2777
2789
عنوان

بچه های شما هم دوست دارن همش خونه مادربزرگ باشن

| مشاهده متن کامل بحث + 507 بازدید | 41 پست
چقدر خود خواهمادرت باید مدیریت کنه مثلا یه روز میخوای بری بگو مادرت بهش الکی بگه میره خرید یا جایی ، ...

ببین خواهر من یه ورقی، مامان و بابای من هر دو بچه بزرگن.

فامیلمون بزرگه، ختم و .... زیاد میرن.

خود خواهرم میدونه مثلا پنجشنبه مامانم ختم دعوته برای شام.

بازم میاد ، مامانم شام اون و بچه هاشو میزاره و میره به خدا.

به خدا خودش و دختراش میان و تا دوازده که شوهر بیاد دنبالش

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

پس مامانت هم ترجیحش به اونه

نه گله میکنه مادرم .

ولی میگه اینجا نیاد، راه میوفته تو خیابونا میره خونه دیگرون و ابرومون میبره و ....

اینجوری خودشو توجیح میکنه.

خلاصه که کلا خونه مادرمونم بلاک شده

ببین من این داستان با دختر بزرگم داشتم.بردم مشاور، گفت کاری کن خونه خودت براش جذابتر باشه.باهاش خاله ...

منم خیلی باهاش بازی میکنم ولی حتی اگر خونشون نره به محض اینکه توی خیابون ببینتش میچسبه بهش میگه میخوام دنبالش برم

مامانم فقط میگه من چی کار کنم، بگم نیاد و فلان و ...دیدم ظاهرا مامانمم خیلی مشتاق ما نیست.میگه اون ق ...

عزیزم خودتم تا حدودی مقصری اینکه مامانت میگه چکار کنم بگم نیاد و... معلومه خواهرت پر رو و زبون داره ولی تو زود راه رو برای بقیه خالی میکنی. از اونطرفم میتونی بچتو ببری اونجا و خودت باهاش بازی کنی طوری که اصلا نخواد سمت بچه های خواهرت بره

به نظر من با این تعریفایی که ایشون کردن مامانش خواهرشو ترجیح نمیده فقط ازش میترسه

اره مامانه منم از خواهرم میترسه

خواهرم روزی ۲۰ بار زنگ میزنه ازش آمار میگیره

چرا رفتی

چرا اومدی

چرا فلان کارو کردی

بااین گنده گویی هاش مامان بابام کلا خونه نشین شدن از ترسش

دوباره میسازمت💪

به نظر من با این تعریفایی که ایشون کردن مامانش خواهرشو ترجیح نمیده فقط ازش میترسه

میدونی چی میگه، مثلا میگم بهش بگو کار داری و نیاد.

میگه نه ، عقل نداره ، جلو شوهرش یه کار میکنه ، تو فامیل آبرومون میبره.

واقعا شوهرشم غربتی.

میترسیم از کاراش.

کلا مامانمم از این زنای زرنگ و با جنم و خوش فکر نیست، فکر میکنه اینجوری مثلا داره مشکل رو حل میکنه .

خدا شاهد پنجشنبه ها ، مامانم و بابام میرن ختم و .... اون با بچه هاش تک توی خونه مامانمه و حتما باید مامانم غذا بپزه و بره ، خودش از تنبلی کاری نمیکنه

عزیزم خودتم تا حدودی مقصری اینکه مامانت میگه چکار کنم بگم نیاد و... معلومه خواهرت پر رو و زبون داره ...

ببین اعصابم نمیکشه.

تو نمیدونی چه ورقیه این بشر.

میشینه رو مبل من رژیمم.

دو تا بچه اش سر سفره ، بچه نمیتونه غذا و برنج بکشه.

شوهر بدبخت من داره به بچه های خواهرم برنج و خورشت میکشه.

بعد چند دقیقه که غذای بچه هاش کشیده شد، میاد پررو پررو میشینه سر سفره و تند تند میخوره.

شوهر من با دهان باز من نگاه میکنه فقط

بچه های منم ول کنم میگن با مامان جون میمونیم میرن دو سه روز میمونن میرم میارم یه روز خونمون میمونن فرداش بازم میرن منم نبرم با اسنپ میرن

اگر همه تنهات گذاشتن، مطمئن باش من کنارتم. اگر همه فقط موقع خوشی پیشت بودن، مطمئن باش من موقع غم‌ت باهات شریک میشم. اگر همه بهت بی‌توجهی کردن، مطمئن باش من اندازه ی همشون بهت توجه میکنم. اگر همه سعی کردن از پشت بهت خنجر بزنن، مطمئن باش پشتت وایمیستم تا تو اذیت نشیو مرحم زخمات میشم. اگر همه اومدن و رفتن، مطمئن باش تا جون دارم پیشتم. پس اگر همه از دوست داشتنت دست کشیدن، من تنها کسی هستم که تا پای گور عاشقت میمونم.همسر عزیزتر از جانم

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2834
2835
2108