دلم میخواد راجبش حرف بزنم
آلن بیست ویک سالمه
6سال گذشته
من با ایشون حتی یک کلمه هم صحبت نکردم
ققط یادمه یکبار بهش سلام کردم که با لکنت و ته ته پته بهم جواب داد
و دوسال بهش علاقمند بودم
و تو اپن دوسال تقریبا هر روز میدیدمش
و دیشب
وقتی منو دید با تعجب نگاهم کرد
و من متوجه شدم که منو شناخته
اون تایم من جذب نجابت و درون گرایی و سر به زیری وپختگی این آقا شده بودم و البته شخصیت جدی و سرسختی که داشت
اینکه چشم هرز نبود برام جذابیت ویژگی داشت منو دیونه میکرد و
وقتش رو صرف ورزش میکرد و سبک زندگی سالمی داشت
تنها چیزی که منو رو دلزده میکرد
چهرش بود
چهرش متاسفانه خیلی بد بود خیلی خیلی بد
اینطور که برای اولین بار که دیدمش با خودم گفتم
خدایا این پسر چه چهره عجیبی داره
ولی خب با این وجود تلاش های فراوانی کردم که ازش عکس بگیرم تا عکس رو داشته باشم روزای که نمی بینمش بهش نگاه کردم و احساس خوبی بگیرم
چند بار تلاش کردم فیلم بگیرم نتونستم
نمیدونم چرا اون تایم دیونه شده بودم