دخترم ۱۸سالمه زن بابا دارم و مامانم خیلی ساله ندیدم تلفنی باهاش در ارتباطم بابام و مامانم هر دو بچه دار شدن مجدد
باامکلا منو میزنه و فحش میده تا تاپیکام گفتم
اصلا پول نمیده حتی هزارتومن
یعنی نهدکتر نه درس نه هیییچی اصلا ۰
رفته شریکی خونه خریده با خواهراش بهش گفتن نمیخوایم تو باهامون شریک بشی النگومو میفروشم پولتو میدم گفت نه اصلا فکرکن من پولو دادم به خودن دستت باشه نمیخواد بدی به مرگ فلانی اگر این کاروکنی دیگه اسمتو نمیارم که الان خیلی وقته پولش دستشونه و داره هرروز بی ارزش میشه
ولی من گوشیم خرابه چشمم مشکل داره یه هزاری خدج نمیکنه
همش میگه ندارم گفتم بهش پسگوشوارم میفروشم گفت بفروش ... صب تا شب تو اتاق حبسم نه بیرون میرم نه دوستی دارم نهکسیو میبینم.حتی ارتباط گرفتن با ادماهم از یادم رفته
حالا مبخوام گوشوارم که میشه ۴۰ میلیون بفروشم باهاش ناخنکاری یاد بگیرم دکتر برم و وسیله هایی که نیاز دارم بخرم