1232
1226

😐آره

نفسامون وصله جدا ممکنه که خفه شیم❤❤.....های✋ مای نِیم ایز : ها؟؟🤔 مای نِیم ایز : وات؟؟🤔 مای نِیم ایز : عااااادلهههههه😎😒های کیدز🤚☺دو یو لایک وایلنس؟؟😀😀😐...آهای خوشگل عاشق °°° آهای عمر دقایق °°° آهای وصله به موهای تو سنجاق شقایق😍🎆...I have died everyday waiting for you...Darling don't be afraid... I have loved you for a thousand years... I'll love you for a thousand more❤❤... Tut elimden beni çok sev... Kimseye ‌verme... Seveceksen ömürlük sev... Bir günlük sevme❤❤... ای چراغ هر بهانه از تو روشن از تو روشن😍😍ای که حرفای قشنگت منو آشتی داده با من❤❤❤❤

وا چه چيزا اينجورى كه آدم باردار ميشه فقط بخور بخوابه كه

‏دخترا وقتی لباس دخترونه میپوشن قشنگ میشن، لباس پسرونه میپوشن قشنگ میشن، لباس نظامی میپوشن قشنگ میشن، لباس نمیپوشن قشنگ میشن. خدایا چیه این موجود اصلا، تمام تنم داره میلرزه


با شرکت در قرعه کشی چیکادو برنده ساعت اوریجینال جاست کاوالی باشید

کلیک کنید

1156

چه جالب کتاب خوندن هم بد شده عجبا بابا قدیما بچه دنیا اوردن نه دکتر بود نه غربال گری نه چیزی تازه صبح تا شب بشور بساب هیزم جمع کردن اب اوردن بوده بچه هام همه سالم خوب چرا اینقدر بارداری رو بزرگ میکنی استرس داشته باشین

بستگی به خودت داره...من کلا سرمم بره با کتاب زندم. حالا هرچی هم باشه....مخصوصا جدیدا کتاب ملت عشق رو خوندم که اصلا حال و هوای ادمو رویایی و سبک میکنه...

من مادرم و هر دم دردی ز من زاده می شود.....و این کودک که در جای جای من جان گرفته....و با بطن سرد من خو گرفته...هردم خون مرا می مکد...و استخوان بودن مرا می جود...ودر من زاده می شود....من مادرم و می دانم شکست ضمیر نور چه دردی دارد...و چکیدن میل غزل ار سرانگشتانم چه وزنی دارد...ولی حیف که افتاب مرده است...و اینه چه پوج ز انعکاسی دگر بارور است.....من در عمق پوچ لحظه ها مادرم...زمانی که سکوت از صدای اشک هایم می چکید...و بوسه های پوسیده از لبانم می گریخت...فقط لحظه ها می دانستند که نگاهم ویران خواهد شد...من مادرم و لالایی هایم رفته است...تو بگو چند وقت است مرده ام؟ چند وقت است کودکم در گور خفته است؟
دوماه میخوام بخونم ولی شوهرم نمیزاره 

چرا نمیراره؟؟؟

من مادرم و هر دم دردی ز من زاده می شود.....و این کودک که در جای جای من جان گرفته....و با بطن سرد من خو گرفته...هردم خون مرا می مکد...و استخوان بودن مرا می جود...ودر من زاده می شود....من مادرم و می دانم شکست ضمیر نور چه دردی دارد...و چکیدن میل غزل ار سرانگشتانم چه وزنی دارد...ولی حیف که افتاب مرده است...و اینه چه پوج ز انعکاسی دگر بارور است.....من در عمق پوچ لحظه ها مادرم...زمانی که سکوت از صدای اشک هایم می چکید...و بوسه های پوسیده از لبانم می گریخت...فقط لحظه ها می دانستند که نگاهم ویران خواهد شد...من مادرم و لالایی هایم رفته است...تو بگو چند وقت است مرده ام؟ چند وقت است کودکم در گور خفته است؟
1213
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

1159

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

داستان جذب

دنیز۷ | 32 ثانیه پیش
1236
1207
1229
1224
1238
1231
1218
1212
پربازدیدترین تاپیک های امروز
1180
224
29
1198
1216
داغ ترین های تاپیک های امروز