بعد دقیقا من همون روژ تولدش خیلی حالم بد بود که نیستش و بهش تبریک بگم نگم
هلاصه همون روز پیش فا$لگیر فا$ل گرفتم و فا$لگیر گفت برمیگردخ و همینکه ویس زنه تموم شد این اقا پیام داد
بعد این موضوع برام خنده دار بود
اومد پیشم و گفت اگخ میشه اگه دوست داری بریم بیرون
فرداش رفتیم کلی حرف زدیم معذرت خواهی کرد
گفت من از اینده ترسیدم که اونجوری رفتم، رفتم که اژم متنفر بشی و این داستانا و خلاصخ من بخشیدمش و بخ شوخی قضیه غالگیرو گفتم
این اقاهم پرسید فقط فا@ل گرفتی؟ من گفتم اره
درصورتیکه تو همون دو ماه من یه بار زنگ زدم سرکتابم گرفتم و این موضوع رو حدود یک ماه و نیم بد اشتی بهش گفتم، البته پرسید پیش سید رفتی؟ گفتم اره زنگ زدم
خلاصه کولی بازی دراورد که تو دروغ میگی
تو پنهون کاری
من به تو اعتماد ندارم دیگخ
اعتماد منو شکستی
معلوم نیست دیگه چیا پنهون کردی
معلوم نیست با کیا حرف زدی من نمیدونم
از این چرت و پرتا منم عذرخواهی کردم و گفتم باشه بابا کار مت زشت اصلا، درصورتیکخ اصلا به اون ربطی نداشن
من بخاطر کات این اقا حالم بد شد رفتم پیش سید