من سالها ست ازدواج کردم
منتهی وقتی میام خونه مامانم واقعا به مرز جنون میرسم و برمیگردم
مدام غر میزنه
مدام توهین میکنه بعد میگه من خیر شما رو میخوام
بقران یک دقیقه ساکت نمیمونه مداااااام غر غر غر غر
دو روز میاییم خونه مامان بابام سر چیز الکی با بابام دعوا میکنه و کوفتمون میکنه دو روز خونه بودن رو
چهل ساله باباش بهش میگه موقعی که دارم استراحت میکنم سر و صدا نکن اما دقیقا وقتی بابام میخواد استراحت کنه آشپزخونه رو میذاره روو سرش
و کارای این مدلی
همیشه هم داره از من و بقیه بچه هاش ایراد میگیره، انقدر چیزی نداره بگه که به من میگه دست خطت خیلی زشته.... ، بقیه عیب و از ادایی که چپ و راست میذاره بماند....
تا بتونم نمیام خونه مامانم اما خب من ماهی یکبار شاید بیام یکی دو شب بمونم و برم