من از همه شون بزرگترم و خیلی آدم بیحاشیه ای هستم به هیچ کدوم کاری نداشتم اونا هم نه زنگ میزنن بهم نه حالی میپرسن نه میان خونم
منم زیاد ازشون خوشم نمیاد ولی اونا وانمود میکنن که با هم خیلی حالشون خوبه و
دیشب اتفاقی با پسرم رفتیم پارک دوتا شونو دیدم که با هم بودن و بچه هاشونو تاب میدادن
منم به روی خودم نیاوردم و خودمو زدم به کوچه علی چپ
نمیدونم باید خوشحال باشم که ازشون دورم یا ناراحت باشم که خیلی تنهام
آدمی هم نیستم که غرورم رو بشکنم چون از همه شون بزرگترم و از لحاظ ظاهری و هنر و... از همه شون سر ترم
خیلی حسودی رو توی نگاه و کلام شون حس میکنم