2777
2789
عنوان

جدیدا حوصله ی پارتنر مارتنر ندارم

129 بازدید | 13 پست

عمیقا دلم میخواد مستقیم برم سر اصل مطلب

حوصله ی مجازی(بدون شریک) و جدایی ندارم

میخوام با یکی ازدواج کنم ولی خب کسی نیس که به چشمم بیاد چون عاشق یکی ام😐😂

او یکه و تنها در کوهستان زندگی آرامی داشت،انعکاس نور مهتاب را در چشمه بسیار دوست میداشت،دلگرمی او تنها روشنی نور مهتاب بود،وقتی آب چشمه غلتان میشد نور ماه گریزان میشد،گرفتن نور مهتاب نه کاریست آسان،همچون پرواز پرنده ای که می پرد هراسان...

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

وای منم چندروزه بایه پسره صحبت میکنم

بیچاره پسر خیلی خوبیه هم ظاهرا

ازدواجیه

شرایطش هم‌خوبه

ولی نمیدونم‌چمه اصلا اعصاب و حوصله ندارم

از صبح همش دلم میخواست بلاکش کنم🤣🤣

چه عشقی وقتی رابطه‌ای نبوده و نیست چطور عاشقشی ؟؟؟؟ اینا همش تغیراتت هرمونی و ذهنیه با عشق اشتباه نگ ...

هرچی ک باشه من کسی به چشمم نمیاد نمیدونم چرا قلبم نمیره سمت کسی

او یکه و تنها در کوهستان زندگی آرامی داشت،انعکاس نور مهتاب را در چشمه بسیار دوست میداشت،دلگرمی او تنها روشنی نور مهتاب بود،وقتی آب چشمه غلتان میشد نور ماه گریزان میشد،گرفتن نور مهتاب نه کاریست آسان،همچون پرواز پرنده ای که می پرد هراسان...
همیشه عشق کافی نیست عزیزم ، با منطقت تصمیم بگیر

میدونم کافی نیست ولی من دوست ندارم با شخص دیگه ای برم زیر یه سقف،چندشم میشه

او یکه و تنها در کوهستان زندگی آرامی داشت،انعکاس نور مهتاب را در چشمه بسیار دوست میداشت،دلگرمی او تنها روشنی نور مهتاب بود،وقتی آب چشمه غلتان میشد نور ماه گریزان میشد،گرفتن نور مهتاب نه کاریست آسان،همچون پرواز پرنده ای که می پرد هراسان...
هرچی ک باشه من کسی به چشمم نمیاد نمیدونم چرا قلبم نمیره سمت کسی

دقیقا هم باید همینجوری باشه ادم نهایتا از دهتا خواستگار هم که میاد دلش برا یکی دوتا پر میزنه و میلرزه با همه که حال ادم‌خوب نیست بعضیا اشغالن و تو نمیفهمی ولی ذهنت حست رفتارش اینجوری له ذهنت القا میکنه که نپسندش

دقیقا هم باید همینجوری باشه ادم نهایتا از دهتا خواستگار هم که میاد دلش برا یکی دوتا پر میزنه و میلرز ...

خواهر گرفتارم انگار طلسم شدم نمیدونم چرا نمیتونم به کس دیگه ای فکر کنم

او یکه و تنها در کوهستان زندگی آرامی داشت،انعکاس نور مهتاب را در چشمه بسیار دوست میداشت،دلگرمی او تنها روشنی نور مهتاب بود،وقتی آب چشمه غلتان میشد نور ماه گریزان میشد،گرفتن نور مهتاب نه کاریست آسان،همچون پرواز پرنده ای که می پرد هراسان...
منم مثل شما فکر میکردم ، ولی الان عاشقم شوهرمم

اصلاااا نمیتونممم

حتی نمیتونم با خواستگار حرف بزنم حالم بد میشه

او یکه و تنها در کوهستان زندگی آرامی داشت،انعکاس نور مهتاب را در چشمه بسیار دوست میداشت،دلگرمی او تنها روشنی نور مهتاب بود،وقتی آب چشمه غلتان میشد نور ماه گریزان میشد،گرفتن نور مهتاب نه کاریست آسان،همچون پرواز پرنده ای که می پرد هراسان...
خواهر گرفتارم انگار طلسم شدم نمیدونم چرا نمیتونم به کس دیگه ای فکر کنم

نه با چه طلسمی ، داری به یکی فکر میکنی شبانه روز  تمام اوقات عمرتو داری به اون گره میزنی بعد میخوای یه رابطه دیگه شروع کنی

نه با چه طلسمی ، داری به یکی فکر میکنی شبانه روز تمام اوقات عمرتو داری به اون گره میزنی بعد میخوای ...

خب دست من نیس تا مغز استخوانم نفوذ کرده

او یکه و تنها در کوهستان زندگی آرامی داشت،انعکاس نور مهتاب را در چشمه بسیار دوست میداشت،دلگرمی او تنها روشنی نور مهتاب بود،وقتی آب چشمه غلتان میشد نور ماه گریزان میشد،گرفتن نور مهتاب نه کاریست آسان،همچون پرواز پرنده ای که می پرد هراسان...
خب دست من نیس تا مغز استخوانم نفوذ کرده

بدون این عشق نیست تا بدستش میاری تازه اگه بیاری خاموش میشه تازه زندکی جهنمی شروع میشه چون چشمات الان بدیهاشو نمیبینه بعدا که بهش رسیدی و دیدی هزار بار ارزوی نبودن میکنی

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

دلم میخواد

simim68 | 3 دقیقه پیش
2791
2779
2792