اصلا به من محل نمیده
فقط برای اونا همه چیو فراهم میکنه
بقدری دختر جاریم این بهم وابسته ان
اصلا باباشو نمی فهمه
خیلی خیلی زیاد جان جیگرشه. همه چیو براش فراهم میکنه
ولی من انگار یه ادم اضافیم
حتی نمی تونم گله کنم چون بدتر میکنه
فعلا هم شرایط طلاق ندارم
خسته شدم طبقه پایینمون اونان ۲۴ دختره. ور دل شوهرمه
دختره هم از من بدش میاد
باورتون میشه. با اینکه ۳ سالشه عین زن های ۴۰ ساله میدونه. پدر منو در اورده. کاری کرد روی شوهرم رو من باز شدخونه رو هم اتیش بکشه این توله نمی تونم چیزی بگم
سر لوازم ارایشی هام انقد فحش شنیدم می اومد می مالید همه جا هر جا قایم میکردم پیدا میکرد
در اتاق قفل میکردم
گریه شیون باید بازش کنی
متنفرم. از این بچه
شوهرم خیلی مامانیه. و جاریمم خیلی دوست داره
جاریم. ادم خوبی نیس. ولی از بس مادرش تعریفشو الکی کرده. پیغمبر می بینه اونو چون خواهر زاده مادرشوهرمه
غیبتشو ب من میکنه. میدونم چ ادم عوضیه
همش طرف اونه شوهرم
تنها کسی دوستش نداره شوهرم منم. من بیچاره
اگر رفتاری سردی. نشون بدم یا گلگی کنم زندگیمو جهنم میکنه
خسته شدم😭😭😭😭