دیگه واقعا این ویژگی مامانم داره میره رو اعصابم صد بار بهش گفتم بدم میاد این موضوعو بهش اشاره کنی حتی اون وقت گاه و بیگاه هی بحثشو پیش می کشه تاام میگم نگو مه نه که خواستگار داری😐
19 سالمم بیشتر نیست نه این که بگن آخه ترشیدمم
میگم خو من قصدشو ندارم نمی خوامم که خواستگار داشته باشم
امروزم داشتم می گفتم خوش به حال دختر خالم قراره پولدار شه چون خواستگار پولدار اومده براش باز اینم ربط داد به شوهر بعد دیگه عصبانی شدم گفتم چرا همش شوهر شوهر می کنی خستم کردی دیگه وقتی چندین بار بهت فگتم حتی از پیش کشیدن حرفشم بدم میاد چرا هی حرفشو میاری وسط
بعد در اومده میگه که آرهههههه تو دلت شوهر می خواد که گیر دادی به این یه حرف من انقد عقب مونده نباش یکی بیاد بگیرتت و فلان
بعدم تلفنو روم قطع می کنه
باور کنید احساس می کنم سلامت روانمو کامل دارم از دست میدمممم چرا بقیه دوستام تو خوابگاه هی میگن مامانای ما میگن ما دخترمون و شوهر نمیدیم فلان ما دبه ترشی انداختیم
اون وقت مامان من مسرانه داره جهاز می چینه
واقعا قلبم درد می کنه از دستش :/