1147
1226
عنوان

به زوج کامل و خوشبخت...و بعد طلاق!

102769 بازدید | 998 پست

سلام خانما این زندگی یکی از اطرافیانمه..نمیدونم کی مقصره تو این زندگی و پاشیدنش....شما بگین... 

یه دختر که دانشجوی پزشکی بود و ترم اول.. میاد تهران و اونجا با یه پسره مهندس که درسش تموم شده بود و یه جای خوب مشغول به کار شده بود اشنا میشن...پسره رتبه دورقمی بود و فوق العاده باهوش و موفق...دختره هم همینطور...اینا دوسال با هم دوست بودن...همه جای تهران باهم میرن و شاد بودن و خوشبخت..شده بود یه ماه پسره کل حقوقش رو خرج کنه..و تهش با دوتا ژتون دانشگاه  غذابگیرن و جلوی پارک دانشگاه باهم بخورن و از ته دل بخندن...و شادی کنن ...بعد پسره میگه باید بریم خواستگاری...و باهم ازدواج میکنن

من مادرم و هر دم دردی ز من زاده می شود.....و این کودک که در جای جای من جان گرفته....و با بطن سرد من خو گرفته...هردم خون مرا می مکد...و استخوان بودن مرا می جود...ودر من زاده می شود....من مادرم و می دانم شکست ضمیر نور چه دردی دارد...و چکیدن میل غزل ار سرانگشتانم چه وزنی دارد...ولی حیف که افتاب مرده است...و اینه چه پوج ز انعکاسی دگر بارور است.....من در عمق پوچ لحظه ها مادرم...زمانی که سکوت از صدای اشک هایم می چکید...و بوسه های پوسیده از لبانم می گریخت...فقط لحظه ها می دانستند که نگاهم ویران خواهد شد...من مادرم و لالایی هایم رفته است...تو بگو چند وقت است مرده ام؟ چند وقت است کودکم در گور خفته است؟

دختره عمومی میخوند..دانشجوهای پزشکی میدونن چقدر بالا و پایین داره....چقدر سختی داره...با اینحال شاد بودنو زندگی میکردن

من مادرم و هر دم دردی ز من زاده می شود.....و این کودک که در جای جای من جان گرفته....و با بطن سرد من خو گرفته...هردم خون مرا می مکد...و استخوان بودن مرا می جود...ودر من زاده می شود....من مادرم و می دانم شکست ضمیر نور چه دردی دارد...و چکیدن میل غزل ار سرانگشتانم چه وزنی دارد...ولی حیف که افتاب مرده است...و اینه چه پوج ز انعکاسی دگر بارور است.....من در عمق پوچ لحظه ها مادرم...زمانی که سکوت از صدای اشک هایم می چکید...و بوسه های پوسیده از لبانم می گریخت...فقط لحظه ها می دانستند که نگاهم ویران خواهد شد...من مادرم و لالایی هایم رفته است...تو بگو چند وقت است مرده ام؟ چند وقت است کودکم در گور خفته است؟

هستین ادامش رو بگم؟؟

من مادرم و هر دم دردی ز من زاده می شود.....و این کودک که در جای جای من جان گرفته....و با بطن سرد من خو گرفته...هردم خون مرا می مکد...و استخوان بودن مرا می جود...ودر من زاده می شود....من مادرم و می دانم شکست ضمیر نور چه دردی دارد...و چکیدن میل غزل ار سرانگشتانم چه وزنی دارد...ولی حیف که افتاب مرده است...و اینه چه پوج ز انعکاسی دگر بارور است.....من در عمق پوچ لحظه ها مادرم...زمانی که سکوت از صدای اشک هایم می چکید...و بوسه های پوسیده از لبانم می گریخت...فقط لحظه ها می دانستند که نگاهم ویران خواهد شد...من مادرم و لالایی هایم رفته است...تو بگو چند وقت است مرده ام؟ چند وقت است کودکم در گور خفته است؟

بهترین قیمت تورهای استانبول همراه با مشاوره رایگان در علی‌بابا


کلیک کنید

1156

دارم برای خودم میگم؟؟؟

من مادرم و هر دم دردی ز من زاده می شود.....و این کودک که در جای جای من جان گرفته....و با بطن سرد من خو گرفته...هردم خون مرا می مکد...و استخوان بودن مرا می جود...ودر من زاده می شود....من مادرم و می دانم شکست ضمیر نور چه دردی دارد...و چکیدن میل غزل ار سرانگشتانم چه وزنی دارد...ولی حیف که افتاب مرده است...و اینه چه پوج ز انعکاسی دگر بارور است.....من در عمق پوچ لحظه ها مادرم...زمانی که سکوت از صدای اشک هایم می چکید...و بوسه های پوسیده از لبانم می گریخت...فقط لحظه ها می دانستند که نگاهم ویران خواهد شد...من مادرم و لالایی هایم رفته است...تو بگو چند وقت است مرده ام؟ چند وقت است کودکم در گور خفته است؟
1221
1167

پسره پر حرف و پر جنب و جوش بود دختره ساکت..شخصیت مکملی داشتن...تا اینکه عمومی دختره تموم شد و عشق تخصص داشت...به محض  اینکه  عمومیش تموم شد امتحان دادو کلا کدش رو تهران زد..ولی چون پسره علاقش رو به تخصص دید تمام شهرستلن های اطراف رو زد

من مادرم و هر دم دردی ز من زاده می شود.....و این کودک که در جای جای من جان گرفته....و با بطن سرد من خو گرفته...هردم خون مرا می مکد...و استخوان بودن مرا می جود...ودر من زاده می شود....من مادرم و می دانم شکست ضمیر نور چه دردی دارد...و چکیدن میل غزل ار سرانگشتانم چه وزنی دارد...ولی حیف که افتاب مرده است...و اینه چه پوج ز انعکاسی دگر بارور است.....من در عمق پوچ لحظه ها مادرم...زمانی که سکوت از صدای اشک هایم می چکید...و بوسه های پوسیده از لبانم می گریخت...فقط لحظه ها می دانستند که نگاهم ویران خواهد شد...من مادرم و لالایی هایم رفته است...تو بگو چند وقت است مرده ام؟ چند وقت است کودکم در گور خفته است؟

نه نیستم روحمه😐😐😐😐

فقط 6 روز به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40
تیکر تولدمه...دلم گرفته دلم مرگ میخواد هیشکی دردمو نمیفهمه هیشکی جای من نیست بفهمه چی میکشم  دیگه خسته شدم از شوهری که یه روز خوبه دو روز بد...تا کی بد اخلاقیاشو تحمل کنم چون بچه دارم چون خانوادم پشتم نیستن باید بسوزم بسازم  بخاطر شوهر نامردم میگرن گرفتم ناراحتی قلبی افسردگی شدید... که هیچکدومشون درمان نشدن با مرده ی متحرک هیچ فرقی ندارم  خدایا مرگ منو برسون دیگه صبرم تموم شده  
1241
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

1159

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

جریان چت چیه.؟

mrkhan | 1 دقیقه پیش
1224
1207
1229
1236
1238
1218
1231
1212
پربازدیدترین تاپیک های امروز
1180
224
1198
29
1216
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   yaldaaaaayavary  |  2 ساعت پیش
توسط   _karmad  |  5 ساعت پیش