گیر ی آدم زبون نفهم افتادم
نه پول داره نه تحصیلات داره ن قیافه هیچی ندارع ده سالم بزرگتر
بچها واقعاً عاشقمه همه کاریم برام کرده شکی توش نیست
اما اومد خواستگاری گفتن نه
دیگ هی میخام باش کات کنم خودشو میزنع وسیله میشکنه گریه زاری التماس میکنه
دل آدم آب میشه بخدا یسالع درگیرم خیلیم باهاش سردمس ماهه ندیدمش
الان برام خواستگار خوب اومده معیارامو داره
چیکار کنم
هزار بار هم بش گفتم بدرد هم نمیخوریم بیا تموم کنیم نمیخامت