848
44


899

بگو خانومی

فروردینی ام                                                           زودرنج و حساس                                                     اینجا خیلیا بهم میگن مهربون عاااااشق این ویژگیم شدم                                                                       خیلیییی حسه خوبیه  

خیلی وقت بود که احساس میکردم حالم خوب نیست

دلم می‌گرفت

بغض میکردم

از هیچ اتفاقی خوشحال نمی‌شدم

زندگی برام تکراری شده بود

شبا تا صبح بیدار بودم و از نور و صدا متنفر شدم

حوصله خودم رو نداشتم

با اینکه بچه مودبی بودم ولی با کوچکترین چیزی پرخاشگریم شروع میشد

حتی یکماه اخیر چهار بار با مامان و بابام که مثل دوستام میمونن

و بهشون ت هم نمیگم با حرفام دعوا کردم

727

دیشب خیلی قلبم درد میکرد ‌و بغضم گرفته بود

دستام می‌لرزید و مثل برف سرد شده بودن

چون متخصص اون موقع شب نبود ناچارا رفتم دکتر عمومی

نوار قلب گرفت و گفت ضربان قلبت خیلی بالاست

بهم دو تا قرص داد یکی آرامبخش یکی برای تپش قلب

و گفت حتما باید به روانشناس و روانپزشک مراجعه کنی

چون سطح استرست خیلی بالاست و می‌تونه از پا درت بیاره

دغدغه اقتصادی ندارم

درگیر دوستی های مجازی و ... هم نیستم

تن خودم و خانوادم سالمه خداراشکر

وضعیت مالیمون الحمدلله بدنیست

خیلی پولدار نیستیم ولی دستمون رو هم جلو کسی دراز نمی‌کنیم

یکی از مشکلات من مرگ دوستمه

چند ساله که فوت کرده و من هنوز باهاش کنار نیومدم

مرگش طبیعی نبود ولی خانوادش زیر بار این موضوع نمیرن

یکی دیگش ازدواج کسی بود که من از بچگی دوستش داشتم

باهاش رفیق نبودم

یعنی تو عمرم با هیچ پسری کلا رفیق نبودم

چون حجب و حیام مانع این میشد

هر چند الان که فکر میکنم من هنوز خیلی فرصت برای ازدواج دارم و تازه ۱۹ سالمه و اون فرد هم واقعا از لحاظ شخصیتی و خانوادگی از جانب مادر و پدرم رد میشد اما این موضوع  خیلی عذابم میده

و بزرگترین مشکل من کنکورمه

دانش آموز فوق‌العاده ای بودم

همه معلمام ازم راضی بودن

کلاس نمیرفتم و آزمون نمی‌دادم ولی از همه همکلاسیام که اینارو داشتن بهتر بودم ولی از اسفند  دیگه بریدم و نتونستم درس بخونم وانمود میکردم به این موضوع ولی هیچی نمیخوندم و از این بابت حرص میخورم

میخواستم درس بخونم ولی نمیشد

انگار حالم از درس بهم بخوره

کلا ، هم خوندن درس من رو عذاب میداد هم نخوندنش

نتیجش هم شد  رتبه ۶۳۰۰۰ کشوری



827

رابطم با خدا خیلی کم شده

قبلاً نماز جماعت میرفتم اما الان

یکساله کنار گذاشتمش

چادر می‌پوشم

حجاب میکنم

چشمم رو پاک نگه میدارم

دل کسی رو نمیشکنم

ولی نمیتونم با خدا درد و دل کنم

میگم شاید خدا منو دوست نداره

که اینقدر دلم گرفتس

همش میترسم بمیرم

خیلی خستم و دوست دارم زودتر یه اتفاق خوب بیافته

تا ازاین شرایط دربیام

روم نمیشه برم پیش روانپزشک یا روانشناس چون شهر ما فوق العاده

کوچیکه و همه همدیگر رو میشناسن

میترسم بگن دختر آقای .. دیوونه شده

بنظرتون چیکار کنم ؟؟

گلم ،این فکرا رو از خودت دور کن،سعی کن خودتو مشغول کنی؛تفریح کنی،وقت نزاری که فکرای بیهوده بیاد سراغ ...

ممنون از راهنماییت 

ولی واقعا رمق هیچ چیز رو ندارم

میام نی نی سایت تاپیک خنده میزنم ولی اصلا دلم شاد نیست

هیچ کس باورش نمیشه که درون آشفته من خیلی با ظاهر شادم فرق داره


895
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

811
867

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

چند کیلویین؟

zahra82 | 1 دقیقه پیش
745
726
891
904
24
898
263
پربازدیدترین تاپیک های امروز
224
900
844
823
781
83
902
داغ ترین های تاپیک های امروز