2777
2789
عنوان

یکی از سخت ترین شبایی زندگی یه مادر شب قبل از

| مشاهده متن کامل بحث + 437 بازدید | 25 پست
مامان من از خونه هی زنگ میزد با گریه و التماس میگفت پاشو بیا خونه من میترسم.حالا من در اتاق عمل با ل ...

🤣🤣🤣من آوردنم بیرون بعد عمل دیدم مامانم گریه میکنه خواهر یه پسره که داداشش رو آورده بود عمل هم داره دلداریش میده

دختره به مامانم گفته بود این که هم بچه اس هم دماغش کوچیک بود چرا گذاشتید بره

الهی😍منم رفته بودم واسه واکسن مدرسم اون کوچولو ها رو همش واکسن می زدن گریه می گردن دلم میخواست بغلش ...

حالا فک کن اینقدری میخوادت و بهت اعتماد داره و تو بغلت هست بعد خودت باید سفت پاشو بگیری دوتا امپول فرو کنن یهو اون لایک صورت معصوم و چشای گردش ک معصومانه نگاه میکرد بهم بریزه بغضی شه و گریه کنه اشک از چشاش بیفته دوتا چشم گرد و معصوم با کلی اشک اون لحظه دلم میخواد من جاش امپول بخورم

باباش ک اصن دلش نمیاد ببرتش بابا بزرگ هم همینطور من و مادر شوهرم میریم ک اونم خیلی خودمو قوی میکنم ک بگیرمش کبزنه چون براش مفیده... هی خودمو با این گول میزنم ولی خیلی حالم بد میشه قبلش..

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

والا من سر واکسن ۶ ماهگی بچم دیدم وقتی طرف واکسن زد بچم اصلا انگار نه انگار دستش خیلی عالی بود همیشه ...

منم همینم کلی استرس و ناراحتی میکشم کل پوستم صدف میزنه استرس سمه برام

بعد تا خود وقتش ک واکسن میزنن میبینم بچه یه چند دقیقه گریه میکنه آروم میشه امپول برام هضمش سخته

حالا فک کن اینقدری میخوادت و بهت اعتماد داره و تو بغلت هست بعد خودت باید سفت پاشو بگیری دوتا امپول ...

واقعا خیلی سخته من با دیدن بچه های مردم اینجوری می شم تو دیگه واقعا خیلس بهت سخت می گذره تا مادر نشم درک نمی تونم بکنم بعد از واکسنش با یه اسباب بازی چیزی سعی کن ارومش کنی اما جاشم درد می کنع

چه بگویم که دگر حوصله ای نیست مرا......🙃

اینقدر سخت نیست اگه بلد باشی چکار کنی قطره استامینوفن با شربت بروفن اطفال آماده بگیر فقط نباید با هم ...

ن مشکل من تب نیس. بلدم مدیریتش کنم

فقط استرس و ترس و دلشوره و ناراحتی برای امپول خوردنش و گریه اشه... یه نوع حس مادرانه

به این میگن دلسوزی که بیهوده ست

چون ضرری قرار نیست به بچه وارد بشه .

این نوع دلسوزی ها متاسفانه در آینده تبدیل میشه به دلسوزی های بزرگتر که بی دلیل و فقط بچه را استرسی میکنه که بچه را از هدف زندگیش دور میکنه به مرور .

واکسن زدن فقط همون تبی که بچه داره باید ازش مراقبت کرد و شش دانگ حواست بهش باشه .


ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2834
2835
2108