744
648

بیاین براتون تعریف کنم

من پارسال شونزده مرداد فهمیدم باردارم.همسرم پیشنهاد داد تا قبل از اینکه سنگین بشم چندتاسفر بریم.

یکی از دوستان دوران تحصیلش که یک سالی هم میشد ازدواج کردن خیلی اصرار داشت ما بریم خونشون و از اونجا هم بریم شمال.

خلاصه رفتیم خونه آقای دوست.منم حسابی به خودم رسیدم و لباس های شیک خریدم و موهامو بالیاژ کردم و لاک قرمز جیغ و ... گفتم طرف آدم حسابیه،زشته نامرتب باشم.

خب

به امیدروزی که منم تاپیک بزنم وعکس خوش اندام شدنم روبزارم😍وزن اولیه(۸۸)😖،وزن هدف(۷۰)😋میدونم که خدای بزرگ کمکم میکنه،ازامروزبه بعدمن یه مامان جوون،خوشگل وخوش اندام وپرانرژیم😍بخوروبخواب موقوف،فعالبت فعالیت وفعالیت😍😊خدایاسربلندم کن،منوشرمنده خودم نکن😍الهی آمین یارب العالمین🙏من میتونم💪💪💪


792

بازم خب

به امیدروزی که منم تاپیک بزنم وعکس خوش اندام شدنم روبزارم😍وزن اولیه(۸۸)😖،وزن هدف(۷۰)😋میدونم که خدای بزرگ کمکم میکنه،ازامروزبه بعدمن یه مامان جوون،خوشگل وخوش اندام وپرانرژیم😍بخوروبخواب موقوف،فعالبت فعالیت وفعالیت😍😊خدایاسربلندم کن،منوشرمنده خودم نکن😍الهی آمین یارب العالمین🙏من میتونم💪💪💪
737

روزبعدش تصمیم این شد که بعدازظهر راه بیفتیم بریم سمت انزلی.

منم شیک و مجلسی با تیپ ساحلی آماده شدم😂دیدم دختره یه جفت جوراب ضخیم پوشید و وقتی دید من ارایش کردم با اپیلیدی صورتشو تمیز کرد!یه کم ارایش کرد و با غرغرای شوهرش که دیره،کجایید‌،شب شد،... راه افتادیم.

از در خونه دختره حرررررررررررف زد تا وقتی پیاده شدیم.شوهرم از توی اینه نگام میکرد و میگفت خوبی؟منم روزای اول بارداریم بود حالم بد میشد انقدر نگاش میکردم.سرگیجه میگرفتم.اصلا هم اجازه صحبت نمیداد و متکلم وحده بود.😐😕

774
727
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

790
773

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

745
784
279
726
83
24
760
748
224
793
763
765
768
263
داغ ترین های تاپیک های امروز