1061
44
عنوان

من با شوهرم دعوام شده

801 بازدید | 81 پست

توروخدا کمکم کنید من خیلی دوسش دارم ولی وضعیت خیلی جدیه

ما باهم نامزدیم و اون دوس داره ک من شب ها خونه مادرش برم و اونجا بخوابم

ولی خانواده من اجازه نمی‌دن و من خودم هم خجالت میکشم

  I'm always hungry or tird or Both

برو چاره نیس مواظب باش

غصه اگر هست  بگو تا باشد.معنی  خوشبختی  بودن اندوه است ،این همه غصه و غم، این همه شادی و شور ،چه بخواهی و چه نه ، میوه یک باغند .همه را باهم و با عشق بچین . ولی از یاد مبر ،پشت هر کوه بلند سبزه زاری است پر از یاد خدا و در آن باز کسی میخواند : که خدا هست ،تا خدا هست دگر غصه چرااا؟؟؟


1082

اون بیاد خونتون بمونه

پسر داشتن حس شیرینیه ....دنیای معصوم وکودکانه اش به من که یک زن هستم حس آرامش عجیبی میده.... وقتی که از همه مرد های زندگیم نا امید میشم و به یه گوشه پناه میبرم، یه مرد کوچولو میاد پیشم که نه شوهرمه ، نه پدرمه، ونه برادرم . اون تنها عشق زندگی منه که بادستای کوچولوی مردونه اش موهام رو نوازش میکنه و برای اینکه غصه هام رو فراموش کنم، با صدای قشنگش توی گوشم میگه : مامان، امروز موهات چقدر قشنگ شده .......❤️ وتوی اون ثانیه هاست که من اوج میگیرم وبا عشق زندگیم از ته دل میخندم.... آره ..... عشق زندگی من اون چشمای قشنگ مردونه ست که با نگاهش فریاد میزنه :مامان عاشقتم........ومن با تمام پوست و گوشت و خونم عشقش رو احساس میکنم.....😍😍😍😍
1078

عزیزمنم زمان نامزدی این مشکل و داشتم.اما پیش هم نبودیم شوهرم شهر دیگه کار میکرد.به خاطر همین فقط یه روز توهفته پیش هم بودیم .یه چهار یا پنج هفته خونه ما بودیم.چهار یا پنج هفته هم خونه مادرش.مشکلیم نبود.اما اینکه همیشه شما بخواین خونه مادرش بمونین خوب نیست بنظر خودم

نری بهتره. منم شوهرم همینطوری بود ولی متاسفانه من میرفتم و میموندم، خانوادم هم چیزی نمیکفتن. بعدا فهمیدم چه اشتباه بزرگی کردم. احساس میکنم خودم رو خیلی کوچیک کردم پیششون

عاقا ما یه مرغ داریم 😒 از وقتی فهمیده مرغ گرون شده دیگه تخم نمیکنه،،🐣،، میگه  فقط سزارین ، طبیعی هیکلم خراب میشه😌
1090
نری بهتره. منم شوهرم همینطوری بود ولی متاسفانه من میرفتم و میموندم، خانوادم هم چیزی نمیکفتن. بعدا فه ...


دقیقا مث من ...البتہ ما ۱۳ ساعت با ھم فاصلہ داشتیم ..یادمہ چنماہ موندہ بود ب عروسیم من خونشون بودم،  بعد مامانش ب شوھرم گفت کی زنتو میفرسی برہ،  جاریاش میگن این چ عروسیہ ک ھمش پیش نامزدش بود ...خیلی ناراحت شدم و شوھرمم یک کلمہ حرف نزد

-حوصلہ حرف زدن ندارم سرم خیلی درد میکنہ    ھمزمان دستش بہ سمت قفسہ سینش رفت     -جدیدا درد سرم خیلی بیشتر شدہ قفسہ سینش رو مالش داد     -درد میکنہ....درد میکنہ ...سرم خیلی درد میکنہ ..      ولی دستش بہ جای سرش روی قلبش بود        قطرہ اشکی از گوشہ چشمش چکید        -درد میکنہ ...💔
1073
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

1096
1094
1048
1074
1062
1036
1077
1081
726
1098
پربازدیدترین تاپیک های امروز
931
24
83
1087
29
977
1067