من ۲۵ سالمه و دانشجوی پزشکیم و خوب چندتا خواستگار دارم من توی ۱۹ سالگی یبار تا نزدیکی نامزدی رفتم ولی خوب قبول نکردم چون اون آقا منو خیلی محدود میکرد و من از محدودیت متنفرم. الان شده ۲۵ سالم و خوب دختر بزرگ خانوادم و مامان و بابام آرزو دارن نوه هاشون ببینن اونا از زندگیشون گذشتن برای من ولی میدونی من هیچ علاقه ای به ازدواج ندارم چون کلی آرزو دارم برای آیندم حداقل سفر تنهایی دوست دارم برم و خیلی چیزای دیگه و شوهر کردن برام میشه محدودیت و نمیتونم به اون خاسته هام برسم از طرفی میگم که سنم دیگه داره میره بالا کم کم میترسم موقعیتهای خوبمو از دس بدم و خوب خانوادم اصرار نمیکنن ولی خوب متوجه هستم که دوس دارن چون اونا هم سنشون داره میره بالا حدود ۶۰ سالشون ولی هنوز نوه ندارن. بنظرتون ازدواج خ به یا نه ؟؟ میگم شاید وقتی بچه بودم زیر ۲۰ سال میتونستم یه زندگی اداره کنم و ازدواج کنن ولی الان نمیتونم چون ارزوهام خیلی بزرگتر شدن و البته پزشک شدنم درش بی تاثیر نی