد...ولی حیف که افتاب مرده است...و اینه چه پوج ز انعکاسی دگر بارور است.....من در عمق پوچ لحظه ها مادرم...زمانی که سکوت از صدای اشک هایم می چکید...و بوسه های پوسیده از لبانم می گریخت...فقط لحظه ها می دانستند که نگاهم ویران خواهد شد...من مادرم و لالایی هایم رفته است...تو بگو چند وقت است مرده ام؟ چند وقت است کودکم در گور خفته است؟


پک میوه‌های تازه برش خورده در بسته بندی های متنوع

دارای مجوز از وزارت جهاد و کشاورزی

سینی میوه

سیخ میوه

بسته مخصوص افطار

میوه  برش خورده برای مراسم و دورهمی ها

جهت سفارش محصولات از طریق سایت میوکات اقدام بفرمایید

📞09194997836

1156

دارم برای خودم میگم؟؟؟

من مادرم و هر دم دردی ز من زاده می شود.....و این کودک که در جای جای من جان گرفته....و با بطن سرد من خو گرفته...هردم خون مرا می مکد...و استخوان بودن مرا می جود...ودر من زاده می شود....من مادرم و می دانم شکست ضمیر نور چه دردی دارد...و چکیدن میل غزل ار سرانگشتانم چه وزنی دارد...ولی حیف که افتاب مرده است...و اینه چه پوج ز انعکاسی دگر بارور است.....من در عمق پوچ لحظه ها مادرم...زمانی که سکوت از صدای اشک هایم می چکید...و بوسه های پوسیده از لبانم می گریخت...فقط لحظه ها می دانستند که نگاهم ویران خواهد شد...من مادرم و لالایی هایم رفته است...تو بگو چند وقت است مرده ام؟ چند وقت است کودکم در گور خفته است؟
8
1167

پسره پر حرف و پر جنب و جوش بود دختره ساکت..شخصیت مکملی داشتن...تا اینکه عمومی دختره تموم شد و عشق تخصص داشت...به محض  اینکه  عمومیش تموم شد امتحان دادو کلا کدش رو تهران زد..ولی چون پسره علاقش رو به تخصص دید تمام شهرستلن های اطراف رو زد

من مادرم و هر دم دردی ز من زاده می شود.....و این کودک که در جای جای من جان گرفته....و با بطن سرد من خو گرفته...هردم خون مرا می مکد...و استخوان بودن مرا می جود...ودر من زاده می شود....من مادرم و می دانم شکست ضمیر نور چه دردی دارد...و چکیدن میل غزل ار سرانگشتانم چه وزنی دارد...ولی حیف که افتاب مرده است...و اینه چه پوج ز انعکاسی دگر بارور است.....من در عمق پوچ لحظه ها مادرم...زمانی که سکوت از صدای اشک هایم می چکید...و بوسه های پوسیده از لبانم می گریخت...فقط لحظه ها می دانستند که نگاهم ویران خواهد شد...من مادرم و لالایی هایم رفته است...تو بگو چند وقت است مرده ام؟ چند وقت است کودکم در گور خفته است؟
1241
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

1159
1236
1224
1229
1207
1238
1231
1212
1218
پربازدیدترین تاپیک های امروز
1180
224
29
1198
1216