1147
1226
عنوان

نامه ی یک خانوم قبل از طلاق به همسرش 😔

| مشاهده متن کامل بحث + 2312 بازدید | 138 پست



نامه یک زن به شوهرش در آستانه خیانت و جواب شوهر👇



صدای ماشینت اومد،چراغو خاموش کردم پریدم تو تخت خواب،پتو رو کشیدم روی سرم

دنیا رو ببین!کثافت کاری رو تو کردی من خودمو قایم میکنم!

اومدی تو هال، قلبم تند میزد،تو دلم گفتم خدایا خدایا!نیاد تو!

نیومدی!

خدا دلش به بیچارگی من سوخت!

من باید چه کنم؟

بیام و تو صورتت فریاد بکشم؟فحش بدم؟

نمیتونم! گریم میگیره و میشم یه زن ضعیف لعنتی!

نه تلویزیون روشن میکنی و نه سراغ یخچال میری!

تو هم میفهمی چیزی عادی نیست!

اصلا خبرای بد زود میرسن حتی قبل اینکه کسی بگه،از در و دیوار میان سراغ ادم!

این خاصیت فاجعه ست

شاید اون زن تو ماشین نشست و گفت وای چه زنهای زشتی پیدا میشن!زنه تو مغازه بوی سبزی و پیاز میداد!

شاید اونجا شک کردی که اون زن من باشم!

شاید مادرت زنگ زد و گفت که زنت بچه ها رو انداخته و رفته خونه ننش!و اونجا تو شک کردی

شاید پسرت بهت زنگ زدو گفت ناهار پیتزا خوردیم تازه مامان یه دونه کامل خورد و تو شک کردی!

شاید اومدی خونه ودیدی شام نیست!چای نیست!وزنت که پوی پیاز میده ننشسته سریال ابکی ترکی نگاه کنه و تو شک کرد ی؟

نمیدونم!

بزار فکرت مشغول شه!

شایدم داری به اون زن فکر میکنی

منو گذاشتی یه طرف مغزت، اونو گذاشتی اون ور مغزت و مقایسه میکنی؟

فکر میکنی از کجای شکم من بزنی تا واسش عطر پاریسی بخری؟!

به لباس خوابش فکر میکنی و به لباس های زیر  پاره من؟!

فکر میکنی کاش امشب پیشش میموندی؟

دوباره حالم بهم میخوره!

خدایا خدایا الان نه!

با هزار بدبختی خودم رو کنترل میکنم

زندگی من کجا رفت؟جوونی من کجا رفت؟میشینم لبه تخت!

به تو فکر میکنم به اون زن فکر میکنم!

شما مثل همون تروریستهای هستین که بمب انداختن وسط پاریس و مردم بیخبر رو تیکه تیکه کردن!

امثال شما همون قدر بی رحمن!

اونا بدن ها را هزار پاره میکنند و شما دلها رو!

و هر دو دزد شادی هستید!دزد امید و دزد زندگی

بله درسته!یکی بمب انداخته وسط زندگی من!وسط خوش خیالی من!


یکی به قلب من شلیک کرد!

شما هر دو ماشه را کشیدید!


خوابم برد!

نمیدونم کی،ولی خوابیدم

خواب پدرم رو دیدم

قبل مریضیش!

من بیست ساله بودم،پدرم شادو سرحال بود مادرم هم!

خواب دیدم از دانشگاه اومدم خونه!

پدرو مادرم سفره انداخته بودن

پدرم گفت،اخرش اومدی؟

دیر کردی بابا!

من چه شاد بودم!

پدرم گفت پونزده سال منتظرت بودیم!

دیر کردی بابا!

توی خواب گریه کردم

گفتم بابا من میدونم تو مردی!منو تنها گذاشتی!

پدرم خندید و گفت تو مارو تنها گذاشتی ولی عیب نداره!دیگه تنها نذار!

گریه کردم وگریه کردم از خوشحالی گریه کردم!


و بیدار شدم!


چشمهام خیس بود

بچه ها رفته بودن مدرسه

یخچالو بهم ریخته بودن،اشپز خونه کثیف بود

من که با ناخن مصنوعی هام نمیتونستم تمیز کنم!

بو برده بودی هم تو هم توله هات که صبح بی صدا در رفته بودین!

حتما فکر کردی دوروز گریه میکنم خوب میشم!

من و تو که رابطه جنسی نداریم که نگران قهرم باشی

دیگه اون قدر بدجنس نیستم که به بچه هات نرسم!

هه!!!!

کور خوندی

حتما فکر کردی من چقدر بدبختو بی غرورم که حتی یه شب قهر نکردم برم خونه ننم!

یا شاید فکر کردی زرنگم و سیاست دارم و عرصه رو خالی نکردم!

لابد ازین به بعد باید بیشتر تلاش کنم تا تو رو سمت خودم بکشم؟!

واسه سیر کردن خودم و ارامش بچه هات حرفی نزنم؟!

نمی دونم چی فکر کردی!؟

هنوز خودمم نمیدونم چه کار کنم!

به اشپزخونه کثیف خیره میشم!

زنگ درو میزنن

مادرته!!!!!!


پایان #پارت_ششم


ادامه دارد....



❣ 

یک هفته بخاطر جکی جان قطع دسترسی بودم😒😒😒😒 دیگ ب نی نی یار 5 قول دادم دختر خوبی باشم و کاری ب کارش نداشته باشم والا اصلا ب من چه شاید زنش بوده😅
بعدش میومدن در خونت و.....😂😂😂😂😂فک کردی😛😛😛😛😛

هَن ؟😓🤕🤕🤕😓

خدایا ماچراانقد داغونیم 😕نت داغون ،قیافه پسراداغون.ماشینامون داغون ،قیافه پسرا داغون.آب و هوامون داغون ،قیافه پسرا داغون.شیرپرچرب داغون،قیافه پسرا داغون.  حالا اینارو ولش کن .😐  قیافه ی پسرارو گفتم ؟؟😕😃 لامصب اونو ک نگو داغونه داغونه دااااغوووووونه😂😂😂

لیست بهترین پزشکان متخصص و فوق تخصص


متخصص زنان و زایمان

متخصص قلب و عروق

متخصص مغز و اعصاب

متخصص گوش و حلق و بینی

متخصص پوست

متخصص ارتوپدی

متخصص کلیه و مجاری اداری

متخصص گوارش

و ...

لیست کامل در نوبت دات آی آر

1156
بله😈فک کردی..حتی فکرشو بیرون چون گاهی اینجا افکار رو هم میخونن😂😂😂😂

😳😳😳😳😳😧

خدایا ماچراانقد داغونیم 😕نت داغون ،قیافه پسراداغون.ماشینامون داغون ،قیافه پسرا داغون.آب و هوامون داغون ،قیافه پسرا داغون.شیرپرچرب داغون،قیافه پسرا داغون.  حالا اینارو ولش کن .😐  قیافه ی پسرارو گفتم ؟؟😕😃 لامصب اونو ک نگو داغونه داغونه دااااغوووووونه😂😂😂



نامه یک زن به شوهرش در آستانه خیانت و جواب شوهر👇



زنگ درو میزنن

مادرته!!!!!

نمیدونستم چه کار کنم!

درو وا کنم یا نه؟!

به اینه نگاه کردم،موهام یه طرف ریخته بود چه خوش حالت شده بود!

گفتم حالا که اومده فضولی، بزار خوب فضولی کنه!

رژ قرمز زدم،درو وا کردم و نشستم رو مبل

لخ لخ کنان داشت چار تا پله رو میاومد بالا،مثلا پا درد داره،حتی نرفتم استقبالش،

پامو انداختم رو پام و سفت نشستم!دستامم گذاشته بودم رو پاهام

درو باز کرد!

احتمالا یه لحظه منو نشناخت!

یهو به خودش اومد و گفت وااااااای ناهید جون! چه خوشگل شدی؟!!!

خوب کاری کردی واااای

......

ای و وای هاش تموم شد، من سلامم بهش نکردم

نشست کنارم

گفت خوبی؟دیروز نگرانت شدم

گفتم:چرا نگران شدی؟

گفت اخه.....هممم اخه بچه هارو تنها فرستادی خونه ما....مادرت طوریش شده؟

گفتم نه،رفتم سر بزنم!

ساکت شد

دوباره گفت خوب کاری کردی به خودت برس!

چیزی نگفتم!دیگه داشت منو مقصر اعلام میکرد!

گفت میخوایم با حاج اقا بریم مکه!حاج اقا گفت اسم تو رو بنویسیم!یه ماهه رفتیم!عیدم همین جاییم!

تو دلم گفتم!بفرما ناهید خانم!سرنوشتت مشخص شد!بشی حاج خانم!با مادر شوهر سرگرم این روضه و اون روضه بشی!قاطی پیرزنها و بیوه های افسرده بزنی تو خط مذهب!

دیگه از دید اینا من با زن بیوه فرقی ندارم

باید قید شوهرم رو بزنم و بچسبم به بچه ها و مذهب!مذهب بشه ابزار کنترل من!بریدن از دنیا!

کور خوندی!

ولی طرز فکرتو دوست داشتم!خیلی زرنگین!خدایی به عقل جن هم نمیرسید این نقشه!

اره پسرت بره عشق و حال!

منم پیر بشم به اندازه تو!

بشم یه مثال زنده واسه نجابت و صبوری زنی که شوهرش سرش گرمه!

که تو روضه هات! پیرزنها چادرشون رو بکشن رو دهنشون و پچ پچ کنان داستان منو واسه هم تعریف کنن!سرکوفت بشه واسه عروساشون!

که زن اگه بساز و نجیب باشه،میچسبه به زندگیش،شوهرت بده،تو خوب باش! زن زندگی باش!


بشم یه زن بدبخت که زنهای جوان با نفرت نگام کنن!


نه! کور خوندی!

از دیروز تا حالا بدجور تیز شده بودم!حالا مفهوم هر کلمه رو میفهمیدم

حالا داشتم یاد میگرفتم وسط گرگها زندگی کردن یعنی چی!


گفت چی میگی!شناسنامه تو بده، واسه ثبت نام با کارت ملی!


زندگیم رو گرفتن حالا هویتم رو هم داشتن میبردن!

نگاش کردم!پر از نفرت،به چروکهای صورتش،قیافه سبزه و زشتش!

با خودم گفتم من، من به خاطر مراقبت از تو، واسه پدرم کم گذاشتم؟!

من به پای تو کرم میمالیدم!

من روز و شب غذا میپختم میاوردم دم خونت؟!

واسع تو؟به خاطر تیکه های تو دیر به دیر به مادرم سر میزدم!

حالا وایستادی و میخوای منو ببری مکه خونه رو واسه پسرت خالی کنی؟!!!!

وای ناهید ناهید!

تو با خودت چه کار کردی؟!!!!


گفت گلوم خشک شد!چایی نداری؟

سرد گفتم نه ندارم

الانم کار دارم میشه بری؟!

نگاش کردم،اماده بودم تیکه تیکش کنم!

فهمید

و تو ثانیه ای غیبش زد

انگار بسم الله گفتی و جن رو پروندی


گفتم که از دیروز تا حالا بدجور تیز شده بودم!

ذهنم مثل ساعت کار میکرد

حالا تموم روزهایی که به من خیانت کردی رو به یاد میارم

شبهایی که میگفتی مادرت مریضه بردیش دکتر!

مهربون میشدی و میگفتی تو نیا خسته ای!

من خرم فردا سوپ میپختم میبردم واسه ننت!!!!!

اونم واسم نقش بازی میکرد!!!

چقدر نفرت انگیزید!


پایان #قسمت_هفتم


ادامه دارد...



یک هفته بخاطر جکی جان قطع دسترسی بودم😒😒😒😒 دیگ ب نی نی یار 5 قول دادم دختر خوبی باشم و کاری ب کارش نداشته باشم والا اصلا ب من چه شاید زنش بوده😅
1233

استارتر جان تند تند بزار.

فقط دلم واسه بچه هایی میسوزه که قراره زیر دسته بعضی روانشناسایه نی نی سایت تربیت بشن....خدایا با کیا شدیم هشتاد میلیون؟؟؟؟!!!! یادم رف بگم که ایشالا این خانم روانشناس پسر نداشته باشه  که بشه مادر شوهر........خانم به ظاهر محترم روانشناس اگه شما چن ترم روانشناسی خوندین بنده ارشدعلوم سیاسی دارم.سیاست بهم یاده داده توهر چیزی دخالت نکنیم.وقتی قرار نیس منفعتی از یه چیزی بهمون برسه لااقل ضررشو به جون نخریم.ودر آخر#مودب باشیم.
1167




نامه یک زن به شوهرش در آستانه خیانت و جواب شوهر👇👇


حالا تموم روزهایی که به من خیانت کردی رو به یاد میارم

شبهایی که میگفتی مادرت مریضه بردیش دکتر!

مهربون میشدی و میگفتی تو نیا خسته ای!

من خرم فردا سوپ میپختم میبردم واسه ننت!!!!!

اونم واسم نقش بازی میکرد!!!

چقدر نفرت انگیزید!

پارسال بود، دوستت اومد و گفت، قدر خانمتو بدون!به خدا! خوب زنی داری شانس اوردی!

نگاه معنی داری به تو انداخت و نگاه دلسوزانه ای به من!

حالا میفهمم!

چندین ساله!چندین سال!!!!


لاله زنگ زد!از دستش ناراحتم!

من که بهم خیانت شده از دیروز تا حالا به کسی نگفتم، این به همه گفته!!!!!

قطع کردم!

زنگ زد

قطع کردم

زنگ زد

برداشتم،چیزی نگفتم،

گفت ناهید خوبی؟

گفتم چرا گفتی؟

گریه کرد به خدا به سهراب فقط گفتم!!!

گفتم چرا گفتی؟چرا؟!!!!

تو هم خاینی!

قطع کردم!من با این جماعت کاری نداشتم!

به اشپزخونه نگاه کردم!

اینجا خونه من نیست که نگرانش باشم!

چی کار کنم؟

چی کار کنم؟

دارم دیونه میشم!

میرم اتاق بچه ها

من چم شده؟چرا اینجا غریبه ام؟

چرا حسی به بچه ها ندارم!

چند برگ کاغذ برمیدارم!



الان 25ساعت از اگاهی من میگذره!

مینویسم اگاهی! چون تازه 25ساعته چشمهام باز شده ومیتونم ببینم

توی این 25ساعت وقت داشتم واقعا فکر کنم

چرا دارم اینا رو برای تو مینویسم؟!

چون حقته بدونی!

من مثل تو مرموز نیستم من نمیتونم با دروغ زندگی کنم!

نمیتونم مثل مادرت خودم رو بزنم به مریضی!

من دختر ساده ای بودم که اومدم خونه تو

و حالا من هم مثل مادرم میخوام توی دنیای قشنگ خودم زندگی کنم!

تو و خانوادت منو به شصت ساله بودن دعوت کردین!من حتی لایق یک عذر خواهی نبودم؟!!!!!!!

من میرم تا با جادوی مادرم دوباره بیست ساله بشم!

میرم تا با مادرم با رویای پدرم زندگی کنم!

به جای اینکه تو رو ببینم و مثل زن بیوه زندگی کنم، میرم تا با خیال داشتن پدرم، با وجود اینکه هرگز او را نخواهم دید زندگی کنم!


به دنبال من نیا


من تو رو از یاد بردم،این نامه مثل بالا اوردن تمام این پانزده ساله! تا مغزم سبک شه،خالی شه!

کسی رو دنبالم نفرست


پایان #قسمت_هشتم


ادامه دارد...



❣ 

یک هفته بخاطر جکی جان قطع دسترسی بودم😒😒😒😒 دیگ ب نی نی یار 5 قول دادم دختر خوبی باشم و کاری ب کارش نداشته باشم والا اصلا ب من چه شاید زنش بوده😅
حالا بازم میخای جایی دعوت بشی؟؟؟😂😂😂😂😂

نه میشینم ی گوشه😟😂

خدایا ماچراانقد داغونیم 😕نت داغون ،قیافه پسراداغون.ماشینامون داغون ،قیافه پسرا داغون.آب و هوامون داغون ،قیافه پسرا داغون.شیرپرچرب داغون،قیافه پسرا داغون.  حالا اینارو ولش کن .😐  قیافه ی پسرارو گفتم ؟؟😕😃 لامصب اونو ک نگو داغونه داغونه دااااغوووووونه😂😂😂
استارتر نامه مردوبزار

نامه مرد ی جاهایی حق اومد بنظرم ولی بازم بهش حق ندادم ینی قانع نشدم ی کید دو پارت دیگ از زن بیشتر نمونده بنظرم جواب مرد اونقدرا هم قانع کنننده نبود 

یک هفته بخاطر جکی جان قطع دسترسی بودم😒😒😒😒 دیگ ب نی نی یار 5 قول دادم دختر خوبی باشم و کاری ب کارش نداشته باشم والا اصلا ب من چه شاید زنش بوده😅



میخوام الزایمر بگیرم، اون قدر مادرم رو بغل میکنم که یکم فراموشی ازش بگیرم!هیچ کدوم از شماها رو به یاد نمیارم

پسرها برای خودت،اگه دختر داشتم با خودم میبردم تابا شما قبیله گرگها بزرگ نشه!

ولی پسرهات شبیه خودتن،نمیدونم مهر مادری من کجا رفته؟ولی باور کن هیچی ازش باقی نمونده!

تازه من هیچ وقت انها را نخواهم برد که تو و اون زن ازادتر باشید!

میخوام بدونم اون زن میتونه با ناخن هاش،اشپز خونه رو تمیز کنه!!؟

پسرها بمونن واسه تو و اون زن!

حالا که همو میخواین،بچه ها هم برای شما،تا تو خونه پر عشق بزرگ شن!!!!!!

چیزی نمیبرم!

من ازین خونه کثیف چیزی نمیبرم!

نامه ای بسیار طولانی شد!

حرفهام خیلی زیاد بود!

دیروز سیلی بود که روزگار توی گوشم زد تا منو از خواب پانزده ساله بیدار کنه!

با هر کلمه سبک تر میشم!مصمم تر میشم!حالا مثل یک دختر بیست ساله هیجان شروع زندگی جدیدم رو دارم!

من خوشحالم!

دیروز صبح که دیدمت، هیچ وقت فکرشو نمیکردم یه روز بتونم خوشحال باشم!

ولی حالا فقط 25ساعت گذشته ومن خوشحالم!

اون قدر که هیچ وقت تو زندگی باتو اون قدر خوشحال نبودم!


باید تمومش کنم!دلم برای مادرم پر میکشه!


احساس گنجشکی رو دارم که از قفس فرار کرده و نشسته لب پنجره!و میخواد جوری بپره که ازادی رو با تمام وجود حس کنه!

من رفتم.....

پایان




پایان #قسمت_نهم


پایان نامه #خانم


ادامه دارد..



یک هفته بخاطر جکی جان قطع دسترسی بودم😒😒😒😒 دیگ ب نی نی یار 5 قول دادم دختر خوبی باشم و کاری ب کارش نداشته باشم والا اصلا ب من چه شاید زنش بوده😅
1220
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

1159
1229
1207
1224
1236
1238
1231
1212
1218
پربازدیدترین تاپیک های امروز
1180
224
29
1198
1216