من از مجبوری و اینکه بچه هام دوست دارن بخاطر عمه و عمو میریم
ی خواهرشو مجرد دارم و ی برادر شوهر متاهل اونم دوتا بچه داره مثل ما که دورهم خوش میگذره انصافا
ما ماهی دوبار میریم،هغته درمیون یعنی
بعد قرار شد هرچند هفته ما دعوت کنیم
بعد جاریم
خلاصه اگر من سالی یکبار دعوت کنم یا سالی
۲۰ بار اما جاریم فقط و فقط بکبار میگه
حالا اینکه شوهرم پسر بزرگست ،یا جاریم زرنگه تا تنبلیش میاد نمیدونم اما چون واحد بالای مادرشوهره قشنگ میدونن خیلی میره و میاد با فامیل خودش اما ماهارو اهمیت نمیده ک کلا۴ ادم بزرگیم و۲ بچه
بعد شوهرم مرتب میگه،ولشون کن بیا ما دعوت کنیم
منم گفتم بهم برمیخوره اینجوری،اصلا خونه مامانت هم کمتر بریم
هرهفته بریم سربزنیم بخاطر بچه ها،اما ماهی یبار شام بریم فقط
میگ مامانم گناه داره هیچ جارو نداره مهمونی بره
بیا هر۳ماهیی بگیم حداقل بیان
چکنم؟فقط بخاطر جاریم زورم میاد
وگرنه مامان و خواهرش۲ نفرن
جاریمم دوست دارمش اونام۲ نفرن
اما حس میکنم اون چرا بی احترامی میکنه پس؟