خب مشکلاتم تو زندگی زیاد بوده ۱۵ ساله که دارم با شوهرم زندگی میکنم بدیهاست به نسبت خوبیهاش میچربه
اوایل اجازه نمیداد کار کنم الان اجازه میده ولی به خاطر اینکه سنم رفته بالا به کارگریم تو کارخونه رضایت دادم لیسانس دارم
امشب داشتیم حرف میزدیم گفتم خوشحالم که قراره برم سر کار و خیالم راحت شد
یهو داداشم گفت اینقدر گذاشتیم درس بخونی که اوضاعت این بشه و بری کارگری؟! اگه اینطور بود از اول نمیذاشتیم درس بخونی بعد گفت داره جوونیت میره و به فکر خودت باش بعد چند روز پیش میگفت فکر نکن و ناراحتی نکن و به کسی گوش نده زندگیتو بکن
بعد حالا یه چی دیگه میگفت واقعاً نمیفهمم یعنی میگه طلاق بگیرم خب من یه دختر ۹ ساله دارم از پس هزینه ها نمیتونم بر بیام