1093
648

بیاین براتون تعریف کنم

من پارسال شونزده مرداد فهمیدم باردارم.همسرم پیشنهاد داد تا قبل از اینکه سنگین بشم چندتاسفر بریم.

یکی از دوستان دوران تحصیلش که یک سالی هم میشد ازدواج کردن خیلی اصرار داشت ما بریم خونشون و از اونجا هم بریم شمال.

خلاصه رفتیم خونه آقای دوست.منم حسابی به خودم رسیدم و لباس های شیک خریدم و موهامو بالیاژ کردم و لاک قرمز جیغ و ... گفتم طرف آدم حسابیه،زشته نامرتب باشم.

(شما هم شانستون رو امتحان کنید)

با این کار یکسال بیمه عمر فرزندمو پرداخت کردم تا وقتی بزرگ شه یک میلیارد تومن بگیره



ادامه مطلب


1037

خب

همیشه چشم👀 به راه آسمون باش توهم با بوی😋 بارون🌧🌦☔مست🍷 میشی...یه روزی میرسه با گریه ی 😢شوق 😍تو هم با آسمون همدست 👐میشی..✌✌روزهای خوب خواهند آمد✌
1125

روزبعدش تصمیم این شد که بعدازظهر راه بیفتیم بریم سمت انزلی.

منم شیک و مجلسی با تیپ ساحلی آماده شدم😂دیدم دختره یه جفت جوراب ضخیم پوشید و وقتی دید من ارایش کردم با اپیلیدی صورتشو تمیز کرد!یه کم ارایش کرد و با غرغرای شوهرش که دیره،کجایید‌،شب شد،... راه افتادیم.

از در خونه دختره حرررررررررررف زد تا وقتی پیاده شدیم.شوهرم از توی اینه نگام میکرد و میگفت خوبی؟منم روزای اول بارداریم بود حالم بد میشد انقدر نگاش میکردم.سرگیجه میگرفتم.اصلا هم اجازه صحبت نمیداد و متکلم وحده بود.😐😕

584
1058
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

1096
1094
1107
1062
1097
1074
1077
1132
726
1138
83
1135
24
29
931
1100
1067
977
داغ ترین های تاپیک های امروز