والا من حدود یک سال با همسرم دوست اجتماعی بودیم و صحبت میکردیم گاهی همو میدیدیم منم اون زمان علاقمند ب دوستش بودم تا اینکه بهش گفتم از فلانی خوشم میاد اونم گفت اتفاقا فلانی هم ب شما خیلی علاقه داره ولی میترسه بیاد جلو بهش بگم بیاد؟ گفتم نه اینطوری دوست ندارم مرد باید شهامت داشته باشه و از این حرفا
روز بعدش بهم پیام داد ک بهتره دوستی مون تموم بشه گفتم چرا؟ گفت احساساتی بهت دارم ک تا حالا امیدوار بودم بفهمی حالا ک دلت جای دیگس سختمه باهات در ارتباط باشم منم گفتم باشه پس خدافظ
تقریبا دو ماهی بعدش خودم پیام دادم بهش ک میای ببینمت؟ گفت چیزی شده؟ گفتم جای خالیتو واقعا نمیتونم تحمل کنم دیگه همو دیدیم و رابطه جدی مون رو شروع کردیم الان ۱۵ ساله باهمیم و ۹ساله ک زن و شوهریم