حتمن به صلاحت نیس گلم
ولی من وقتلیی که خییییلی عاجز شدم
شب دلم خییییلی شکسته از دسه آدم زندکیم و ببین سرمو میکردم تو بالشتم جیغ میزدما از شدت فشاری که روم بود که گلوم میسوخت فرداش چشام وا نمیشد از گریه بخدای خودم میگفتم تو خابم یه نشونه بفرس دلم گرم شه یه خاب قشنگ میدیدم دلم آرووم....🥺
با خدا شب حرف بزن میشنوه صداتو باور کن برای من ج داده