برادرشوهرم17سالشه میخواسته برع خوابگاه شوهرم نذاشته مادرشوهرمم زنگ زدع خوبیت ندازه تنها باشی دیگ خودتون بفهمین مجبور بودم.حالا3ساله پیش منه خودشم میدونه ازش متنفرم.دیروز بهش میگم تقویت روو بده میخام گوشیمو بزنم شارژ.پرو میگ خودم لازمش دازم.یا دمپخت مرغ گذاشتم توش3تامرغ برا اون3تا تیکم برا خودم.رفته 5تیک برا خودش کشید خورد.انقدر ناراحت شدم.بچه کوچیک دارم 9,ماهشه