2777
2789

گفت سرماخورده بهش گفتم برو دکتر چون میگفت تب دارم و عرق سرد میکنم ی بیمارستان نزدیکشونه ینی کلا ۱۵ تا ۲۰ دقیقه باهاشون فاصله داره

حالا برداشته رفته بیمارستان خصوصی ک یک ساعت باهاشون فاصله داره و در کل آدمی نیست مریض بشه بره دکتر اولین باره یا دومین باره میره دکتر

میگه چون عرق سرد داشتم ترسیدم

گفتم برم ی جای خوبی

بعد گفت با دومادشون رفته

زنگش زدم گفت دارم رانندگی میکنم چطور ب من کیگفت حالش بده الان داره رانندگی میکنه؟؟؟؟ حس میکنم دروغ میگه

داشتم میگفتم بهش خب تو که حالت بده میرفتی اون بیمارستان ک نزدیکتونع

دیگه گفت بزار رانندگی میکنم قطع کردیم باز زنگش زدم گفتم وای چرا گوش نمیکنیی وقتی میگم برو فلان جا

جلو دومادشون گفت وای میگم رانندگی میکنم خوبه تصادف کنم ؟؟؟۲۰۰ میلیون بره تو کو....

اخرشم روم قطع کرد

خیلی بهم برخورده

حق با کیه؟؟


کاربری متعلق به ساحل و پناه:)

من ساکن تهرانم کالسکه شیر ساز و کل چیز های کوچولوم رو از اپ بی‌بی لایف سفارش دادم. راستش اولش برای خرید اینترنتی سیسمونی یکم حساس بودم، مخصوصاً از بابت اصل بودن جنس‌ها، ولی وقتی سفارشم رسید واقعاً خیالم راحت شد 😊

همه چیز دقیقاً همون چیزی بود که توی سایت دیده بودم، بسته‌بندی خیلی مرتب بود و ارسال هم سریع انجام شد. از پشتیبانی هم هر سوالی داشتم خیلی خوب راهنماییم کردن.

در کل تجربه خرید خیلی خوبی داشتم و چیزی که بیشتر از همه برام مهم بود این بود که محصولات اصل و اورجینال بودن. حتماً برای خریدهای بعدی هم دوباره از بی‌بی لایف سفارش می‌دم 💜👶🏻

https://babylifeshiraz.com/app/

زر میزنه سرماخوردگی کجا بود

بعد کسی که از تصادف میترسه که مبادا پول بده ، نمیره بیمارستان خصوصی خدا تومن پول بده

فقط و فقط میخواد تو بهش توجه کنی و نازشو بخری چقدم که لوسه توام محلش نده خواهشا

یه روز یه قمار بازی دخترشو توی قمار میبازه موقعی که خواسته دخترشو تحویل مرد برنده بده دختره فرار میکنه میگه کجا برم ، برم خونه عابد شهر همه ی این شهر پشتش نماز میخونن ، در خونه عابدو میزنه داستانو براش تعریف میکنه عابد میگه بیا تو اینجا امنه به یه ساعت که نگذشته عابد میخواسته به دختر تجاوز کنه ، دختره از خونه عابد شهر فرار میکنه و میزنه تو دل جنگل ، به جنگل که میرسه شب میشه ، چندتا جوونو میبینه که دور یه آتیشی نشستن و دارن مشروب میخورن میگه اونی که پدرم بود تن منو باخت ، اونی که عابد بود تن منو خواست اینا دیگه کین ، همونجا از ترس و سرما غش میکنه میفته زمین ، صبح که میشه چشاشو باز میکنه میبینه روی تنش کلی لباسو پتوئه سرشو از پنجره کلبه بیرون میکنه میبینه همون جوونایی که دیشب داشتن مشروب میخوردن لباساشونو تن دختره کردن و بیرون کلبه از سرما یخ زدن و مردن..🙂💔 دختره تو دلش میگه از قضا روزی اگر حاکم این شهر شوم خون صد شیخ فدای سر یک مست کنم وسط کعبه دو میخانه بنا خواهم کرد که نگویند مستان ز خدا بی خبرند...

به مشکوک بودن اون کاری ندارم ولی وقتی قطع کرده باز زنگ زدی میگی چرا گوش نمیدی میگم برو فلان جا ؟؟؟؟آ ...

چون نگرانش بودم

میگه رفتم فلان جا چون کارت ملی همراهم نبوده قبول نکردن میرم ی جا دیگه

کاربری متعلق به ساحل و پناه:)

والا ما که شوهر داریم چک نمیکنیم شوهراشونو. یا سین جین نمیکنیم


چ برسه دوست پسر

شوهر من..محمدرضای من..محمدم..رضای من..کجا بروم وقتی سرزمین پهناور میان بازوانت را به اسمم زدی..کجا بنشینم وقتی سرم را به شانه هایت میفشاری....تا در حصار گیرند دستان تنومندت تن نحیف مرا..گوش به که بسپارم وقتی قلبت چنان مشت میکوبد بر سینه ات.. و فریاد می‌زند: عاشقتم♥💍🙊🙈.  که را ببینم وقتی هرجا را می‌نگرم،تورا میبینم... کدام عسل کامم را شیرین کند وقتی شهد عشق تو را مینوشم...کدام هیبت قلبم را بلرزاند وقتی رگ گردنت سایه انداخته بر زنانگی هایم...چه شیرین است وقتی کلید می‌اندازی..و شروع میشود تپش این قلب بیقرارم..رسوایم میکند وقتی شتابان به سوی آغوش بازت پرواز میکنم..و جایی میان قلب بیقرارت، عطر تن من با عطر عرق تن تو یکی میشود... و فرشتگان خداوند لبخند میزنند..عاشقتم..شوهرم...🙊🙈💋💍♥🌹🐣.
والا ما که شوهر داریم چک نمیکنیم شوهراشونو. یا سین جین نمیکنیمچ برسه دوست پسر

میگفت رفتم ی بیمارستان خصوصی کارت ملی همراهم نبوده قبول نکردن میرم ی بیمارستان دیگه

کاربری متعلق به ساحل و پناه:)

یکم برا خودت ارزش قائل باش .وقتی حوصله نداره هی زنگ پشت زنگ چیع

واقعا نگرانش بودم

میگف رفتیم ب بیمارستان خصوصی کارت ملی همراهم نبوده نزاشتن ویزیت بشم الان میرم ی بیمارستان دیگه شما باشی باور میکنی؟

کاربری متعلق به ساحل و پناه:)

زر میزنه سرماخوردگی کجا بودبعد کسی که از تصادف میترسه که مبادا پول بده ، نمیره بیمارستان خصوصی خدا ت ...

فکر کنم بهم دروغ میگه و جای دیگه ای رفته

کاربری متعلق به ساحل و پناه:)

فکر کنم بهم دروغ میگه و جای دیگه ای رفته

اوم ممکنه

یه روز یه قمار بازی دخترشو توی قمار میبازه موقعی که خواسته دخترشو تحویل مرد برنده بده دختره فرار میکنه میگه کجا برم ، برم خونه عابد شهر همه ی این شهر پشتش نماز میخونن ، در خونه عابدو میزنه داستانو براش تعریف میکنه عابد میگه بیا تو اینجا امنه به یه ساعت که نگذشته عابد میخواسته به دختر تجاوز کنه ، دختره از خونه عابد شهر فرار میکنه و میزنه تو دل جنگل ، به جنگل که میرسه شب میشه ، چندتا جوونو میبینه که دور یه آتیشی نشستن و دارن مشروب میخورن میگه اونی که پدرم بود تن منو باخت ، اونی که عابد بود تن منو خواست اینا دیگه کین ، همونجا از ترس و سرما غش میکنه میفته زمین ، صبح که میشه چشاشو باز میکنه میبینه روی تنش کلی لباسو پتوئه سرشو از پنجره کلبه بیرون میکنه میبینه همون جوونایی که دیشب داشتن مشروب میخوردن لباساشونو تن دختره کردن و بیرون کلبه از سرما یخ زدن و مردن..🙂💔 دختره تو دلش میگه از قضا روزی اگر حاکم این شهر شوم خون صد شیخ فدای سر یک مست کنم وسط کعبه دو میخانه بنا خواهم کرد که نگویند مستان ز خدا بی خبرند...

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2840
2839
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   khamoooooosh  |  7 ساعت پیش