1265
1273
عنوان

نامه ی یک خانوم قبل از طلاق به همسرش 😔

| مشاهده متن کامل بحث + 2319 بازدید | 138 پست



#پارت_سوم


پانزده سال!!!!


پانزده سال، ذره ذره خوشیها رو از یاد برده بودم

پانزده سال در حاشیه ایستادم

نفر دوم بودم با تو

بچه ها که امدند شدم نفر چهارم

راستی نه! پدرو مادرت هم بودند! با خواسته ها ی عجیبشان بیماریهای من دراوردی شان

و خواهرت و برادرت

نفر چندم بودم در زندگی خودم؟!

نفر چندم؟!!!!

ناهید ارام گفت بچه ها الان از مدرسه میایند!میترسید پیش من حرف از بچه بزند و حق داشت!

تو و بچه ها در ذهن من به جایی دور پرتاب شده بودید!

خیلی دور و هر دقیقه دورتر میشدید!

گفتم الان یه اژانس میگیریم و میریم!

ما اژانس گرفتیم مثل دو تا خانم! نشستیم و در خونه هامون پیاده شدیم، دیگه حاضر نبودم مثل خرگوش بدوم تا برسم خونه!

لاله دم در ایستاد و گفت ناهید حالت خوبه؟بیام؟گفتم نه و اومدم توی حیاط!

حیاط گلها،گلدونها،همش غریبه شده بود و خونه! و وسایلش هم!

پانزده سال!

بچه ها رو مبل نشسته بودن! پسرا اخم کرده بودن!

ما گشنه ایم کجا بودی؟

گفتم بیرون!

تلفن رو برداشتم و پیتزا سفارش دادم!

ناخنهامو تازه درست کرده بودم نمیشد با ظرف و غذا خرابشون کنم!

دوتا پیتزا اومد! یکی برای من، یکی واسه اون دوتا!

پسرا شاخ در اورده بودن! تا حالا نشده بود مادرشون یه پرس غذا کامل واسه خودش بخواد، مامان تیکه خور بود، کنار بقیه!

گفتم ناهار خوردین ساکت باشین سرم درد میکنه!

تازه هنوز روسریم رو برت

نداشته بودم خیال برداشتنشو هم نداشتم!

پسرا رفتن تو اتاقشون لب و لوچه شون اویزون بود! به درک!

رفتم تو اتاق با لذت به لباسای نو نگاه کردم!

در زدن، درو قفل کرده بودم، پسر گفت، فردا باید پول کلاسارو ببریم،

گفتم به بابات بگو!

به تو بگن! اخه کی به تو گفتن پول بده؟ با چندر غاز خرجیه خونه من بودم که پول کلاسو کوفت و زهر مار رو میدادم!

نصف ماه نرفته بود ولی پولها خرج شد! لباس خریدم! ولی هنوز خیلی مونده بود به تیپ و لباس اون زن برسم!

توی اتاق موندم،

دراز کشیدم

نشستم

دراز کشیدم

نشستم

راه رفتم

و این خونه داشت منو میخورد!

در رو باز کردم

به بچه گفتم لباس بپوشین ببرمتون خونه مادر بزرگ!

بی صدا لباس پوشیدن، حس کرده بودن!

خب تویه کوچه هستیم با مادرت!

زنگ رو زدم و بچه ها رو فرستادم تو

پسره پرسید نمیای

گفتم نه!میرم خونه مادرم


در حیاطو بستم، را افتادم برم خونه مادرم،یه دفعه یه چیزی تو ذهنم اومد،

دوباره رفتم خونه و دویدم تو اتاق، طلاهامو برداشتم، شناسنامه،و لباسای نو و لباس زیرای نو و یه سری خرت و پرت دیگه!

چند تا تیکه طلا داشتم و بقیه زندگیم تو یه نایلون جا شده بود!پانزده سال زندگی!

کشوها رو باز کردم،کمد هارو!انصافا هیچ لباس درست و حسابی توشون نبود!

نصف بیشتر شرتهام پاره شده بود،دوخته بودمشون!

تو دلم گفتم زنی که شورتش رو جای دور انداختن، میدوزه،حقشه!

حقشه این بلا سرت بیاد

توی اینه نگاه کردم،روسری چسبیده بود به سرم، یه دسته مو رو انداختم بیرون!نه راضیم نکرد

روسری رو انداختم و شال نو پوشیدم موهامو باز گذاشتم،گندم زاری که باید باد لابه لاش میپیچید!

زنگ زدم اژانس!

با نایلون پانزده سال زندگیم!

راننده هایده گوش میکرد!

بزن تار که امشب باز دلم از دنیا گرفته..........


پایان #قسمت_سوم


ادامه دارد...



❣ 

یک هفته بخاطر جکی جان قطع دسترسی بودم😒😒😒😒 دیگ ب نی نی یار 5 قول دادم دختر خوبی باشم و کاری ب کارش نداشته باشم والا اصلا ب من چه شاید زنش بوده😅
مخلصم داداش...شما سروری😂😂😂😂😘😘😘😘😘😘 ایشالا اومد داشته باشه واستون😁😁😁😁

😂😂چاکریم ..


جات تو قلبمه 😄😍😍😍

👑من یک آفرودیتم👱💋💅💄👠👑   �� آفرودیت یعنی زندگی 💫زندگی یعنی آفرودیت💫  این دو تا در هم تنیده اند💍مگه میشه کسی کنارآفرودیت تایپ باشه و حال دلش خوب نباشه ؟😗🙃😎  اونایی هم ک به آفرودیتها لقب های گناگون و زشتی میدن حسودن😒😒😁😁😁    لدفا هراها و آتناهای متعصب نیان سمت من ......مرسی اه😁

عمل لیپوماتیک تحت نظر پزشک مطرح کشور

( 02144670629)

1226
قربانت ...شما تاج سری.....ی چیزی ی تایپیک دعواس الان ...مدیونی فک کنی خاله زنکم😂😂😂😂😂😂😂

کدوم تاپیک دعواس ؟؟😓😓🤕🤕

👑من یک آفرودیتم👱💋💅💄👠👑   �� آفرودیت یعنی زندگی 💫زندگی یعنی آفرودیت💫  این دو تا در هم تنیده اند💍مگه میشه کسی کنارآفرودیت تایپ باشه و حال دلش خوب نباشه ؟😗🙃😎  اونایی هم ک به آفرودیتها لقب های گناگون و زشتی میدن حسودن😒😒😁😁😁    لدفا هراها و آتناهای متعصب نیان سمت من ......مرسی اه😁



نامه یک زن به شوهرش در آستانه خیانت! و جواب شوهر



#پارت_چهارم



چه سوزناک میخونه این هایده،اصلا ادم که با قلب شکسته گوش میده،سوزشم بیشتره!

کی میدونه، کی دل هایده رو شکونده بود و این سوز رو به صداش داده بود؟!

دم خونه مامان پیاده شدم.

میدونی که مادرم الزایمر داره؟تو رو یادش نمیاد!چقدر لجت در می اومد!

میگفتی چه طور تا پنچ سال پیشو یادشه ولی منی که پونزده ساله دامادشم رو یادش نیست؟

درست میگفتی پدرم سه ساله که مرده،دو سال مریض بود و حالا مادرم این پنج سال رو کلا یادش نیست وبا خیال پدرم زندگی میکنه!

و هیچ قسمت مربوط به تو رو هم به یاد نمیاره!

مادرم شاید تموم اتفاقای ناخوش ایند زندگیشو فراموش کرده و فقط داره توی دنیای قشنگه خودش زندگی میکنه! و بچه هاشو تو بهترین حالت عمرشون یادشه!منو تا 20سالگی،پدر رو تا پنجاه و پنج سالگی!

مرگ پدر و وجود تو بدترین اتفاق زندگی مادرم بودند!و فراموش شدند!

مادرم تنها نشسته بود پای تلویزیون،دلم خیلی سوخت

منو که دید گفت،کجا بودی؟ مگه موقع امتحانت نیست؟باز بشین شب امتحان گریه کن!

روسریم رو برداشتم!

گفتم موهامو رنگ کردم مامان!

گفت چقدر بهت میاد!

شک کردم،مگه نمیگه من بیست سالمه مجردم؟پس چرا چیزی نگفت؟

شاید تو حق داشتی!مادرم ازت متنفره،و دوست داره تو رو از یاد ببره!

از تو نپرسید از بچه ها نپرسید!

من برای همیشه دختر لوس این خونه هستم!

وسایلو بردم تو اتاق،تو کمد قایم کردم

با هم شام خوردیم،نگران پدرم بود!گفتم بابا امشب نمیاد گفت میره خونه عمو!

گفت باشه

زیاد پیگیر نمیشد شاید میترسید دروغ ما لو بره!

برای او حتی خیال زنده بودن پدرم کافی بود!زنده باشه وخونه عمو باشه!

قرص هاشو خورد،من فکر کردم چطور میزاریم تنها بمونه؟اگه قرص هاشو زیاد بخوره؟اگه بیفته زمین؟و هزار اگه دیگه از ذهنم گذشت.....

بقلش کردم و گفتم مامان! منو یادت نمیره؟

گفت چرا یادم بره بیست سال بزرگت کردم،تو دختر لوس منی،داری گریه میکنی؟

زار زار گریه کردم،برای اولین بار تو این روز!

تو دلم گفتم اخه یکی بعد پونزده سال زتدگی منو فراموش کرد!

بعد دوتا بچه منو فراموش کرد!

پونزده تا بهار،پونزده تا پاییز!

حتی بچه هامم تا وقتی سیرن منو فراموش میکنن!

تو دلم گفتم و گریه کردم!

مادرم گفت،باز امتحانتو خراب کردی؟

تو دلم گفتم اره تو امتحان زندگی از یه زن باختم!

و گریه کردم

مادرم گفت اشکال نداره دوباره بردار،خودتو کشتی......

اشکامو پاک کردم

گفتم مامان من فعلا میرم


اومدم خونه، بچه ها خونه بودن!

مادرت نتونسته بود نگهشون داره، میبینی؟

فقط جلوی تو ادای مادر بزرگه مهربونو در میاره!

پسره پرسید شام چی داریم؟

گفتم چیه؟ ننه بزرگت شام نداشت بهتون بده؟

از تو یخچال یه چیزی بردارین!

چشاشون گرد شده بود!

چی به سر مامانه اشپزشون اومده بود؟

گفت چی بخوریم؟

رفتم کنار اوپن از ظرف میوه موز برداشتم و داشتم میخوردم،

گفتم نمیدونم یه چیز پیدا کن! موز بخور! دوتا موز پرتاب کردم سمتشون!

موز میوه محبوب توعه! همیشه باید تو خونه باشه،

من کی نشستم یه دل سیر موز خوردم؟ کی جلومو گرفته بود؟ خود احمقم! من احمق با ایفای نقش زن صرفه جو! زن کد بانو! زن بساز!

اصلا لجم در اومد یه موز دیگه خوردم!

موزا تموم شده بود

بچه ها نگام میکردن، دوتا لیوان شیر ریختم، قرص خوابمو نصف کردم تو هر دوتا ریختم! هم زدم و دادم بخورن!

گفتم موزاتونو بخورین برین بخوابین

مثل دوتا موش ترسیده بودن!

رفتن خوابیدن! و چه زود خوابشون برد

شالمو باز کردم

یه قرص برداشتم بخورم!

ولی پرتش کردم نمیدونم یه جایی تو هال افتاد

از وقتی پدرم مرد بیشتر شبها قرص میخوردم!

به خاطر تو به خاطر بچه ها و به خاطر مادرت که واسه اینکه زیاد به پدرم سر نزنم خودشو دایم به مریضی میزد، نتونستم مراقب پدرم باشم،

مادرم ناتوان شده بود و من کمکش نکردم!

خواستم عروس نمونه باشم مادر نمونه باشم همسر نمونه باشم


اما دختر خوبی برای پدرم نبودم...


پایان #قسمت_چهارم


ادامه دارد....


❣ 

یک هفته بخاطر جکی جان قطع دسترسی بودم😒😒😒😒 دیگ ب نی نی یار 5 قول دادم دختر خوبی باشم و کاری ب کارش نداشته باشم والا اصلا ب من چه شاید زنش بوده😅
کدوم تاپیک دعواس ؟؟😓😓🤕🤕

نمیدونم جریان چیه ولی گویا بهش گفتن پز دادی ناراحت شده استارتر تاپیکشم گفته بود من پز دادم یا بقیشو فراموس کردم😐همین ی تیکه تو رو ب هدف میرسونه😂

خدا جونم هزاران بار شکرت خیلی دوست دارم❤
1274
بچه ها شما به خودتون خوب     میرسید؟من مانتو زیاد داشتم میخواستم برا عید مانتو نگیرم ولی ن ...

منم خیلی نظرم رو همه چی تغییر کرد

یک هفته بخاطر جکی جان قطع دسترسی بودم😒😒😒😒 دیگ ب نی نی یار 5 قول دادم دختر خوبی باشم و کاری ب کارش نداشته باشم والا اصلا ب من چه شاید زنش بوده😅
بچه ها شما به خودتون خوب     میرسید؟من مانتو زیاد داشتم میخواستم برا عید مانتو نگیرم ولی ن ...

تاجایی که امکانش باشه از هر لحاظ آره آدم باید ب خودش احترام بزاره و خودشو دوس داشته باشه

خدا جونم هزاران بار شکرت خیلی دوست دارم❤
نمیدونم جریان چیه ولی گویا بهش گفتن پز دادی ناراحت شده استارتر تاپیکشم گفته بود من پز دادم یا بقیشو ...

😂😂😂😂😂لعنتی 


مرسی ..کاش بودم اونجا 😆😆😆😆😆😆😉😉

👑من یک آفرودیتم👱💋💅💄👠👑   �� آفرودیت یعنی زندگی 💫زندگی یعنی آفرودیت💫  این دو تا در هم تنیده اند💍مگه میشه کسی کنارآفرودیت تایپ باشه و حال دلش خوب نباشه ؟😗🙃😎  اونایی هم ک به آفرودیتها لقب های گناگون و زشتی میدن حسودن😒😒😁😁😁    لدفا هراها و آتناهای متعصب نیان سمت من ......مرسی اه😁


خواستم عروس نمونه باشم مادر نمونه باشم همسر نمونه باشم


اما دختر خوبی برای پدرم نبودم!


حالا این عذاب وجدان از صدقه سر تو و خاندانت نمیزاره شبا راحت بخوابم!

همش قیافه ناراحت پدرم رو میبینم تو اوج مریضی!

قرص که میخورم خواب نمیبینم!

امشب نه! امشب باید بیدار باشم،


چراغها رو خاموش کردم،رفتم توی اتاق،کاش امشب نیای

لاله زنگ زد،

گفت ناهید چطوری خوبی؟

کجایی

گفتم خونه

گفت اومده؟

گفتم نه

گفتم به سهراب نگفتی که!؟

گفت نه

چی کار میگنی؟

گفتم میخوام بخوابم

گفت چی کار می خوای بکنی

گفتم نمیدونم

و سکوت

سوالاش تموم شده بود و حالا نمی دونست چی بگه

گفتم خدافظ!

سهراب شوهرش دوستته،دوست ندارم بهت خبر بده گرچه شک دارم به لاله که بهت نگفته باشه

پتو بالشتو انداختم تو هال

عادت داری تو هال بخوابی!

من تو اتاق میخوابم!

چه خوبه که کنار هم نمیخوابیم من مجبور نیستم امشب تحملت کنم!


به اینه نگاه میکنم،به زن مو بلوند روبرو!بدون ارایش رنگم پریده

یه روژ قرمز میزنم رنگ خون!

دوباره زیبا میشم!

به ناخن هام نگاه میکنم

من باید با این دست ها چه کنم؟باید ظرف بشورم؟باید پیاز خورد کنم؟باید کف دستشویی رو با حوله خشک کنم؟باید به پای مادرت کرم بمالم؟

باید جارو بکشم؟شیشه پاک کنم؟ده مدل غذا برای خاندان تو دوستات درست کنم؟

که چی؟که من زن زندگی ام؟

پس مرد زندگی من کجاست؟

اگه من زن زندگی ام،پس اون یکی دیگه چیه؟

اگه من زن زندگیم؟ پس چرا تنهام؟

من زن کدام زندگی ام؟

اگه اون زن. ..اون زن یک روز جای من کار کنه بچه بزرگ کنه، بازهم بوی خوب میده؟بازم حال داره ست بپوشه؟وقت میکنه بره ارایشگاه؟

من باید چه کنم؟من با این دستها چه کار کنم؟

وقتی موهامو بشورم،تو یه دوش هول هولکی! کی برام سشوار میکشه؟کی پولشو میده؟

من با این دستها و این موهها به بن بست خوردم!

این زندگی،این تخت خواب تنهایی،نیازی به زیبایی نداره!

زیبایی برای همون زنه که هفته ای یکی دوبار میبینیش و با هم خوشین!

این زندگی نیاز به اشپز داره نیاز به بشور و بساب داره،نیاز به کلفت داره،که جلوت غذا بزاره!شکمتو سیر کنه!

چایی بزاره که خستگی کثافت کاریت در بره!

حموم رو برق بندازه تا عطر کثافت اونو از تنت بشوره

این زندگی فاضلاب کثافت کاریه توعه!

که بیای انرژی بگیری و بری پیش اون تخلیه کنی خیالت راحت باشه بچه هات با ارامش بزرگ میشن!و اخرش یکی بشن لنگه خودت!


صدای ماشینت اومد،چراغو خاموش کردم پریدم تو تخت خواب،پتو رو کشیدم روی سرم


پایان #پارت_پنجم


ادامه دارد....



❣ 

یک هفته بخاطر جکی جان قطع دسترسی بودم😒😒😒😒 دیگ ب نی نی یار 5 قول دادم دختر خوبی باشم و کاری ب کارش نداشته باشم والا اصلا ب من چه شاید زنش بوده😅
1167
بچه ها شما به خودتون خوب     میرسید؟من مانتو زیاد داشتم میخواستم برا عید مانتو نگیرم ولی ن ...

من هم همینطور تازه من چیز تازه میگیرم ننش حرص میخوره عید میگیرم چشمش دراد

😂😂😂😂😂😂😂😂😂آره آتیشو بیشتر میکردی مثلا😂😂😂😂😂😂😂😂😂

😂😂😂😂😂

آتیش بیار معرکه میشدم 😐😂

👑من یک آفرودیتم👱💋💅💄👠👑   �� آفرودیت یعنی زندگی 💫زندگی یعنی آفرودیت💫  این دو تا در هم تنیده اند💍مگه میشه کسی کنارآفرودیت تایپ باشه و حال دلش خوب نباشه ؟😗🙃😎  اونایی هم ک به آفرودیتها لقب های گناگون و زشتی میدن حسودن😒😒😁😁😁    لدفا هراها و آتناهای متعصب نیان سمت من ......مرسی اه😁
1252
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

1268
1272
1255
1275
1261
1212
1238
1180
1253
1259
پربازدیدترین تاپیک های امروز
224
29
1271
1198