834
44
عنوان

ب ا س ن ت خ ت

787 بازدید | 60 پست

من پشتم صافه .با  سن ندارم .البته وقتی لباس خونه میپوشم خوبم اما با مانتو زیاد نیست 

الانم که بچه کوچیک دارم وقتی بچرو بغل میکنم کمرم گود مبشه و اصلا اون قسمت انگار صاف صافه .امروز تو اسانسور داشتم خودمو نگاه میکردم خیلی بد بودم

روشی هست ک درستش کنم؟عمل و بوتاکس و اینا نه .چون نه دوس دارم نه هزینشو دارم

و خدایی که به شدت کافیست....


836
8

از این شورتا بخر که ب ا س ن توشه ینی پروتز توشه ینی خودشون برجستگی دارن ینی مثله سوتینا که اسفنج دارن ینی و زهرمار😩

متاسفانه بعضیارو نمیشه قانع کرد، باید به نفهمیشون احترام گذاشت                                به بعضی ها باید گفت کورمون نکنی با اون روشن فکریت چلچراغ

لباس زیر(شورت) پروتز دار بپوش.ولی به نظرم اهمیت نداره ها.چرا اینقدر درگیرش کردی خودتو

من دختر پاییزم.دختری از تبار رویاها .من وجودم را از درختان استوار هدیه گرفتم و همواره به صدای ظریف دستانم میبالم،به نرمی خطوطی که با دستان من رشته رشته درهم بافته میشوند تا لباسی از جنس برف بر تن سرد رهگذران کنم،تا شاید روزی از من یاد کنند و از گرمی وجودشان که وامدار من است فریاد برآورند که من همانم، همان وجود سرد درمانده که روزی از جنگل رویا عبور کرد و دستان خود را بر تنه خیس درختان پاییز می‌کشید تا از لمس ظرافت پاییز بر تن ستبر درختان بی نصیب نماند واز بوی باران نفس می کشید.آری من همانم که سالها با گرمای آن وجود پاییزی عاشق شد و بزرگ شد  و بزرگی را آموخت.ای کاش من شهریوری بودم و آن آتش سوزان را به همراه داشتم. آن عشقی که از گرمایش معشوق را گرفتار میکند و عاشق را از پای در می آورد.آن گرمای سوزانی که برف زمستان درونت را آب میکند تا جاری شوی و سیراب کنی تشنگان جهان را.اما حس میکنم که من نیز طعم آن عشق را چشیده ام، آری من آن عشق سوزان را در وجودم حس میکنم.انگار من نیز شهریوری ام.کاش تو هم دختر شهریور صدایم کنی تا همه بدانند که من عاشقترینم. ای مردم جهان میشوید من دختر شهریورم همانکه عاشق شد معشوق شد اما نسوخت.چون از تبار درختان استوار پاییز بودم من بزرگی را آموختم از گذشته سرد عبور کردم،بهار را دیدم و سرخوش و مست از عطر گلهایش قدم در خشکی تابستان گذاشتم تا سوختن را بیاموزم. اما کار من سوختن نیست، من من نه میسوزانم و نه میسوزم.دلهای پاک، بهاری اند و طاقت سوختن ندارند اما نه ...شاید این دلهای بهاری طاقت بیاورند این عشق آتشین را و به سرخی قلبهای تپنده  پاییز رسند و در صدای مبهم خش خش برگهای آن  صدای گریه معشوق را بشنوند و دنبال کنند تا اینکه آن دختر پاییز را ببینند که چگونه ملول از گرمای عشق سوزان در گوشه ای خلوت از عمق جنگل رویا بخواب رفته تا دوباره دستهایش جان یابند تا آن خطوط نرم را آرام آرام تا چله زمستان رشته رشته در هم ببافد و آن لباس برفی را به رهگذران هدیه دهد.به امید اینکه هرگاه وجودشان سراسر گرمای عشق دخترک را حس کرد یادش کنند و مهربانی کنند و عاشقی کنند.
584
851
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

820
811
745
816
843
726
830
263
24
803
پربازدیدترین تاپیک های امروز
224
844
797
841
847
763
823
83
داغ ترین های تاپیک های امروز