عروسی پسر عممه بهش گفتم واسم لباس مجلسی بگیر خداشاهده من لباس زیاد دارم ولی مجلسی اصلا ندارم
گفتم نمیگیرم داری من حتی گفتم اجاره میکنم ک سنگین نباشه
گفتم خب پس چیزایی ک نیاز دارمو تهیه نکنی نمیتونم بیام نمیام گفت به کی..م ک نمیای مگه برا من میای
از صب تا الان ی کلمه صحبت نکردم
نهار نپختم
میبینم الان خودش رفت املت درست کرد
شامم میخام هیچی درست نکنم
حالم بهم میخوره از اخلاقش خیلی دلمو شکوند من خیلی ذوق داشتم عروسیشو برم عین برادرمه
ضمنا خودمم تازه عروسم
هرچی بگم میخره واسم ولی تا بحث لباس میشه همش میگه نمیخرم داری
هیچی نخوردم از صب تاحالا حالم بده اینقد حالم بده ک حتی گریمم نمیاد