یازده سالم بود سراینکه با داداشم ک ۳سال از خودم کوچیکتر بود دعوا میکردیم خب بچه بودیم منو برد اتاق با کمربندش سیاه کبودم کرد بعدش با ماشین برد ی خیابونی با کتک پیادم کرد من فقط بچه بودم
ب اولین خاستگارم بله دادم ولی از شانس خرابم بدتر از بابام شد الان ک دارم جدا میشم بابام برگش گف تو ازهمون اول بد ذات بودی بردمت مثل سگ تو خیابون انداختمت
جلو همههههه با افتخار میگ تا جون داشتم زدم این دخترو
سه بار خودکشی ناموفق داشتم ولی نمیبخشمش هیچ وقت اگه خدایی باشه من از بابام نمیگذرم