2777
2789
عنوان

مسافرت با خانواده شوهر

651 بازدید | 32 پست

خانوما ممنون میشم راهنماییم کنید

من دو سال هست که ازدواج کردم اومدم خونه خودم. شوهرم شاغله و من خانه دارم. پدر و مادر شوهرم شهر دیگه زندگی میکنن حدود ۲ ساعت و نیم با ما فاصله دارن. دو تا هم خواهرشوهر دارم که هر دو متاهل هستن. پدرشوهر و مادرشوهرم هم کارشون کشاورزیه.

راستش از اول ازدواجمون تا حالا نشده بود شوهرم بطور مستقل جا بگیره از طرف محل کارش که بریم جایی. با هم مثلا مشهد رفتیم یه روزه و حرم موندیم یا مثلا پیاده روی اربعین رفتیم اما بقیه سفرهامون با خانواده شوهرم بود. شوهرم انگار یه ترسی ته دلش بود همیشه که بخواد جا بگیره و خودم و خودش فقط بریم. همیشه که میخواست جا بگیره قبلش به خانوادش میگفت مثلا بریم فلان جا؟ اگه اونا برنامشون جور نبود جا نمیگرفت. اینطوریم نبود که بیاد اینو واضح بهم بگه اما مشخص بود که یه نگرانی ته دلش داره چون واقعا هم خانوادش یه توقعی دارن ازش انگار چون تک پسره. جایی هم که میریم دو تا خواهرهاش هم با اینکه شوهر کردن، با مامان و باباشون میان باهامون. البته جای خیلی زیادی نرفتیم ولی خب اون ترس و نگرانی از تنهایی رفتن که توی دل شوهرمه منظورکلی من هست. این بار که شوهرم جا گرفت، گفت به اونام بگم؟ بهش گفتم چرا هر بار باید با خانوادت بریم؟ از ۱۰ تا مسافرتی که رفتیم ۹ تاش رو با خانواده تو رفتیم و گفتم لزومی نداره بگی من و تو یه خانواده جا و مستقل هستیم. حالا که اومدیم با هم عذاب وجدان دارم و با خودم میگم شاید توقعشون به جاست چون مادرش و پدرش خب کارشون کشاورزیه و همین یه پسرو دارن ولی خب اگه ادم بخواد اینطوری فکر کنه الان پدر و مادر خود من هم خب کشاورز نبودن اما زحمت کشیدن یه عمر. سر کار رفتن. این دلیل نمیشه. پدرشوهرم ماشاالله سرحاله میتونه با زنش بره مسافرت. منم نمیگم که کلا رفتن با اونارو قطع کنیم اما خب گاهی ام تنها رفتن نیازه. تازه خواهرشوهرم هم به شوهرم پیام داده گفته بی خبر رفتی. با اینکه شوهرم بهشون گفته بوده جا گرفته اما خب اون موقع رفتنمون قطعی نبوده.

نظرتون چیه؟

انقدر از این قضیه متنفرم که حتی نتونستم متن رو بخونم

چه دلیلی داره بخوام مسافرت برم یه ایل وتبار با خودم ببرم اخههههه


من عاشق همسرمم ❤️ با نداریش ساختم ، با دارایی ش ساختم ، با نبودش ساختم ، با کم و کاستیش ساختم ، با تموم اخلاقای خوب و بدش ساختم ، با خندش خندیدم با گریه اش گریه کردم ، به عشقش دو بار بچه دار شدم و درد کشیدم پس قطعا با این شرایط نمیام درخواست دوستی توی نرخر رو قبول کنم خب؟ پس درخواست نده

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

الان که رفتید این فکر هارو دور بریزید و فقط از مسافرت لذت ببرید. گاهی با اونا رفتن خوبه اما تنها رفتن هم مزایای خودش رو داره.

کسی که ادب می‌کارد، دوستی درو می‌کند؛ و کسی که مهربانی می‌کارد، عشق گردآوری می‌کند.

چرا عذاب وجدان ؟ بی احترامی که نکردی گلم

از هر چندتا مسافرت یکی شو با اونا برو

بازم دمت گرمممممم که با خانواده شوهرت می ری

من که خیلی وحشی ام اصلا خوشم نمیاد. بامن باشن 🤣

من دقیقا مثل شما بودم با این تفاوت که خودم جا میگرفتم نه شوهرم ولی خب باید گاهی تنها بری که بدعادت نشن و فکر نکنن وظیفته

در کویر سبز عشق این سخن از من بگیر!  مرگ تو مرگ من است پس تمنا میکنم هرگز نمیر  

زندگی پدر مادر همسرت به شما مربوط نیس مسافرت خوبه گاهی با پدر اونا برید اونا ببرید ولی نه همیشه از ۱۰ تا مسافرت سه تا با اونا برید پدر شوهر مادر شوهر من پیرن ولی اصلا قبول نمیکنن با کسی سفر برن حتی دختراشون همیشه دو نفری میرن با دوستاشون

پروفایلم همه زندگیمه 👶🏻🫀

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2834
2835
2108