بچهها شما قضاوت کنید و راه چاره بدید
من سال۹۰ ازدواج کردم دوتا بچه دارم
پسرم هنوز سه ماهش نشده
مامانم پیره و خواهرام مشغول زندگی خودشون هستن کمکی ندارم
اما از شوهرم بگم اونقدرررررررررررر بی چشم و روعه که توقع داره همه کار رو من تنهایی انجام بدم و حتی بچه رو نگه نمیداره من حمام برم
تا خسته باشه بادخترم بدحرف میزنه دعواش میکنه
اونم طفلی گریه میکنه آخر شب برام قصه بخون
خواهش میکنم بگید من بااین آدم چیکار کنم