1147
1273
عنوان

خاطره زایمان وروجک😊👶

574 بازدید | 60 پست

سلااام🤗 

بالاخره تونستم خاطرع زایمانمو بنویسم خیلی درگیرم دیگه

اول از همه اینو بگم ک من از اول فقطو فقط ب فکر سز بودم همه کاری کردم  بشه ک نشد😅دیگه چاره نداشتم گفتم اینهمه طبیعی آوردن منم میتونم دیگع🙄

مثلا با سز میخاستم لاکچری بازی دربیارم و نفسم روز تولدم دنیا بیاد😍😄

گذشتو همراه شوهرم رفتم مطب دکتر معاینه کردو گفت  احتمالا تا ۲۹ مهر وقتشه دیگه .منم حدودا یه هفته ای مونده بود با خیااال راحت حتی ب مامانم گفتم صبر کن نزدیک بشع بعد بیا همچی منو جو گرفته بود🙄من بخاطر شغل شوهرم غریبم تو این شهر.

شوهرم برا تولدم ینی ۲۶اُم تدارک دیده بود دوستامو دعوت کرده بود و میخواست کلی عکس از آخرین روزای بارداریم بگیریم. من از روز قبل کاری نداشتم فقط یکم گردگیری کردم هی دیدم حالم یجوریه با بقیه وقتا فرق داره تااا شب هیچی نگفتم هی عرق سرد میکردم کمرم خیلی درد میکرد شوهرم گفت زنگ بزنیم خانم همکارم بیاد پیشت گفتم نه خوبم تو برو بخواب .من تا ساعت ۲شب تحمل کردم ولی دیگه واقعا نمیشد با صدای بلند گریه کردم😢شوهرم اومد زنگ زد به دوستم هول کرده بود با بدبختی رفتم بیمارستان ساعت ۳ منو بردن بخش زایمان شوهرمم پشت در با قیافه اینجوری😳😩

از شانس خوبمم یه پرستار خووووش اخلاق اومد بالاسرم ک معلوم بود خیلی حساسه به خواب شبش😅منم از فضای تاریک اونجا وَشت کرده بودم🤐 میترسیدم آخو ناله کنم چیزی بگه.خداروشکر دکترم زود اومد بالاسرم خیلی کمک میکرد منک حتی زور زدن هم بلد نبودم!😶فک میکردم جونم بالا میاد هی به خودم دلداری میدادم که الان تموم میشه فوقش نیم ساعته دیگه😑

ولی مگه میگذشت بچه اومده بود تو لگن ولی کامل تو کانال زایمان نمیومد😢فداش بشم فقط لوپ بود😍

از درد دیگه نمیتونستم کاری کنم هنوزم گلوم میسوزه وقتی دکتر گفت موهاشو دیدم جون گرفتم🤗 ساعت ۸و۳۵ بود که پسر نازمو دیدم همه دردامو فراموش کردم گذاشتنش رو شکمم آروم بود اولین کاری ک کرد خندید 😍ک پرستارو دکتر گفتن چه بچه مظلومی

ولی بعدشششش مگه ساکت میشد...😄

دیگه درد بخیه رو زیاد نفهمیدم فقط فشار شکم اذیتم کرد😥بعدش خداروشکر شیفت عوض شده بود😅

برای اینکه فشارم خیلی پایین بود تا ساعت یک و ربع موندم تا بردنم بخش

وقتی اومدم بیرون مامانمو مادرشوهرمو شوهرمو دیدم تا تونستم گریه کردم.بعدم ساعت ملاقات بود ک کلا صدای دوستاو فامیلای ما تو بخش بود پرستار هی تذکر میداد😆فردا صبحشم مرخص شدیم و اومدیم خونه🤗

اصلا هیشکی فکرشو نمیکرد بتونم طبیعی زایمان کنم من برای یه آزمایش خون مکافاتایی داشتیم بارداریم انقد ماجراها داشت دوستمم از لحظه دردام ازم فیلم گرفته گرویی میخاد 😂 ... ولی من تونستم 

و محمد حسینم روز تولدم اومد بغلم کادو از این قشنگ تر😍😍😍

الانم خودم عی خوب هسدم🙌فقط پسرم یکمی زردی گرفته ک خیلی مراعات میکنم😢

میخواهم به خورشید بفهمانم 😍تو پر نورتری تو زیبا تری😇 به دنیا بفهمانم تو برای من از هر چیز دیگر مهم تری😘👶

عزیزم مباارکه پس روز تولدت به دنیا اومدد

فقط 13 هفته و 1 روز به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40
میلیون ها سال است که زن ها حامله میشوند وشکمشان میشود خانه موجودی دیگر... میلیون ها سال است که ادم های دیگر شاهد بارداری وزایمان خانم ها هستند اما هنوز هیچ کس به ان عادت نکرده! نه خود زن های حامله ونه رهگذرها... مردم دوست دارند به زنان باردار لبخند بزنندومراقبشان باشند! انگار شکمهای بزرگ وموجودات درونشان هیچ وقت عادی وتکراری نمیشود... جدا چقدر عجیب است نفس کشیدن موجودی زیر پوست تو... چقدر عجیب تماشای تکان خوردنش ودلبسته شدن به موجودی که ساکن دنیایی دیگر است...❤

آخی مبارک باشه ولی من دارم از سزارین فرار میکنم چون بچم بریچ،همش دعا میکنم بچرخه

معجزه زندگیم ترنم من 25 آبان ساعت8و40دقیقه صبح بعد از یازده سال انتظار فرشته زمینی ما شد.خدایا عاشقتم  


با شرکت در قرعه کشی چیکادو برنده ساعت اوریجینال جاست کاوالی باشید

کلیک کنید

عزیزم مبارکتون باشه

انشالله قدمش با خیر و برکت باشه براتون❤️

منم فک می‌کنم نمیتونم طبیعی زایمان کنم 😂😐

من یه بار دیگه پدرم و از دست دادم😔لطفا برای شادی روح پدربزرگم ک چندین سال مثل پدر ازم نگهداری کرد یه صلوات بفرستید ممنون🙏
1258
میشه بگین درداتون چطور شروع شد؟ اخه من ظهر تاحالا با فاصله زیاد دردای پریودی خفیف میاد سراغم  


این شروعشه اولش همینجوره

 یک خانومم که حجته مسلمانی ام امام حسین علیه السلامه این جمله را توی فیلمِ روز واقعه ازیک نصرانی که شاهد واقعه ی کربلا بود شنیدم
1274
آخی مبارک باشه ولی من دارم از سزارین فرار میکنم چون بچم بریچ،همش دعا میکنم بچرخه


منم بریچه خودم طبیعی دوس دارم ولی بخاطر عفونت شیاف واژینال میذارم دردشو اصلا نمیتونم تحمل کنم انگار بستس

اون چه فیلمیه ک معمولا دو شخصیت اصلی داره، و معمولا لختن😲؟ همیشه یه کار تکراری رو انجام میدن... بعضی وقتا خشن😠 و بعضی وقتا با ملایمت😚؟ هیچ گفت و گویی بینشون انجام نمیشه و همه ما دوست داریم نگاش کنیم👀؟؟؟....افرین تام و جریه   🐭🐱........................._____________&_______________........................................................................ بهم گفت بخواب خوابیدم 🛀گفت وا کن وا کردم.... یه چیزی در آورد کرد توش.... 🍑وقتی کارش رو انجام داد خیلی خون اومد.... خیلی ترسیده بودم 😦😦😧😧😧😨😨😨😰😩😩😩😩😩😩😩😩😩😩😩😧😧😧اولین بار بود دندون میکشیدم.... 😷😬😁    ....................... &________________________. ........ پسر ایده آل👦👨 پسریه ک هروقت نامزدش با عشوه گف گشنمه 😞😞😞😞زیپ رو وا کنه.........  درش بیاره بگه بیا اینو بخور 😋😋😋دختره👱👱 هم با خوشحالی جیغ بکشه و بگه وااااااای روانیتم ک همیشه ی کیک 🍪🍩🍰زاپاس تو کیفت💼💼🎒 داری.... ای منحرف هرچی میگی ب خودت میگی آینه برعکس🔮😀
این شروعشه اولش همینجوره

مثلا چقدر زمان میبره ؟

اخه من هنوز ۳۶ هفته ۵ روزمه و اینکه دکتر مبگه استراحت کن 

ولی دیگه دلم میخواااد ورزش کنم زود زایمان کنم 

راستش خسته شدم از این دردایی ک میادو میره 

1263

من ۲روز پیش رفتم پاپ اسمیر انگار تو اون چند ثانیه داشتن جونمو میگرفتن😣

من یه بار دیگه پدرم و از دست دادم😔لطفا برای شادی روح پدربزرگم ک چندین سال مثل پدر ازم نگهداری کرد یه صلوات بفرستید ممنون🙏
منم بریچه خودم طبیعی دوس دارم ولی بخاطر عفونت شیاف واژینال میذارم دردشو اصلا نمیتونم تحمل کنم انگار ...

منم استفاده میکردم خیلی سخته دیگه موقع معاینه دکتر اینقد اذیت شدم موندم اگه طبیعی بشم چیکار کنم البته بچم بریچه مث شما

منم بریچه خودم طبیعی دوس دارم ولی بخاطر عفونت شیاف واژینال میذارم دردشو اصلا نمیتونم تحمل کنم انگار ...

واییییییی یه لگدایی میزنه تو واژن که جیغم میره هوا خیلی بده 

معجزه زندگیم ترنم من 25 آبان ساعت8و40دقیقه صبح بعد از یازده سال انتظار فرشته زمینی ما شد.خدایا عاشقتم  
مثلا چقدر زمان میبره ؟ اخه من هنوز ۳۶ هفته ۵ روزمه و اینکه دکتر مبگه استراحت کن  ولی دیگه دلم ...

دکترم به من گفت پیاده روی رو شروع کنم از 34هفته

معجزه زندگیم ترنم من 25 آبان ساعت8و40دقیقه صبح بعد از یازده سال انتظار فرشته زمینی ما شد.خدایا عاشقتم  
آخی مبارک باشه ولی من دارم از سزارین فرار میکنم چون بچم بریچ،همش دعا میکنم بچرخه

چند هفته ای

من بیست و یک سالمه و مادر دوتا فرشته هستم😄پسرم هفت ماهشه و دخترم دوسال و هشت ماه.😄 🍒البالوهای🍒 من عاشقتونم😄 ممنون خدا جون😄
1220
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

1268
1272
1261
1275
1255
1212
1238
1180
1253
1259
پربازدیدترین تاپیک های امروز
224
1198
29
1271