نمیدونم چیکار کنم حالم از خودم بهم میخوره وقتی یادم میاد اینقدر حقیرم میخوام بالا بیارم رو خودم😭😭
من کنکوریم رفتم پانسیون مطالعاتی ثبت نام کردم چون اونجا خیلی بهتر میخونم ولی یه مشکل بدد دارم😭😭نمیتونم مغزمو کنترل کنم نمیتونم خودمو افکارمو کنترل کنم روم نمیشه به کسی مشکلمو بگم دارم رواانی میشم فقط
یه دختره یه مدت میاد پانسیون ازین دختراییه که تیپ پسرونه میزنه رفتارای پسرونه داره موهاش کوتاست.
من روزای اول اصلا به این محل نمیزاشتم یجورایی چندش میدیدمش و اصلا باهاش حرفم نمیزدم و حتی قضاوتشم میکردم😭اخه با دوستم میدیدیم با یکی از دخترا که دوستش بود خیلی صمیمین و یجوری با هم رفتار میکنن مینشستیم غیبتشونو میکردیم که اره چقد چندش و حال بهم زنن اینا
بعد یه روز پیش اومد من رفتم تو اتاقشون با یکی از دوستام حرف بزنم اینم اونجا بود اتفاقی باهاش حرف زدم الان کل فکر و ذکرم درگیرش شده😭😭😭😭😭😭😭😭😭چند روزه میرم پانسیون فقط میخوام اونو ببینم فقط میخوام منو ببینه مثل بچگیام شدم ک رو پسرعموم کراش بودم هر وقت میخواستن بیان خونمون هیجان زده میشدم به خودم میرسیدم و لباس خوشگلامو میپوشیدم