1177
44
عنوان

من با شوهرم دعوام شده

810 بازدید | 81 پست

توروخدا کمکم کنید من خیلی دوسش دارم ولی وضعیت خیلی جدیه

ما باهم نامزدیم و اون دوس داره ک من شب ها خونه مادرش برم و اونجا بخوابم

ولی خانواده من اجازه نمی‌دن و من خودم هم خجالت میکشم

  I'm always hungry or tird or Both

برو چاره نیس مواظب باش

غصه اگر هست  بگو تا باشد.معنی  خوشبختی  بودن اندوه است ،این همه غصه و غم، این همه شادی و شور ،چه بخواهی و چه نه ، میوه یک باغند .همه را باهم و با عشق بچین . ولی از یاد مبر ،پشت هر کوه بلند سبزه زاری است پر از یاد خدا و در آن باز کسی میخواند : که خدا هست ،تا خدا هست دگر غصه چرااا؟؟؟

بلیط هواپیمات رو ارزون بخر !


کلیک کن متوجه میشی

1156

اون بیاد خونتون بمونه

پسر داشتن حس شیرینیه ....دنیای معصوم وکودکانه اش به من که یک زن هستم حس آرامش عجیبی میده.... وقتی که از همه مرد های زندگیم نا امید میشم و به یه گوشه پناه میبرم، یه مرد کوچولو میاد پیشم که نه شوهرمه ، نه پدرمه، ونه برادرم . اون تنها عشق زندگی منه که بادستای کوچولوی مردونه اش موهام رو نوازش میکنه و برای اینکه غصه هام رو فراموش کنم، با صدای قشنگش توی گوشم میگه : مامان، امروز موهات چقدر قشنگ شده .......❤️ وتوی اون ثانیه هاست که من اوج میگیرم وبا عشق زندگیم از ته دل میخندم.... آره ..... عشق زندگی من اون چشمای قشنگ مردونه ست که با نگاهش فریاد میزنه :مامان عاشقتم........ومن با تمام پوست و گوشت و خونم عشقش رو احساس میکنم.....😍😍😍😍
1189

عزیزمنم زمان نامزدی این مشکل و داشتم.اما پیش هم نبودیم شوهرم شهر دیگه کار میکرد.به خاطر همین فقط یه روز توهفته پیش هم بودیم .یه چهار یا پنج هفته خونه ما بودیم.چهار یا پنج هفته هم خونه مادرش.مشکلیم نبود.اما اینکه همیشه شما بخواین خونه مادرش بمونین خوب نیست بنظر خودم

نری بهتره. منم شوهرم همینطوری بود ولی متاسفانه من میرفتم و میموندم، خانوادم هم چیزی نمیکفتن. بعدا فهمیدم چه اشتباه بزرگی کردم. احساس میکنم خودم رو خیلی کوچیک کردم پیششون

عاقا ما یه مرغ داریم 😒 از وقتی فهمیده مرغ گرون شده دیگه تخم نمیکنه،،🐣،، میگه  فقط سزارین ، طبیعی هیکلم خراب میشه😌
1184
نری بهتره. منم شوهرم همینطوری بود ولی متاسفانه من میرفتم و میموندم، خانوادم هم چیزی نمیکفتن. بعدا فه ...


دقیقا مث من ...البتہ ما ۱۳ ساعت با ھم فاصلہ داشتیم ..یادمہ چنماہ موندہ بود ب عروسیم من خونشون بودم،  بعد مامانش ب شوھرم گفت کی زنتو میفرسی برہ،  جاریاش میگن این چ عروسیہ ک ھمش پیش نامزدش بود ...خیلی ناراحت شدم و شوھرمم یک کلمہ حرف نزد

شکستم .... آنقدر آھسته که صدای شکستنم  کسی  را آزار نداد...صدای شکستنم را فقط دیوارھای اتاقم شنیدند...صدای شکستنم را قلم و کاغذ شنیدند‘ و شعــر پس  دادند ... صدای شکستنم را خدا شنید و سکوت جواب داد...می دانی؟  فقط بغض میکنم ..این سخت تر از ھرچیزست بغض داشته باشی و بخندی .... خیالت راحت! از درون شکستم ...صدای شکستنم را ھیچ کـس نفھمید ...
1190
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

1096
1159
1203
1144
1153
1192
83
24
224
29
1198