2777
2789
عنوان

چرا مامانم اینطوریه

196 بازدید | 10 پست

من سالها ست ازدواج کردم 

منتهی وقتی میام خونه مامانم واقعا به مرز جنون میرسم و برمیگردم 

مدام غر میزنه 

مدام توهین میکنه بعد میگه من خیر شما رو میخوام 

بقران یک دقیقه ساکت نمیمونه مداااااام غر غر غر غر

دو روز میاییم خونه مامان بابام سر چیز الکی با بابام دعوا میکنه و کوفتمون میکنه دو روز خونه بودن رو 

چهل ساله باباش بهش میگه موقعی که دارم استراحت میکنم سر و صدا نکن اما دقیقا وقتی بابام میخواد استراحت کنه آشپزخونه رو میذاره روو سرش 

و کارای این مدلی

همیشه هم داره از من و بقیه بچه هاش ایراد میگیره، انقدر چیزی نداره بگه که به من میگه دست خطت خیلی زشته.... ، بقیه عیب و از ادایی که چپ و راست میذاره بماند.... 

تا بتونم نمیام خونه مامانم اما خب من ماهی یکبار شاید بیام یکی دو شب بمونم و برم 

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

خو نمون بیا ی سری بزن برو شاید خوشش نمیاد برید بمونید خوب

نه اتفاقا دوست داره بمونیم، کلا مدلشه فر بزنه، به همه چی هم همینطوریه 

از در و دیوار هم ایراد میگیره 

والا خودش زنگ میزنه بیایید بیایید وگرنه اینطوری نیست که خوشش نیاد، ببین حتی از لباس کسی که توو خیابون داره راه میره هم ایراد میگیره و نیم ساعت در موردش غر میزنه 

انرژی منفی محض 

شاید از زندگیش راضی نیست سر بقیه خالی می‌کنهشما هم زیاد نمونید

من تا جایی که میشه کم میرم ولی خب کلا مدلش غر زدنه، حالا من باز خیای مهم نیست برام، دلم برا داداشم میسوزه، بخدا یک ساعت توو خونه پدر و مادرش راحت نسگیست، از وقتی میاد مامانم هی بهش تیکه میندازه، باورت نمیشه حتی در مورد 30 سال پیش که داداشم توو بچگی به شوهر خاله مادربزرگم سلام نکرده هنوووز به داداشم تیکه میندازه 

دیر بیا و زود برو

من خیای سعی میکنم کم بیام و وقتی هم نیام معمولا خونه نیستم، میرم خونه مادربزرگی اینوری اونوری جایی 

ولی خیلی اخلاقش بده، حس میکنم منم مثل مامانم شدم بسکه روو سرمون غر زده، فک میکنم منم برای بچه م اینطوری باشه خیای وحشتناکه 

بخدا ب جایی رسیده حرف میزنه هیچ کدوم جوابش رو نمیدیم دیگه، اصلا گوش نمی‌کنیم که بخواییم جواب بدیم 


مامان منم از ملل خودت بدتره خیلی کم میرم اونجا اعصابمم آرومه تو هم تا میتونی نرو عزیزم

جالبه که ی مدته میگه بیا با هم بریم سفر، وقتی ازش دورم میگم خب مادره به هر حال باهاش برم و... ، ولی یک رو میام پیشش به خودم میگم غلط میکنی بری سفر 

آخرین بار که باهاش رفتم سفر تمام برگشت به خودم فحش دادم، ببین چها روز سفر بودی، هشت روزش رو قهر بود. وای بهش فکر میکنن مغزم درد میگیره 

از ی طرف میگم مادره و... از ی طرف واقعا کاراش عجیبه، جالبه سنش هم زیاد نیست که بگم دیگه پیره شده ولی خیلی طرز فکرش داغون و اذیت کننده س

من چند روز پیش، طلا خریدم،داشتم در موردش با خواهرم صحبت می‌کردم که شنید، همممه الان دارن روی طلا سرمایه گذاری میکنن، جای اینکه بگه آفرین پولاتو جمع کردی طلا خریدی، میگه این چیزا برکت نداره، زندگیتون به درد نمیخوره با این کارا، میگم خب چرا مشکلش چیه؟! میگه همین شماها هی میرید طلا میخرید قیمتش میره بالا، ینی دولتمردها هنوز نمیدونن قیمت طلا رو چطوری کنترل کنن مامان من فتوا میده، اصلا ی چیزای عجیبی میگه... 

جالبه که ی مدته میگه بیا با هم بریم سفر، وقتی ازش دورم میگم خب مادره به هر حال باهاش برم و... ، ولی ...

ازش فاصله بگیر اون موقه بهت بی احترامی نمیکنه مامان منم همین جوریه متاسفانه از آدم و عالم گله داره 

من تا جایی که میشه کم میرم ولی خب کلا مدلش غر زدنه، حالا من باز خیای مهم نیست برام، دلم برا داداشم م ...

ازاین آدما زیادن باید کنار بیای 

کلا ترجیح میدم بچه افسرده باشه تا شاد

تو باغ زندگی فقط یه تک‌گله اونم من

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز