1648
1605

اینقدر بدم میاد از این که زباله میریزن تو محیط زیست،یعنی میخوام برم بزنم زیر گوش طرف،به نظرم خیلی بی فرهنگه خیلی،اونی که از ماشینش میندازه بیرون که میخوام با قفل فرمون برم لهش کنم

خیلی عصبی میشم خییییلی😖

اول دلم لک زده بود كه بتوانم دبيرستان را تمام كنم و به دانشگاه بروم ، بعد داشتم می‌مردم كه دانشگاه را تمام كنم و سر كار بروم، بعدآرزویم این بود كه ازدواج كنم و بچه‌دار شوم ، بعد هميشه منتظر بودم كه بچه‌هايم بزرگ شوند و به مدرسه بروند و من بتوانم دوباره مشغول كار شوم، بعدآرزو داشتم كه بازنشسته شوم ، و حالا که دارم می‌ميرم يک دفعه متوجه شدم :« اصلاً يادم رفته بود زندگی كنم! »شاد باشیم و احساس خوشبختی را به "اگر"هايمان موکول نكنيم ، زيرا "اگر"ها پايان ناپذيرند. 

تغییر اساسی خانه ولی سریع و کم هزینه

کاغذ دیواری سه بعدی پشت تلویزیون


مامان های عزیز و مامانای آینده اول رو تربیت خودمون کار کنیم بعد رو تربیت بچه هامون ،چقدر برامون مهمه که زباله وارد طبیعت نکنیم ،اگه تا الان مهم نبوده از الان تصمیم بگیریم ،مطمئن باشیم بچه هامون از ما یاد میگیرن

‎متاسفانه یه عده هنوز نمیدونن‎ احترامی ک بهشون میذاري از ‎شخصیت خودته نه کمالات اونا!
1613
اینقدر بدم میاد از این که زباله میریزن تو محیط زیست،یعنی میخوام برم بزنم زیر گوش طرف،به نظرم خیلی بی ...


منم همینطور ،تو جاده شمال که طبیغتی وجود نداره همه جا کیسه زبالست

‎متاسفانه یه عده هنوز نمیدونن‎ احترامی ک بهشون میذاري از ‎شخصیت خودته نه کمالات اونا!

من میرم مغازه میخواد پلاستیک بده میگم نمیخواد بازیافت نمیشه حالا حالا ها،من از قصد میگم که شاید تاثیر بذاره رو فروشنده،حداقل موقعی که خودش داره چیزی میخره شاید یاد حرف من بفیفته،منتها گاها بعضی خریدارهای دیگه که تو مغازه ن منو یه جور نگاه میکنن انگار دارم لاس میزنم با فروشنده،یا خیلی جلفم

اول دلم لک زده بود كه بتوانم دبيرستان را تمام كنم و به دانشگاه بروم ، بعد داشتم می‌مردم كه دانشگاه را تمام كنم و سر كار بروم، بعدآرزویم این بود كه ازدواج كنم و بچه‌دار شوم ، بعد هميشه منتظر بودم كه بچه‌هايم بزرگ شوند و به مدرسه بروند و من بتوانم دوباره مشغول كار شوم، بعدآرزو داشتم كه بازنشسته شوم ، و حالا که دارم می‌ميرم يک دفعه متوجه شدم :« اصلاً يادم رفته بود زندگی كنم! »شاد باشیم و احساس خوشبختی را به "اگر"هايمان موکول نكنيم ، زيرا "اگر"ها پايان ناپذيرند. 
منم همینطور ،تو جاده شمال که طبیغتی وجود نداره همه جا کیسه زبالست

آره دقیقا

من بچه شمالم،قم زندگی میکنم،فکر کن وقتی میریم سفر و برمیگردیم تمام مسیر همه ش پلاستیکه،چه تو کندوان چه بیابونای اینور

اول دلم لک زده بود كه بتوانم دبيرستان را تمام كنم و به دانشگاه بروم ، بعد داشتم می‌مردم كه دانشگاه را تمام كنم و سر كار بروم، بعدآرزویم این بود كه ازدواج كنم و بچه‌دار شوم ، بعد هميشه منتظر بودم كه بچه‌هايم بزرگ شوند و به مدرسه بروند و من بتوانم دوباره مشغول كار شوم، بعدآرزو داشتم كه بازنشسته شوم ، و حالا که دارم می‌ميرم يک دفعه متوجه شدم :« اصلاً يادم رفته بود زندگی كنم! »شاد باشیم و احساس خوشبختی را به "اگر"هايمان موکول نكنيم ، زيرا "اگر"ها پايان ناپذيرند. 
مامان های عزیز و مامانای آینده اول رو تربیت خودمون کار کنیم بعد رو تربیت بچه هامون ،چقدر برامون مهمه ...

آره والله

اول دلم لک زده بود كه بتوانم دبيرستان را تمام كنم و به دانشگاه بروم ، بعد داشتم می‌مردم كه دانشگاه را تمام كنم و سر كار بروم، بعدآرزویم این بود كه ازدواج كنم و بچه‌دار شوم ، بعد هميشه منتظر بودم كه بچه‌هايم بزرگ شوند و به مدرسه بروند و من بتوانم دوباره مشغول كار شوم، بعدآرزو داشتم كه بازنشسته شوم ، و حالا که دارم می‌ميرم يک دفعه متوجه شدم :« اصلاً يادم رفته بود زندگی كنم! »شاد باشیم و احساس خوشبختی را به "اگر"هايمان موکول نكنيم ، زيرا "اگر"ها پايان ناپذيرند. 
من میرم مغازه میخواد پلاستیک بده میگم نمیخواد بازیافت نمیشه حالا حالا ها،من از قصد میگم که شاید تاثی ...


دقیقا منم وسیلمو میذارم تو کیفم و پلاستیک نمیگیرم ،یا اگه خریدم زیاد باشه از یکیشون پلاستیک میگیرم و از اونای دیگه نمیگیرم همه وسیله هامو تو یه پلاستیک میذارم

‎متاسفانه یه عده هنوز نمیدونن‎ احترامی ک بهشون میذاري از ‎شخصیت خودته نه کمالات اونا!
1620
دقیقا منم وسیلمو میذارم تو کیفم و پلاستیک نمیگیرم ،یا اگه خریدم زیاد باشه از یکیشون پلاستیک میگیرم و ...

آره آفرین،منم همین کار رو میکنم،تازه وقتی هم میام خونه همون پلاستیک رو میذارم تو سطل زباله به عنوان پلاستیک زباله ازش استفاده میکنم

اول دلم لک زده بود كه بتوانم دبيرستان را تمام كنم و به دانشگاه بروم ، بعد داشتم می‌مردم كه دانشگاه را تمام كنم و سر كار بروم، بعدآرزویم این بود كه ازدواج كنم و بچه‌دار شوم ، بعد هميشه منتظر بودم كه بچه‌هايم بزرگ شوند و به مدرسه بروند و من بتوانم دوباره مشغول كار شوم، بعدآرزو داشتم كه بازنشسته شوم ، و حالا که دارم می‌ميرم يک دفعه متوجه شدم :« اصلاً يادم رفته بود زندگی كنم! »شاد باشیم و احساس خوشبختی را به "اگر"هايمان موکول نكنيم ، زيرا "اگر"ها پايان ناپذيرند. 
آره آفرین،منم همین کار رو میکنم،تازه وقتی هم میام خونه همون پلاستیک رو میذارم تو سطل زباله به عنوان ...


آره منم فقط یه بسته کیسه زباله خریدم ،اونم اول ازدواجم بود چند ساله که ازدواج کردم همیشه مشما ها رو نگه میدارم واسه کیسه زباله و از همون استفاده میکنم

‎متاسفانه یه عده هنوز نمیدونن‎ احترامی ک بهشون میذاري از ‎شخصیت خودته نه کمالات اونا!
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

1606
1638

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

1633
1426
1479
1640
1617
1623
1646
1642
پربازدیدترین تاپیک های امروز
224
1462
29
1636
داغ ترین های تاپیک های امروز