1147
648
عنوان

نَنگین ترین رفتارا و حرکتایی خودتون یادیگرانو بگین😅😅کاش جوگیر نشیم

| مشاهده متن کامل بحث + 193494 بازدید | 1722 پست

من یادمه زمانی که میخواستیم واسه مراسم عقد بزرگترها بیان صحبت کنن داییم هم دعوت بودن پسرداییم هم همه جا همراه داییم بود اما واسه مراسم من پسرداییم نیومد

چندروز بعد که خونشون دیدمش گفتم تو چرا نیومدی

اونم به شوخی گفت من دعوت نبودم شام برام درست نکرده بودن میومدم چی میخوردم؟

من خاک بر سر هم گفتم منو بخور🙈🙈🙈😄😄😄

حالا مامانم و خواهرم و زندایی هم بودنا

همه خندشون گرفته بود

بعد از اون قضیه دیگه ادم نشدم 🙈🙈🙈

میشه خواهش کنم واسه شفای پسرم دعا کنید😭

با شرکت در قرعه کشی هفتگی در الیت آنلاین 

برنده ساعتهای اوریجینال جاست کاوالی باشید.


کلیک کنید

فک کن جاری اطفاریت بیاد خونتون کلی تیپ بزنی و همه چی اوکی..بعد ک بره میبینی خشتک شلوارت اندازه دوتاااا انگشت پاره بوده..😩😨

وای مدام بچش میرفت توگوش مامانه پچ پچ میکرد من نمی فهمیدم🤕😱

دیر اومدی خیلی دییییره😒😒 ...جای دیگه دل اسییییره😏😏 ...حرفای قشنگت اصلا 😩😩...توی ....گوش....دل ...نمییییره😋😛

کار ننگین من😓😓

یبار بادوستم رفتم یه آرایشگاه میخواست مدرک آرایشگریشو بگیره اون داشت با مربیش صحبت میکرد منم عکس عروسای رو دیوارو میدیدم یهو دوستم اومد پیشم گفت شناختی گفتم نه کیه((عکسو میگفت))گفت فلانیه دیگه😐😐منم انقد ازاون دختره بدم میومد یهو ناخودآگاه گفتم اییییییشششششششه اونه😓😓😓صاحب آرایشگاهه فکر کرد به آرایش وشینیون اون دختره گفتم ایشه جواب خدافظیمم نداد اصلا نگام نکرد😢😢😢خیلی حس بدی بود😢

فقط 17 هفته و 6 روز به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40
باردار نیستم تیکر تولده سه سالگی پسرمه😍
1156

اوایل ازدواج یه کلیپ دیدم که نذارید شوهراتون کمبود داشته باشن تو هیچ زمینه ای مثلا خودتون براشون بخونید😳

عاقا چشمتون روز بد نبینه ما هم جوگیر شدیم نشستم تا آقایی میاد یه ترانه حفظ کردم تریپ زدم شوهری که اومد گفتم بشین میخوام برات بخونم 

حالا کاش یه ته صدایی هم داشتم 

یهو مثل موتور گازی شروع کردم خوندن

بیچاره شوهرم اولش خودشو کنترل کرد ولی بعدش دیدم صورتش سرخ شده یهو پوکید از خنده😂😂

منو میگی تا مدت ها به خودم یادآوری می‌کردم آدمو سگ بگیره جو نگیره😔😔

میشه یه صلوات برای ظهور اقا بفرستی ممنون دوستم

دوست بابام از یه شهر دیگه اومده بود خونمون بعد موقع شام شد مامانم هرچی ب داداشم گفت برو نوشابه بگیر نرفت

دیگه یه نوشابه از ظهر بود یه کمیشو خورده بودیم بقیش بود

سر سفره بابام واسه خودشو دوستش وشوهر من نوشابه ریخت اقا هیچی دیگه نموند،بعد دوستش لیوانشو گذاشت جلو مامانم گفت شما بخورید

مامانم گفت نه ما اب میخوریم😂😂😂😂😂وای مثل این بدبختا نه مااب میخوریم

منو میگی یهو پکیدم از خنده اوو بلند بلند میخندیدم یعنی ابروشونو بردم😖😂😂😂

ننگین ترین کارم این بود که زمانی که خونه ی مادرشوهرم زندگی میکردم، هر وسیله ای رو که داغون میکردم و اون لحظه کسی نمیدید، اون وسیله رو قایم میکردم و بعدا تو یه فرصت مناسب مینداختم توی آشغالا.
یه بارم سر کلاس دانشگاه، استاد داشت درس میداد، من داشتم تو گوشیم عکس نشون دوستم میدادم
استادم نامردی نکرد گفت برو بیرون، گفتم بهش ببخشید استاد
گفت میگم برین بیرون
منم کیفمو برداشتم با دوستم اومدیم بیرون
بعد دوستم گفت حالا چه غلطی کنیم؟
گفتمش بیخیال بابا
بعد کلاس نشسته بودیم تو حیاط استاد اومد ازمون عذر خواهی کرد گفت چرا از این کارا میکنید و اینا
منم گفتم خواهش میکنم، ما هم دیگه تکرار نمیکنیم
و آخر همون ترم هم استاده برام یه خواستگار از پسرا فرستاد بهش گفته بود دختر خیلی خوبیه!!!!!

خواهش میکنم، خواهش میکنم رفتارهای بد مذهبیا رو به پای اسلام نذارید، اگه یه آدم مذهبی کار اشتباهی میکنه مشکل از اسلام نیست! اشکال از خود اون آدمه!

رفتار ننگین وقتی من تازه عقدکرده بودم  اصرار داشتم کبودیامو به خونواده شوهرم نشون بدم من هدفم افتاب گرفتگی دست و صورتم بود ولی هی میگفتم مامان میخوای کبودیامو نشون بدم ؟

مهربان باشيم و شجاع..
1140

😂😂😂😂😂

ی روز تو تاکسی رانندهه رفت بنزین بزنه با ی راننده ی دیگه دعواش شد😓                                                 یارو ب راننده ی ما گفت😡تو مسافر کشی؟؟؟تو گوه کشی😤                                                                     ما چهارتا هم تو ماشین تا آخرش ب افق خیره بودیم😞😒
نریزید حالا سرم ولی اینو من جوکشو شنیدم



بابا بخدا قسم میخورم به عزیزترینام قسم میخورم عیییینا رخ داد این خاطره ما خووود شرم آوره یک سال و نیم پیش تعریفش کردم

و این که توووو تل گرام شرم اور و خطره شورتی و شلوار گل گلیممو نوشتن بچه ها چند بار اومدن گفتن هر بار  منم بهشون گفتم ااااامکان نداره قبل از تاریخ تاپیکام بتونن چیزی مشابه پیدا کنن اونام چک کردن دیدن بله اونا از من کپی کردن 💪💪💪❤❤❤

اگه مواردی دیدی شک نکن به من به اونا شک کن البته تاریخ گویای همه چیز هست 😄

《••°♧👑سوگلی السَلطَنه بانویِ اَولِ دَربار👑♧°••》خدایی سگل دیگه خیلی داغانه همون سوگول صدام کنین😥😥(سوگل درسته).(( خودم خواستم))

همکارم بهش زنگ زدن گفتن پسرش قبول شده پزشکی 

منم ک از صبح حساسیت به هوا داشتم یهو شدید شد و ابریزش اشک از چشمام😁

همکارم فکر کرد از خوشحالیه اون دارم اشک میریزم😆😆😆

سریع بغلم کرد

منم ک گیج 😂😂😂

از اونروز خیلی باهام مهربون تر شده😅😅😅

😍

یکبار خواهرشوهرم اینا اومده بودن خونمون

موقع شام شوهرش خیلی زود کنار کشید

من میخاستم بگم چرا کم خوردین!!

گفتم یکم بیشتر میخوردین

ینی آب شدم

از اون ب بعد دیگ تعارف نمیکنم 😑

فقط 4 هفته و 3 روز به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40
برای سلامتی نی نیم یک صلوات میفرستین 😍🌷
اقا ما مامزد بودیم ینی بین بله برون و عقد😆 1 هفته ب فقد مونده بود . ازم پرسید ک شما داغی گفتم ن هوا ...

😂😂😂😂😂😂😂وااااای

هر تجربه تلخی که تو زندگیم دارم‌؛زیرش امضای آدماییه که دوسشون داشتم!
1167

اوووووف نگم برات😩

کلاس سوم که بودم مامانم میبرد مدرسه با مترو میرفتیم.

یه روز منتظر بودم مترو بیاد نمیدونم چی میخاستم مامانم مخالفت کرد منم عصبی شدم بین اون همه جمیعت کفشمو پرت کردم هواا😥اووف تا کجام رفت بالا🤗

همه داشتن من دیوونه رو نگاه میکردم بعدشم رفتم لنگان لنگان کفشمو پوشیدم زدم زیره خنده😎😁🤣

بچه ها یه حاجت مهم دارم تا فردا میشه یه صلوات بفرستین ممنونتون میشم😞😞😞😞😞

مطمئنم روزی میای بغلم عزیز دلم .اونروز بهترین روز من و پدرته😍😍😍 بیا که زندگیمون رنگ و بوی تازه ای بگیره عشق مامان💋💋💋ولی یادت باشه من هنوزم عشق اول و اخره پدرت هستماااااا😄😄😄فقط محض یاداوری گفتمممم👶👶👶

وای یادم اومد 

اون خانم میگفت معلم مدرسشون تو توالت بوده بعد این لگد زده درو باز کرده 

بعد یادش افتاده سلام نکرده 

دوباره در زده گفته خانم سلام 

من هر وقت یادش میوفتم میترکم از خنده😃😃😃😃😃😃

من مامان میشم 😍به زودی دراین مکان تیکر بارداری نصب میگردد❤

من یه رفتار فوق ننگین دارم😢

تازه رفته بودم دانشگاه هفته ی اول ترم اول بود. یکی از همکلاسی های پسرمون از یکی از دوستای نه چندان صمیمی من خوشش اومده بود. خلاصه بعد از جلسه ی معارفه من رفتم نماز خونه دانشکده مون که بین خانما و آقاها پرده زده بودن، شنیدم که پسرا دارن در مورد همین دوستم میحرفن، منم نمازو خوندم اومدم بیردن دیدم دخترا لبه سکو نشستن پسرا یه کم با فاصله جلوتر از دخارا لبه سکو نشسته بودن. منم تا اینارو دیدم دویدم به سمت دوستم گفتم فلانی داشت در موردت حرف میزد و فلان چیزارو گفت، اینن عین بز نگام کرد و گفت خب بگه😣اصلا براش مهم نبود فقط خودمو چس کردم. 

زشتیش این بود که پسرا هم فهمیدن من دارم خبرچینی میکنم تابلو بود و اینکه من چون چادری بودم و متاهل اصلا روم یه حساب دیگه میکردم اونوقت من عین اسب با چادر دویدم تو محوطه دانشگاه و بدتر از همه اینکه دوستم خیلی ضایعم کرد. 😢 

تا حالا نگفته بودم ننگ بر من باد

اخ جون منو لایک کنید  از بچگی ازرو داشتم منو لایک کنن❤❤❤ تو تاپیک هارلی حال میده  خدایش ...

انشالا عزیزم به زودی زود دامنت سبز میشه

خدایا همه ی نی نی هارو واسه مامانشون حفظ کن نی نی منم واسم حفظ کن، خدایا نزار کسی غصه نداشتن بچه تو دلش باشه، الهی آمین
835
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

1096
1159
1175
1107
1176
726
1132
1148
1153
1172
1138
83
24
29
224
1036
داغ ترین های تاپیک های امروز