من تک فرزندم پدرم فوت شده
بعد فوت پدرم خیلی بلا اومد سرم، مادرم خیلی ساده اس و با همون سادگیش گند زد به رابطه اش با همسرم
هر چند منم اون موقع ناشی بودم!
ما حدود یک سالی میشه تو شهر خیلی دور زندگی میکنیم و عملا هیچ فک فامیلی اینجا نیست
کار همسرم امروز درست شده که برگردیم نزدیک شهر خودمون
همسرمم خانواده شلوغی نداره چون ناتنی هست عملا با پدرش ارتباط داره و مابقی چندان بود و نبودشون فرقی نداره
نگرانم، نگران اینکه نزدیک بشیم بازم رابطه مادرم و همسرم بد شه، این سری منم و کوله باری از تجربه تلخ اما باز نگرانم
انگار از نزدیک بودن مادرم و همسرم بهم چشم ترسیده!
هر چند بزرگترین نگرانیم دور بودن از مادرمه ها، چون مادرم الان با پدرش زندگی میکنه و نگران روزی ام که پدربزرگم نباشه، نزدیک باشم بالاخره بهتره
خودمم گیج ام
بین آخ جووون میریم نزدیک مادرم
و ای وای میریم نزدیک مادرم
مادرم جوونه ها اما واقعا ساده است! رفتارایی میکنه که باعث برداشت بد میشه