عروسی پسر عممه
خوده منم تازه عروسم
ب شوهرم گفتم فلان تاریخ عروسیشه و درمورد لباس داشتم حرف میزدم ، حتی گفتم نمیخرم ک گرون نشه اجاره میکنم
گفت ینی واقعا لباس نداری؟ ب تمسخر اینو گفت
منم گفتم چرا هرچی لباس خونگی و بیرونی دارمو میزنی پا لباس مجلسی؟ فک کردی با مانتو میرم میشینم اونجا کسی ک خودشم تازه عروسه ؟
گفتم خب نخر خودم پول دارم میخرم
حتی اگه نخرمم نمیام ک گفت به ک... م نیا مگه واس من میای
شوهرم هیچوقت پشتم نبود و حامی نیست
جای اینکه بگه باشه یجور دیگه جوابمو میده
بحث پولشم نیست نمیدونم چرا تا بحث لباس میشه میخاد خودشو پاره کنه وگرنه تو بقیه خرجا بهترینا رو میخره برام
حالم بده چن ساعته ی کلمه حرف نزدیم خاست بره استراحت کنه جاشو جدا کرد ازم
حالم بده بدجور حرصیم الان.