بچه ها دوران دوستی خیلی پسر کاری بود
از صبح تا شب سرکار بود گاهی بهش میگفتم اینقدر فشار نیار به خودت خسته میشی. میگفت نه من برای اینکه تورو کنارم داشته باشم باید صدمو بزارم برای کارم و اینا
الان رابطمون جدی تر شده رسمی تر شدیم
میگه من از کارم خسته شدم و تو راست میگفتی
واسه همین میخوام دیگه سر این کار نرم و حالا بگردم یه کار بهتر پیدا کنم. گفتم خب تا پیدا نکردی اینو ادامه بده بعد که پیدا کردی اینو ول کن. میگه نه از الان میخوام نرم که بگردم دنبال کار جدید😐😐😐 نه به اونموقع نه به الان
موندم چی بگم. چرا اینجوری شده اخه😐
پسر مستقلی هم هست همیشه خودش خرج میکنه
اینجورم نیست بگم چشم به حقوق من دوخته
ولی چرا اینهمه تغییر